تشكيل تيم‌هاي نوآور

   

اين كتاب حاصل تجارب من در كار با تيم‌هاي نوآور و نيز تشكيل اين گروه‌ها در طي 20 سال گذشته است. همچنين در برگيرنده دانش مديران اجرايي، مشاورين و پژوهش‌گراني است كه مرا در توسعه و رهبري تيم‌هاي نوآور كارآمد[1] در طي اين سال‌ها ياري كرده‌اند. كتاب حاضر، ماحصل موفقيت‌ها و در حقيقت كاستي‌هايي است كه در برنامه‌هاي نوآوري در برخي از رقابتي‌ترين محيط‌هاي قابل تصور دنيا وجود داشته است.

هدف كتاب

هدف كتاب، فراهم نمودن يك طرح عملي براي تشكيل تيم‌هاي نوآور است. بر روي كلمه "عملي" تاكيد مي‌كنم چون اين كتاب به مثابه ابزاري طراحي شده است كه مي‌توان آن را به كار برد و در سال‌هاي آتي به آن مراجعه نمود. اين كتاب متناسب با نيازهاي مديران اجرايي، سرپرستان و مديران درون سازمان‌ها و همين‌طور براي مديران موسسات دولتي، آموزشي و خدمات عمومي نوشته شده است.

چرا كتابي در زمينه تشكيل تيم‌هاي نوآور؟

در دنياي كسب و كار، نوآوري، سنگ زيربنا و اساس راهبرد رقابتي و كليد اصلي كسب مزيت رقابتي شده است. مهمتر آن كه، تمام سازمان‌ها امروزه صرف نظر از پيشرفت، به منظور حفظ بقاي خود به نوآوري نياز دارند. در عين حال، نوآوري به مراتب چالش‌انگيزترين و پيچيده‌ترين موضوعي است كه هر سازماني با آن مواجه مي‌شود. چنانچه در اين كتاب خواهيد ديد، نوآوري فعاليتي است كه ماية آن عدم اطمينان، ريسك و شانس است. بنابراين اكثر نوآوري‌ها بر لبة يك پرتگاه ايستاده‌اند. پيتر دراكر مي‌گويد به ازاي هر نوآوري كه با موفقيت به اتمام مي‌رسد، 99 نوآوري با شكست مواجه مي‌گردد؛ 99 نوآوري كه درباره آنها هيچ چيزي نمي‌شنويد. انجمن آمريكايي مديريت در بررسي‌هاي اخير خود از رؤساي 500 سازمان پرسيده است كه بالاترين اولويت‌هاي آنها براي بقاي سازمان‌شان در قرن بيست و يكم چه بوده است. تقريباً هر 500 نفر ابراز داشته‌اند كه نوآوري در رأس فهرست آنها قرار دارد. اما وقتي از آنها پرسيده شد در اين زمينه به چه كارهايي دست زده‌اند فقط 30 مدير اجرايي گفتند كه گام‌هايي به جلو برداشته و پيشرفت كرده‌اند. در مطالعه‌اي ديگر، علي‌رغم تشخيص روزافزون اين كه نوآوري تنها منبع پايدار براي رشد، كسب مزيت رقابتي و ثروت جديد مي‌باشد، آرتور دي. ليتل از طريق گفتگو با 669 مدير اجرايي شركت‌هاي جهاني دريافت كمتر از يك‌چهارم شركت‌ها معتقدند كه اگر مي‌خواهند در بازارها موفق عمل كنند، بايد نوآوري داشته باشند.

لزوم نوآوري مداوم

سوال اينجاست كه چرا نوآوري، امروزه موضوعي اين چنين داغ شده است؟ چرا اين طور ناگهاني، نوآوري در دستور كار سازمان‌ها قرار گرفته است؟ دلايل متعددي براي اين كار وجود دارد: قيمت‌گرايي[2] سريع، ضيق وقت، بازارهاي مبتني بر تقاضا، رقابت بين‌المللي شديد و غيره.

قيمت‌گرايي

اولين دليل براي انجام نوآوري، اين حقيقت واضح است كه ارزش كالاها و خدماتي كه يك زماني ارزشمند و عالي محسوب مي‌شدند، اكنون به سطح ارزش يك محصول مصرفي افت پيدا كرده است. در گذشته، ارزش افزودن واقعاً به همين معني بود، يعني ايجاد درآمدي بيشتر از سرمايه، و بدين منظور نوآوري بايستي با استفاده از راهكارهاي مختلف رقابتي، مزيتي از ديد مشتريان ارائه مي‌نمود. اما ارزش افزودن امروزه به واسطه نيروهاي شدت‌يافتة بازار، به تندي خنثي و بي‌اثر مي‌شود.

  به طور مثال اگر از فروشگاهي ديدن كنيد، وفور كامل اجناس و وسايل را تجربه خواهيد كرد: از تازه‌ترين ابزارآلات پيشرفته تا مواد خوراكي فوري براي هر نوع سليقه‌اي. ما اين روزها غرق در نعمت شده‌ايم. در نتيجه بازارها به سرعت اشباع شده و دچار اختناق مي‌شوند. هر خانواده‌اي صاحب دو يا سه خودروي شخصي، پنج يا شش ساعت مچي، هشت تلفن مختلف، يك دوجين كيف و چمدان است. انگار همگي مثل كلاغ‌ها شده‌ايم كه خانه‌هايشان را با كالاهاي مختلف پر مي‌كنند. با اين حال، با اين‌كه مي‌خواهيم به گزينه‌هاي متعدد و فراواني دسترسي داشته باشيم، و با اين‌كه خانه‌هاي مرتفع خود را با كالاهايي كه نياز نداريم پر مي‌كنيم، بازارها بسيار سريع اشباع مي‌شود. و وقتي بازارها اشباع شد، و هنگامي كه دسترسي به كالاها براي همه به سرعت و آني انجام پذيرفت، فرآيند قيمت‌گرايي شتاب بيشتري خواهد گرفت.

  امروزه هر چيزي، به سرعت ارزش خود را از دست مي‌دهد. از مزيت رقابتي پيشتاز و دانش پيشگام گرفته تا پيشرفته‌ترين دستگاه‌هاي موجود، از ارزش همه چيز به دليل وفور گزينه‌هاي مختلف در بازار كاسته شده است. هر چه اطلاعات، محصول يا خدمات خاصي- چه يك مدرك عالي مثل PhD، چه يك جفت جوراب عالي مثل 501s- بيشتر تقاضا داشته باشد سريع‌تر ارزش خود را از دست خواهد داد. در يك جمله مي‌توان گفت هر چيزي بيشتر وجود داشته باشد، ارزش آن كمتر است.

ضيق وقت

ضيق وقت، به قيمت‌گرايي بيشتر دامن زده و آن را تشديد مي‌كند. در عصر وفور انتخاب‌ها، تنها كالاي كمياب، وقت و توجه است- ما اين روزها همگي از بي‌نظمي ناشي از كم‌توجهي (ADD)[3] رنج مي‌بريم- و در دنيايي كه دچار ضيق وقت شده، ADD يعني كه ما آرزومند راحتي در همه چيز، همه جا و همه وقت هستيم. ما اكنون در يك فرهنگ سه‌دقيه‌اي زندگي مي‌كنيم: بازي‌هاي ويدئويي، بازي‌هاي فوتبال، بازي‌هاي آموزشي، بازي‌هاي خبري، بازي‌هاي سياسي، حتي بازي‌هاي جنگي نبايد بيش از 180 ثانيه به طول بيانجامند.

  همان‌طور كه رشد قراردادهاي ساعتي نشان مي‌دهد نياز به آموزش‌هاي كوتاه‌مدت هر روزه بيشتر مي‌شود؛ يعني اندوختن تجربة بيشتر در مدت زماني كمتر از گذشته. فروشگاه‌ها، بانك‌ها، تلويزيون و خبرگزاري‌ها؛ قهوه‌خانه‌ها، باشگاه‌ها و رستوران‌ها تمام‌وقت در طول هفته در همه روزهاي سال داير هستند؛ اسب‌دواني‌ها و باشگاه‌هاي ورزشي در تمام مدت شب داير هستند؛ سينماها در ساعت 5 صبح نمايش فيلم دارند؛ در فرودگاه‌ها براي ساعت 2 صبح پرواز وجود دارد. محصولات جديدي روانه بازار شده و سپس سريع‌تر از قطارهاي اكسپرس از بازار خارج مي‌شود، بازارهاي جديدي به وجود مي‌آيد، به اندازه عمر يك پروانه دوام مي‌آورند و سپس از بين مي‌روند. عادات خريداران روز به روز تغيير مي‌كند و بنابراين دنبال كردن روندها بايد بلادرنگ انجام شود. خريداران هر وقت خريد مي‌كنند چيز جديدي را انتظار دارند، به همين خاطر خرده‌فروشان طوري در بازارها آمد و شد مي‌كنند كه گويي فردايي نيست و چنان تخفيف مي‌دهند و قيمت‌شكني مي‌كنند كه انگار امروز وجود ندارد. "بهنگامي[4]" در هر حركت فيزيكي و مفهومي، ريشه كرده است. عمر دانش و دانايي، يك روز شده است، آژانس‌هاي خبري اطلاعات را با نيمه عمر 20 دقيقه به فروش رسانده و براي آن صورت‌حساب صادر مي‌كنند. كساني كه سواي حفظ موقعيت خود، نمي‌توانند به جلو جهش كنند، ارزش محصولات و خدمات محوري آنها افت بيشتري پيدا مي‌كند.

مشتريان كنترل بازارها را در دست مي‌گيرند

ظاهراً فراواني، قيمت‌گرايي و ضيق وقت، يكديگر را تقويت مي‌كنند، در نتيجه، اين امكان را براي مشتريان فراهم مي‌آورند تا بازارها را در اختيار خود درآورند. اين امر در دو سطح رخ مي‌دهد.

  اول اين‌كه وجود گزينه‌هاي زياد به معناي مازاد است و وقتي شما در عرضه مازاد داشته باشيد، با فشار ديگري بر روي قيمت مواجه خواهيد شد- كنترل كار شما در اختيار مشتري قرار مي‌گيرد. مشتري، فراواني را مي‌بيند، احساس نموده، با آن زندگي مي‌كند و واقعاً حس مي‌كند كه كنترل در اختيار اوست. او هر جايي خريد مي‌كند، هر چيزي را تقاضا كرده و غالباً نيز هر چيزي را كه نمي‌خواهد رد مي‌كند. فراواني يعني هميشه پيروزي با مشتري است، به عبارتي فعلاً قدرت در دست اوست.

  دوم اين‌كه وقتي شما در تقاضا با كمبود مواجه شويد، بايد به عرصة "رقابتي نگه‌داشتن قيمت" پا بگذاريد و وقتي كاري كرديد كه حاشيه سودتان تحليل رفت و زماني كه از سود خالص شما كاسته شد، مشتري كالاي شما را يك چيز كم‌ارزش تلقي مي‌كند، چه يك علامت تجاري عالي داشته باشيد، چه نداشته باشيد. باز، كنترل در دست مشتري قرار مي‌گيرد.

رقابت جهاني

در آينده رقابت بين‌المللي شديدتر خواهد شد. سريعاً كشورهاي در حال صنعتي شدن، نظير مكزيك و پاكستان، در منطقه شما شروع به فروش كالاهاي خود خواهند كرد. بهره‌ورترين و باكيفيت‌ترين كارخانه‌هاي دنيا را مي‌توان در مكزيك پيدا كرد. كارخانجات مكزيك- كارخانجات بزرگ اتوماتيك- بيش از يك دهه است كه به سطوح كيفيت و بهره‌وري جهاني، يعني ساعتي 4 دلار، دست پيدا كرده‌اند. پاكستان به طور مداوم در تلويزيون ژاپن تبليغ مي‌كند. پاكستان با بيش از 114 ميليون نفر و رشد 5/6 درصدي GDP (توليد ناخالص داخلي)، حتي با توجه با رويدادهاي اخير، با سرمايه‌گذاري‌هاي مشترك با Coke، Philips و GE، در قرن بيست و يكم ردپايي از خود بر جاي گذاشته است، و به دنبال فن‌آوري پيشرفته و گرفتن فاصله‌اي يك ميليون سال نوري با ملت‌هاي مصيبت‌زده فقيري است كه ما مي‌شناسيم.

  وقتي زيرساخت و دانش لازم براي فراهم نمودن و حفظ چنين سرمايه‌گذاري‌هايي افزايش يافت، تمام ملت‌هايي كه در سراسر دنيا سريعاً در حال صنعتي شدن هستند توانايي طراحي، ساخت و بازاريابي هر چيزي كه به خاطر شما خطور مي‌كند را به دست خواهند آورد. به خاطر داشته باشيد كه دانش و ايده‌ها اكنون مرزهاي بين‌المللي را با سرعت نور در مي‌نوردند. مرزهاي دوران جنگ سرد از بين رفته‌اند، مرزهاي زميني قديمي به سرعت در حال محو شدن هستند. نتيجه‌اي كه در اينجا مي‌توان گرفت عبارت است از: ولو آن‌كه سازمان شما با سرعت تمام نوآوري كند، ولو آن‌كه تمام سرمايه‌هاي فكري را در اختيار داشته باشيد، مللي كه سريعاً در حال توسعه‌اند، خيلي زود آخرين اختراعات شما را كپي خواهند كرد. و ارزش‌هاي شما باز دچار سقوط خواهد شد.

  پس، در مجموع، اشباع بازار و فراواني انتخاب‌ها كاهش قيمت‌ها را ايجاب مي‌نمايد؛ هر چيزي به يك كالاي معمولي تبديل مي‌گردد و اين امر، دير كه اتفاق نمي‌افتد بلكه خيلي زودتر از آن‌كه تصور كنيد اتفاق خواهد افتاد. گزينش و انتخاب، بيشتر ما دچار ضيق وقت مي‌كند- همه ما دچار فقر زماني و غناي انتظارات مي‌شويم. در عوض، مشتري كنترل بازار را در دست مي‌گيرد. رقابت بين‌المللي و ازدياد هر چيزي، از ارزش‌ها بيشتر خواهد كاست. روي‌هم رفته، وقتي تمام پويايي‌هاي بازار بيشتر دست به دست هم دهند، محصولات و خدماتي كه زماني ارزش بالايي داشتند به سرعت ارزش خود را از دست خواهند داد. مسابقه نوآوري در جهت حفظ ارزش اكنون در چندين جبهه، با چندين استراتژي و در نبردهاي متعدد در حال انجام است.

لزوم نوآوري در خدمات دولتي

در بخش دولتي نيز داستان مشابهي وجود دارد. نوآوري "اسم شب و رمز عبور" شده است. براي رئيس جمهوران و همين‌طور وزيران، نوآوري در سيستم‌هاي اجتماعي در رأس كارهاي آنها قرار گرفته است. چون همان‌طور كه جامعه بيش از پيش پيچيده شده، به سرعت تغيير كرده و از لحاظ فن‌آوري پيشرفت مي‌كند، انواع جديد مؤسسات و خدمات دولتي جهت برآورده ساختن انواع منحصر بفرد شرايط و انتظارات روزافزون عموم در يك سطح گسترده مورد نياز واقع مي‌شود. امروزه انتظارات عموم به سرعت بالا رفته است. مشتريان خدمات عمومي فقط خواستار سطوح عملكرد در كلاس جهاني- كه آن را در بخش خصوصي تجربه مي‌كنند- هستند.

  اما باز اعداد و ارقام نشان مي‌دهد كه اكثر نوآوري‌ها در بخش دولتي در برآورده ساختن انتظارات با اشكال مواجه شده يا هرگز به طور مؤثر عملي نمي‌شوند. و اين بالقوه يك فاجعه است. همان‌طور كه جمعيت شهرها افزايش پيدا مي‌كند، انتخاب ديگري بجز آوردن روش‌هاي جديد ريشه‌اي براي مديريت چنين خواست‌ها و پيچيدگي‌هاي در حال توسعه باقي نمي‌ماند. چه در زمينه حمل و نقل، كشاورزي، چه در زمينه آموزش، دولت‌ها به يك سري بهبودهاي عمده نياز دارند. در پايان بايد گفت افزايش كارايي نمي‌تواند جوابگوي اين قضيه باشد چون كل منافع حاصل از كارايي بالاخره تحليل خواهد رفت. تنها راه مطمئن براي تأثيرگذاري بر چنين توسعه مرحله‌اي مداومي، افزايش قابل ملاحظه در آهنگ موفقيت نوآوري‌ها در خدمات عمومي است.

تيم‌هاي نوآور: كليد موفقيت‌هاي آتي

اگر آيندة هر سازمان و بخش خدمات عمومي (دولت) اين قدر به نوآوري بستگي دارد، و اگر همان‌طور كه گزارش‌هاي فوق نشان مي‌دهد عملكرد ما در زمينه نوآوري پايين‌تر از حد لازم است، پس شايد نوآوري موفقيت‌آميز، چالش اصلي جهان كسب و كار و نيز دولت باشد. پس چه بايد كرد؟

  به مراتب، مهمترين عامل در رسيدن به نوآوري موفقيت‌آميز (معناي موفقيت‌آميز در مقوله نوآوري را در فصل 1 تعريف خواهم كرد)، گروهي است كه يك نوآوري مشخص را درك كرده، توسعه دهد و آن را به صورت تجاري درآورده يا عملياتي نمايد. اين در نگاه اول بديهي به نظر مي‌رسد، ولي تبديل گروهي از افراد به يك تيم نوآور كارآمدي (كارآمد را نيز بعداً تعريف خواهم نمود) كه بتواند به نتايج موفقيت‌آميزي دست پيدا كند، غالباً به درستي درك نشده و در نهايت به طور كامل فراموش شده است.

  دليل اين‌كه چرا اين موضوع حياتي به درستي درك نشده و اغلب به دست فراموشي سپرده شده اين است كه اكثر گروه‌هاي مديريت - و منظورم دقيقاً اكثريت است- هيچ مدل توسعه‌يافته‌اي براي تشكيل تيم‌هاي نوآور واقعاً كارآمد ندارند- حتي تا اكنون.

طرح كلي اين كتاب

اين كتاب در چهار بخش تهيه شده است كه هر بخش شامل مجموعه‌اي از ايده‌هاست. در هر بخش بينش‌هاي اصلي، عناصر تشكيل‌دهنده، راهبردها و ابزارهاي مورد نياز براي تشكيل تيم‌هاي نوآور در مواقعي كه لزوم نوآوري سريع و پيچيده احساس مي‌گردد، تشريح شده است.

  بخش 1- پويايي‌هاي نوآوري: نوآوري داراي ماهيت منحصر بفردي است كه نيروي محركة آن، عدم اطمينان مي‌باشد. به منظور پشت سر گذاشتن اين عدم اطمينان، نياز مبرمي به تشكيل تيم‌هايي موسوم به "تيم‌هاي نوآور" احساس مي‌شود. در بخش اول، پويايي‌هاي نوآوري بر حسب ماهيت متمايز آن و صفات مشخصي كه تيم نوآور بايد براي اجراي موفقيت‌آميز نوآوري داشته باشد، مطرح مي‌گردد.

  بخش 2-پويايي‌هاي تشكيل تيم‌هاي نوآور: تشكيل تيم‌هاي نوآور صرفاً كنار هم گذاشتن چندين فرد در يك گروه و سپس خواستن از آنها كه نوآوري موفقيت‌آميزي داشته باشند، نيست. متأسفانه، به نظر مي‌رسد كه اين رويكرد، امروزه شيوة اصلي تشكيل تيم‌هاي نوآور است. اما كار گروهي و به ويژه تشكيل تيم‌هاي نوآور، يك علم در حال توسعه با دانشي است كه مي‌توان از آن در افزايش قابل توجه كارآيي تيم استفاده نمود. در بخش دوم كتاب، سيستم‌ها و عوامل كليدي پويايي‌هاي تشكيل تيم‌هاي نوآور مطرح مي‌گردد.

  بخش 3- روش تشكيل تيم‌هاي نوآور: روش، اساس تشكيل تمام تيم‌ها مي‌باشد. در واقع، روش غالباً حلقة گم‌شده براي عملكرد تيم است. در بخش سوم اين كتاب دلايل ضروري بودن تمرين، و جزييات چارچوب راهبردهاي عملي و نيز ابزارهاي توسعه و يكپارچه‌سازي گروه‌هاي نوآور كارآمد مطرح مي‌گردد.

  بخش 4- ضمائم: اين بخش شامل روش‌هاي تيم‌سازي، پرسش‌نامه‌ها و ديگر مطالب تكميلي كتاب مي‌باشد.

  در مجموع، تشكيل تيم‌هاي نوآور يك مدل كاربردي جامع است كه آن را مي‌توان در هر شرايطي، تجاري يا دولتي كه در آن ايده‌هاي جديد به واقعيت و با قابليت اطمينان بيشتر تبديل مي‌گردند، به كار برد. در نتيجه، كتاب تشكيل تيم‌هاي نوآور، در سال‌هاي آتي كه لزوم نوآوري بيشتر مي‌شود، براي شما سرماية مطمئني خواهد بود.

كريس هريس



[1]. High performance : در اين كتاب به لحاظ رواني مطلب، به جاي "با عملكرد بالا" از جايگزين "كارآمد" استفاده شده است.

[2]. Commoditization : فرآيندي كه به موجب آن انتخاب محصول بيشتر از آن‌كه به تفاوت در خصوصيات، خدمات ارزش‌افزا يا منافع وابسته باشد به قيمت آن محصول وابسته است.

[3]. Attention Deficit Disorder

[4]. Just-in-time