ماهيت منحصر بفرد نوآوري
ماهيت منحصر بفرد نوآوري
انجام هيچ چيزي مشكلتر، موفقيت آن مشكوكتر و برخورد با آن خطرناكتر از آغاز نمودن يك سري كار جديد نيست.
ماكياولي.
امروزه نوآوري يك ضرورت يا نياز رقابتي است. با اين حال، اين نياز رقابتي مشابه هيچيك از فعاليتهايي كه من ميشناسم، نيست. نوآوري، تلاش ابهامآميزي است كه فقط معدود افرادي در آن تبحّر پيدا ميكنند. و آنهايي نيز كه ادعاي شناخت پوياييهاي نوآوري را دارند در خفا اذعان ميكنند كه هنوز همچون هر تازهكاري، با ويژگيهاي عجيب و غريب نوآروي دست در گريبانند. نوآوري ميتواند جسارتي پرزحمت و بيرحمانه باشد كه اغلب هم اينگونه است. نوآوري ميتواند شعله هر كسب و كار تازهاي را در يك لحظه خاموش كند، ميتواند سهام يك شركت بزرگ را پايين آورده و آن را (براي هميشه) از فهرست بازار حذف كند و البته ميتواند موجب آشفتگي و مصيبتهاي محنتباري در بخش خدمات عمومي كه فعلاً متحمل هزينههاي سنگيني است، شود. در نتيجه، بروز اشتباه در نوآوري نسبت به بروز انحراف از برنامههاي عملياتي، آسانتر است. من و همكارانم براي اثبات اين موضوع، مصيبتهاي بسياري كشيده و به دردسرهاي زياي افتادهايم.
البته ما پاداش موفقيتهاي زيادي كه داشتهايم را گرفتهايم. ولي هرگز ادعا نميكنيم كه تمام پوياييهاي نوآوري را به طور كامل ميشناسيم و نميگوييم به عمق ماهيت منحصر بفرد آن پي بردهايم. با اين وجود به چندين راهكار دست پيدا كردهايم و مايليم كه تعدادي از آنها را در اينجا با شما در ميان بگذاريم.
تعاريف اصلي نوآوري
واقعاً معناي نوآوري چيست؟ در ادامه تعدادي از تعاريف انديشمندان پيشتاز در عرصه نوآوري ارائه ميشود. CBI، مركز نوآوريهاي تجاري، نوآوري را چنين تعريف ميكند: "تحقق ارزشي ناشي از ارائه راهحلي نو براي يك مسئله كه در نتيجه آن قواعد بازي (كار) تغيير كند". جيم آتربك، استاد رشته مديريت و مهندسي در دانشگاه MIT ميگويد نوآوري "احياي يك ايده و استفاده يا عرضه آن براي اولين بار است". كولين كليپسن، استاد پيشين معماري و تحقيق در دانشگاه ميشيگان ميگويد نوآوري "استفاده موفقيتآميز تجاري از يك راهحل نو است". پيتر دراكر نوآوري را به صورت "تغييري كه بُعد جديدي از عملكرد به وجود ميآورد" تعريف ميكند. بنابراين به طورخلاصه، از ديد فّني، كلمه "نوآوري" به معناي ارائه موفقيتآميز ايدههاي نو است.
با اين حال، اين تعاريف كيفي هستند. اغلب حسابداران وقتي چنين تعاريف مبهمي را ميشنوند، ابروهاي خود را بالا انداخته و غالباً خواهان تعابير ملموستري هستند. با اين حال، به غير از اينكه شما درباره يك نوآوري خاص صحبت كنيد، در يك لحظة خاص، محدود كردن تعريف كيفي نوآوري موفقيتآميز به چند فعاليت و اقدام عيني يكجور، گمراهكننده خواهد بود.
با اين وجود، مهمترين اقداماتي كه در اين عرصه با گذشت سالها بارها و بارها صورت پذيرفته است بر سه قاعده راهبردي مبتني هستند: سبقت جستن از انتظارات و نيازهاي برآورده نشده، بياننشده و/يا در حال ظهور مشتري؛ ايجاد يك فضاي بازاري جديد؛ و فراهم ساختن بازده بهتر سرمايهگذاري:
• سبقت جستن از انتظارات و نيازهاي برآوردهنشده، بياننشده و/يا در حال ظهور مشتري: همه موفقيتها يا در واقع شكستها، از يك انتظار شروع ميشود، يعني اميد به اين كه نتيجة كار همان چيزي باشد كه انتظار داريد، و برآورده ساختن اين انتظار بر عهده نوآوري است. هيچ انتظاري هم مهمتر از انتظار مشتري كه نوآوري در صدد برآورده ساختن آن باشد، نيست. اگر نوآوري دست كم، انتظارات مشتري را برآورده نسازد، نوآوري نيست. به علاوه، امروزه هم در بخش دولتي و هم در بخش خصوصي، هدف، سبقت جستن از انتظارات و نيازهاي در حال ظهور يا بياننشده مشتري شده است- خواستهها و آرزوهايي كه هماكنون در آغاز پيدايش بوده يا در واقع هنوز شناسايي و برآورده نشدهاند. و فراموش نكنيد كه اين چالش آساني نيست، چون تمام مشتريان اكنون به عنوان استاندارد خواهان سطوح بالاي كيفيت در خدمات هستند.
• ابداع مجدد يا ايجاد يك فضاي بازاري جديد: تغيير در دنياي كسب و كار ديگر تدريجي يا پيوسته نيست. امروزه تغيير به طور ناگهاني به وقوع ميپيوندد، يعني جهشهاي مخربي كه ميتوانند كاملاً نتايج بازي (كار) را تغيير دهند. در يك دنياي ناپيوسته، چيزي صرفاً نميتواند سريعتر اتفاق بيفتد، چيزهاي متفاوتاند كه سريعتر رخ ميدهند. در نتيجه، بهبود مستمر و افزايش كارآيي، ديگر به تنهايي مزيت رقابتي فراهم نميكنند. نوآوري نه تنها كليد پيشروي در رقابت است بلكه مقولههاي كاملاً جديدي در رقابت به وجود ميآورد. نوآوري ايجاد يك تفاوت، يعني ايجاد مفاهيم جديدي فراتر از سنّتهاي قديمي است. اكنون نوآوري اصطلاحاً بنيادي طبقهشكن[1] نظير مفاهيم كاري كاملاً نو ميتواند بازارهاي جديد و حتي صنايع كاملاً جديدي را به وجود آورد. اين نوع نوآوري اساساً در رابطه با مفاهيم جديدي است كه بخشهاي جديدي را خارج از بازارهاي سنّتي ايجاد ميكند.
• فراهم ساختن بازده بهتر كل سرمايهگذاري: البته اين امر در دنياي كسب و كار محور اساسي كار محسوب ميشود. اما همه اقدامات با توجه به انتظارات صورت ميگيرد. آنچه بازده عالي سرمايهگذاري در نظر گرفته ميشود نسبت يا رابطة صنعتي است، و به شخصي كه پيشبيني ميكند، بستگي دارد. اغلب انتظارات بر حسب سابقة كاركرد مالي شركت و صنعت تعيين ميشود. در بخش عمومي، اكنون "بهترين ارزش" معيار كليدي سنجش نوآوري موفقيتآميز است. در فصل 2 اسرار مربوط به اينكه چگونه تيمها ميتوانند نوآوريهايي با بهترين ارزش داشته باشند، ارائه خواهم نمود.
معيارهاي ديگري نظير ايمني، مفهوم بومشناسي، مسائل قانوني و حقوقي نيز براي موفقيت وجود دارد كه امروزه از اهميت برخوردارند. اما همه اين معيارها به نوعي در اين سه معيار لحاظ شدهاند.
نوآوري چيست؟
پس از تعريف نوآوري موفقيتآميز، درك ماهيت عميقتر نوآوري حائز اهميت است. مثل هر فرآيندي در اينجا نيز اسراري وجود دارد كه در صورت تمايل به ايجاد نوآوري موفقيتآميز بايد آنها را كاملاً شناخت.
نقطه شروع تعيين ماهيت مشخص نوآوري، پذيرفتن اين مطلب است كه نوآوري فاصله گرفتن از هنجارهاست - چه در كسب و كار، فنآوري يا نظامهاي اجتماعي. و اين به مفهوم گريز از روشها و دانش سنّتي است. هنگامي كه شما پا به چنين سرزمين ناشناختهاي گذاشتيد، با دنيايي از تازگي، منحصر بفردي، چيزهاي ناب و اصيل و اغلب ناشناخته و پيچيدة مطلق مواجه خواهيد شد. اين تازگي ميتواند در هر چيزي از محصولات جديد گرفته تا فرآيندها و مكان جديدي براي كسب و كار؛ فرهنگ عمومي، علم و هنر؛ و در نظامهاي اجتماعي و مؤسسات مدرن امروزي رخ دهد. نوآوري همه چيز را تحت تاثير قرار ميدهد.
در ماهيت منحصر بفرد نوآوري، پوياييهاي مهم و خصوصيات متمايزي وجود دارد:
• نامعلومي و عدم اطمينان: ما كيفيت هر چيز نويي را خوب درك نميكنيم و اگر كيفيت كار آن را درك نكنيم، قادر به پيشبيني رفتار آن و اين كه قبل از ارائه بازده، با دنياي واقعي چگونه تعامل برقرار ميكند، نخواهيم بود. همچنين وروديهاي هر نوآوري مشخصي را نميتوان به طور دقيق پيشبيني نمود. زمان و طول عمر استفاده از منابع مورد نياز نوآوري در نهايت ابهام قرار دارد. نامعلومي و عدم اطمينان در وروديها و خروجيها با هم نوآوري را به مشكلترين و غير قابل پيشبينيترين تلاشي كه يك سازمان ميتواند انجام دهد، تبديل كردهاند.
• ريسكدار: ريسك به عدم اطمينان وابسته است، اما كاملاً از آن متفاوت ميباشد. ريسك عبارت است از احتمالات همراه با خروجي پيشبينيشده؛ به عبارت ديگر، جاييكه عدم اطمينان وراي دانستههاي ماست. يكي از عمده ريسكهاي مرتبط با نوآوري، مثلاً در يك محصول يا خدمت جديد، زماني است كه سرمايهگذاري صورت گرفته ارزش مازاد كمي حاصل كند يا اين كه اصلاً هيچ ارزش مازادي فراهم نكند، تا اين كه نوآوري روانه بازار شده و به نقطه سر به سر مالي برسد. براي بسياري از مؤسسات مالي اين "نبود ارزش مازاد پس از سرمايهگذاري" بسيار مخاطرهآميز است و يكي از دلايلي كه چرا بسياري از مؤسسات مالي، نوآوريهاي بنيادي را دنبال نميكنند، همين امر ميباشد.
• پرتنش: چون نوآوري با عدم اطمينان و ريسك همراه است، قدر مسلم نوآوري كار افراد ترسو و بيجرأت نيست. نوآوري -هر چيزي- به اراده و عزمي جزم نياز دارد. مگر اين كه شما خوششانس باشيد، و گر نه نوآوري پر از زحمت و مشقتها است. در نوآوري بجز تنشهاي دروني، تنشهاي رواني و عاطفي نيز وجود دارد. چون وقتي ما در زمين ناشناختهاي قدم ميگذاريم، در معرض آسيبهاي زيادي قرار خواهيم گرفت. همانطور كه در فصل 3 شرح خواهم داد، وقتي در يك فضاي ناشناخته كار ميكنيم و با مجهولات زيادي سر و كار داريم، ابتداييترين عواطف و واكنشهاي غريزي ما شروع به ضربه زدن به نقطهاي ميكنند كه در آن نقطه براي عدّهاي تغيير رفتار و عكسالعملهايشان ميتواند كاملاً مهيج و چشمگير باشد.
• تحمل خردمندانه فشارها: يكي از چالشيترين عناصر نوآوري حل مسائلي است كه قبلاً وجود نداشته است، چون اكثر اوقات هيچ منبع دانش يا تجربهاي در زمينه پيشرفتهايي كه نوآوران ميتوانند حاصل كنند، وجود ندارد. نوآوران بايد در تلاشهاي خلاقانه خود، هم از شهود و هم از تحليل استفاده كنند.
نوآوري چه چيزي نيست؟
همچنين شايان توجه است كه ببينيم نوآوري چه چيزي نيست، زيرا بسياري از مديران و متخصصان اشتباهاً سعي ميكنند در فعاليتهاي نوآوري حتماً از روشهاي مرسوم استفاده كنند كه واقعاً فقط مانع از پيشرفت ميشوند:
• يك فرآيند تكرارپذير نيست: حقيقتاً دانش و فرآيندهاي قابل انتقالي وجود دارد كه ميتوانند در آينده بارها مورد استفاده قرار گيرند. اما اكثر اوقات نوآوري مخصوصاً نوآوري قانونشكن كه شامل چندين ايده بنيادي است، ورود آن به بازار نياز به ابزار و روشهاي منحصر بفردي خواهد داشت. باز اين به معناي تازگي و عدم اطمينان است.
• يك فرآيند خطي نيست: نوآوري شبيه به يك دستگاه سوسيس درستكني نيست كه مقداري اطلاعات و مواد درون آن بريزيد و يك تراشه رايانهاي جديد يا يك نوع غذاي آماده درست كند. نوآوري واقعاً شبيه به اين نيست. در دنياي توليد، روش استاندارد براي ارائه ايدههاي نو به بازار از مدل معروف "چرخه عمر پروژه" كه يك فرآيند گام به گام متوالي است پيروي ميكند (دستگاه سوسيس درستكني). اما اغلب شركتهاي توليدي متوجه شدهاند كه اكثراً ارائه محصول و خدمات جديد به بازار طبق زمانبندي، بودجه و مشخصات غيرممكن است؛ و بسياري از اين فعاليتها سه تا چهار برابر برنامه به طول ميانجامند. اين تا اندازهاي به خاطر ماهيت تخديركننده نوآوري است؛ در افتادن يك كلاه، از چيزهابي كه ما تصور ميكنيم خوب ميشناسيم هست تا چيزهايي كه آنها را نميفهميم. راهحل مسائل به هيچ ترتيب خاصي رخ نشان نميدهند، و وقتي انتظار داريم يا آنطور كه پيشبيني ميكنيم بروز پيدا نميكنند. نكته اين است كه نوآوري يك فعاليت غيرخطي است و بهتر است براي مديريت اين فعاليت غيرخطي از يك سيستم -نظير تيمهاي نوآور كارآمد- استفاده كنيم.
• كارا نيست: تعداد دفعاتي كه مديران اجرايي از من خواستهاند فعاليتهاي نوآوريشان را كاراتر كنم از شمار ستارههاي آسمان بيشتر است. زيرا نوآوري يك فعاليت غيرخطي و پر از تازگي، عدم اطمينان، ريسك و از اين قبيل است. كارآمد ساختن اين فعاليت كاملاً غيرممكن است. آكيو موريتا، شريك مؤسس شركت سوني بارها ميگفت بهترين نوآوريها از فرآيندي كه شبيه به مسابقه رانندگان ماهر در زدن خودروهاي كهنه به يكديگر است، حاصل ميشود.
• با عرف عام پيش نميرود: در سطح اول، عرف عام كاربرد تجربه و دانشي است كه در گذشته به خوبي مؤثر واقع شده است. اما در نوآوري يعني جايي كه منبعي از دانش تجمعي وجود ندارد، چطور؟ در اينجا نوآوران بايد ضمن حركت، راهحل ابداع كنند. اما مهمتر اين كه، بسياري از راهحلهاي مسائل جديد با دانش سنّتي مغايرند، چون اين مسائل خودشان منحصر بفرد و ناب هستند. در نوآوري، عرف عام ممكن است بدترين معلم شهر باشد.
نوآوري موفقيتآميز چه ميتواند باشد؟
متناقضنماست ولي عليرغم اينكه نوآوري چيست و چه چيزي نيست، تيمها ميتوانند با سطوح بالاي كارآيي عملياتي، در نوآوري وارد شوند:
• بهرهور: بهرهوري دقيقاً همان كارآيي نيست- يك سوءتعبير عمومي. بهرهوري كاملاً با كارآيي متفاوت است چون ممكن است شما كاملاً كارايي نداشته باشيد، اما در مدت زماني، بازده و دستاوردهاي عالي داشته باشيد. براي مثال دفتر كار من مكان كارايي نيست، شبيه يك زمين بازي پر از وسيله، ابزار و اسباببازي، طرح محصولات جديد، متن سخنراني، برنامههاي آموزشي و جداول زماني است. اما خود من اينها را به اين صورت درآوردهام، چون دفتر كارم بايد متناسب با فعاليتهاي غيرخطي باشد. بعداً در فصل 8 با عنوان "اهداف و شاخصهاي كارآمد" توضيح خواهم داد كه چگونه تيمهايي تشكيل دهيد كه ضمن چنين آشفتگيهايي، بسيار بهرهور باشند.
• سرعت بالا: داشتن چرخههاي سريع نوآوري اكنون لازمة ورود رقابتي است. يعني چيزي كه قبلاً توسعة آن سالها طول ميكشيد اكنون بايد در عرض چند ماه به بازار عرضه شود. همان طور كه قبلاً ذكر گرديد، به خاطر ماهيت غيرخطي نوآوري است كه تيمهاي نوآور تشكيل ميشوند و در نتيجه بهترين واحد سازماني براي ايجاد چرخههاي سريع نوآوري هستند.
• هزينههاي عملياتي كمتر: سطوح بالاي بهرهوري و سرعت، هزينههاي عملياتي را به طور چشمگيري كاهش ميدهد. به علاوه، تيمهاي نوآوري (همانگونه كه در فصل 9 خواهيد ديد) كوچكترند كه خود اين نيز از هزينهها خواهد كاست.
• عملكرد بهتر محصولات/خدمات: اين عبارت است از ميزان تطابق يك خدمت يا محصول با مشخصات فنّي و بازاري مدّ نظر. باز هم در اينجا تعامل تيمهاي نوآور، راهحلها و طرحهاي بهتري براي مرتفع ساختن چنين چالشهايي فراهم ميآورد.
• هزينههاي پايينتر خدمات/محصولات: به دليل اينكه در طراحيها اغلب بهبود عملكرد حاصل ميشود، از هزينههاي واقعي نوآوري محصول يا خدمات كاسته خواهد شد. اين مهم نيز در كنار سرعت و بهرهوري بالاست.
ابداع شكستخورده و عدم اطمينان زياد
همانطور كه در مقدمه اين كتاب اشاره شد، اغلب تبديل ابداع به نوآوري با شكست مواجه ميشود، اغلب ايدهها با موفقيت وارد بازار نميشوند و هرگز دوباره درباره آنها مطلبي نميشنويد. دلايل متعددي براي شكست نوآوريها وجود دارد، اما در نهايت، دليل اينكه چرا اغلب نوآوريها با شكست مواجه ميشوند اين است كه تيمها متوجه حجم كاري كه در دست دارند نيستند. بنابراين يكي از مهمترين موضوعاتي كه بايد مطرح ساخت تعريف نوع ماهيتي است كه تيم با آن سر و كار دارد. و بهترين روشي كه من براي اين كار پيدا كردهام، تعريف نوآوري بر حسب عدم اطمينان است. وقتي عوامل عدم اطمينان براي يك نوآوري معلوم تعريف شده باشد، تيم ميتواند درك كند كه تا كجا بايد از محدوده دانش و تجربه جمعي خود فراتر رود، و مقدار ريسك و مسائلي را كه با آنها روبرو خواهد شد، درك ميكند.
اما ممكن است بپرسيد: نوآروي چقدر عدم اطمينان دارد؟ عدم اطمينان را چگونه تعريف ميكنيد؟ سپس اين عدم اطمينان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ اين سوالات، بااهميت و قابلتوجهاند.
عموميترين تعريف عدم اطمينان كه تاكنون ارائه كردهام عبارت است از "ميزان تازگي و پيچيدگياي" كه يك نوآوري مشخص دارد. با اين حال، اين تعريف عمومي، ابزار قدرتمندي براي تشخيص و مديريت عدم اطمينان در پروژههاي نوآوري از كار درآمد.
ميزان تازگي (نو بودن) و پيچيدگي (تنوع ايدهها) يك ابداع خاص، سطح عدم اطمينان آن را مشخص ميكند. به طور خلاصه، هر چه ميزان تازگي و پيچيدگي بيشتر باشد، عدم اطمينان نيز بيشتر خواهد بود.
تازگي ميتواند به صورتهاي مختلفي بروز پيدا كند از فناوريهاي نو گرفته تا فرآيندهاي نو، عرضه چيزهاي منحصر بفرد به بازار و حتي تازگي در هزينهها. به طور مثال، راهبرد ابداعي خطوط هوايي Southwest براي توسعة ساختاري با كمترين هزينه در صنعت هواپيمايي، آن را در بهترين كلاس درآمد خالص و رشد قرار داده است. بدون اغراق بايد گفت اين سيستم خدماتي سخت مزاياي رقابتي مهمي فراهم كرده است كه Southwest را قادر ساخته به گونهاي كار كند كه دو تا سه برابر سود ناخالص سه رقيب از نزديكترين رقبايش را به دست آورد.
پيچيدگي بر حسب تنوع ايدهها نشان داده ميشود ولي ميتواند به شكلهايي همچون تعداد، خبرگي و قدرت فناوريهاي اصلي نيز در عملكرد نوآوري همچون قابليت اطمينان، دوام، تكامل، سطح خدمت و غيره ظاهر شود. براي مثال متوسط زمان بين دو خرابي (MTBF)[2] يك دستگاه تلويزيون در دهه 1970 شش ماه بود، البته با پشتيباني بخش نت (نگهداري و تعمير) نه چندان مشتاق و فعال. اين مدت زمان در دهه 1980 تا سه سال افزايش يافت و با تغيير هزاره، استاندراد MTBF براي تلويزيون پنج سال شد.
ماتريس عدم اطمينان نوآوري
بهتر است به عدم اطمينان نوآوري در يك ماتريس 2*2 كه پيچيدگي روي محور X و تازگي روي محور Y آن قرار گرفته است، نگاه كنيم. با حركت در طول هر محور، عدم اطمينان بيشتر ميشود (شكل 1-1).
البته راههاي زيادي براي تعريف يك نوآوري خاص و در واقع سيستمهاي دستهبندي متعددي براي اين منظور وجود دارد. در اينجا هر خانه (Q) از ماتريس داراي چهار دسته نوآوري متفاوت است كه با سطوح مختلف تازگي و پيچيدگي و بنابراين عدم اطمينان نشان داده ميشود:
• Q1- محصولات/خدمات جديد پايا در بازارهاي معلوم و شناختهشده. اين دسته داراي حداقل عدم اطمينان است و كمترين ريسك يا مخاطره را در بر دارد. نمونههاي آن عبارت است از: اثاثه دفتري همچون لوازم روشنايي، فرش و صندلي، پرده، كالاهاي مد همچون كفشهاي ورزشي آماده به فروش؛ موسيقي پاپ مثل آلبومهاي راك جديد. اينها اجناسي استاندارد با تازگي اندك يا هيچگونه تازگي، و نيز سطوح پايين پيچيدگي از لحاظ فناوري و فرآيندهاي اصلي و/يا توزيع در بازار و ارتباطات هستند.
|
Q4 "نوآوري سيستمهاي پيچيده طبقهشكن" در بازارهاي جديد/در حال ظهور |
Q2 محصولات/خدمات "بديع" در بازارهاي در حال ظهور |
|
Q3 "نوآوري سيستم" در بازارهاي شناختهشده |
Q1 نوآوري در خدمت/محصولات "پايا" در بازارهاي شناختهشده |
شكل 1-1 ماتريس عدم اطمينان نوآوري
• Q2- خدمات/محصولات بديع در بازارهاي جديد يا در حال ظهور. مثالهايي از آن عبارت است از: عرضة AppleCola در چين؛ احداث شعبهاي همچون كافيشاپ Cadbury؛ حتي يك وسيله خانگي جديد مثل زنگ لبريز شدن وان حمام. تازگي ممكن است به شكل فناوري اصلي، پشتيباني بازار يا ارتباطات بروز پيدا كند. با اين حال، پيچيدگي از نظر ميزان و خبرگي فناوري در ردة پايينتري قرار دارد.
• Q3 – نوآوري سيستم در بازارهاي شناختهشده. به عنوان مثال ميتوان از يك وسيله رايانهاي جديد عالي نام برد. اين نوآوري ممكن است موجب تحريك تقاضاي جديد در يك بازار اشباعشده شود يا محتواي رقابتي بازارهاي شكلگرفته را تغيير دهد. در اينجا تازگي از نظر ارتباطات و فناوري بازار در ردة پايينتر، اما از نظر پيچيدگيهاي فني در ردة بالاتري است.
• Q4 - نوآوري سيستمهاي طبقهشكن بنيادي در صنايع/بازارهاي جديد/درحال ظهور. نمونههاي آن عبارت است از: سيستم سرگرميهاي حين پرواز، يا يك مفهوم جديد بنيادي براي دستگاههاي پخت سريع غذا. اين نوآوري سيستمهاي طبقهشكن اغلب بازارها و حتي صنايع كاملاً جديدي به وجود ميآورد. بنابراين هر چيزي از فناوري اصلي گرفته تا ارتباطات و توزيع در بازار را بايد شكل داد. اين نوآوري به مراتب داراي بيشترين عدم اطمينان، ريسك و شانس است كه سازماني ميتواند آن را انجام دهد. اگر نوآوري شما در اين دسته جاي ميگيرد، انتظار عدم اطمينان بالا، اشتباهات اساسي، حوادث طبيعي و دامهاي احمقانة بر سر راه ورود به بازار و نيز در خود بازار را داشته باشيد.
و بنابراين، قاعده سرانگشتي نوآوري عبارت است از: هر چه تازگي و/يا پيچيدگي يك نوآوري بيشتر باشد، عدم اطمينان آن بيشتر ميشود و در نتيجه چالش و ريسك بيشتري پيدا خواهد كرد. مسلماً عدم اطميناني كه نوآوري دارد تاثير قابل توجهي بر روي موفقيت بالقوه آن ميگذارد.
نوآوري موفقيتآميز و يادگيري تسريعشده
پس چه كار بايد كرد؟ مسلماً تيمها به روشي براي بيرون كشيدن عدم اطمينان از پروژههاي نوآوري، در حداقل زمان ممكن و با حداقل تلاش مقتضي نياز دارند. آنچه چنين عدم اطميناني را از پروژهها بيرون ميكشد يادگيري تسريعشده در دنياي واقعي و دانش جمعي است. اساساً هر چه آهنگ يادگيري سريعتر باشد، آهنگ ارائه بازخورد به منظور سازگاري، و در نتيجه كاهش عدم اطمينان سريعتر خواهد شد.
همانگونه كه در مقدمه كتاب اشاره شد، اكثر نوآوريها با شكست مواجه ميشوند. اما همه اين شكستها حامل اخبار بد نيستند! تام پيترز ميگويد كه پايه و اساس نوآوري و موتور آن، شكست است، زيرا در شكستهاست كه ما بيشترين يادگيري را خواهيم داشت. در نتيجه شكست بخشي از فرهنگ و ماهيت نوآوري است. هر چه سريعتر به لبة پرتگاه برسيد، محدوديتهاي نوآوريتان را سريعتر خواهيد شناخت، و درباره نوآوري خاصي كه قصد انجام آن را داريد، چيزهاي بيشتري خواهيد آموخت. سويشيرو هوندا، شريك مؤسس شركت موتور هوندا اغلب اظهار مينمود: "موفقيت من ناشي از نود و نه درصد شكست و دروننگري است". او با اين عقيده ميزيست كه يك نوآوري شكستخورده ميتواند به شما بگويد كه بعداً در چه جهتي حركت كنيد، يا اين كه چگونه ميتوان يك طرح را بهبود داد. البته اگر شما گاهي يا هميشه از چنين احساس بيتكلف، احساسي سادهلوحانه و بيمورد برخوردار نباشيد، هرگز چيزي نخواهيد آموخت. حال، وقت آن است كه چنين احساسي را تجربه كنيم چون ميخواهيم بيشترين يادگيري را داشته باشيم.
قدر مسلم، به كارگيري مؤثرترين روش براي بر طرف نمودن عدم اطمينان در حداقل زمان ممكن لازم است. در اينجا بدين منظور چند اصل ارائه ميشود:
• آزمايشات گوناگون: اصلي در نوآوري وجود دارد كه ميگويد موفقيت بالقوه آتي سازمان شما با تعداد و انواع آزمايشهاي جديدي كه انجام ميدهد، نسبت مستقيم دارد. بنابراين، چقدر برنامه نوآوريهاي آزمايشي شما جدّي و مناسب است؟ چند مورد محدود؟ يا يك مجموعة غني از آزمايشات؟ به خاطر داشته باشيد كه اغلب تبديل ابداع به نوآوري با شكست مواجه ميشود. بنابراين كليد كار، منحصر بفردي و تازگي در آزمايشات است.
• تسريع يادگيري قبل از ارائه: هدف اوليه هر آزمايشي، تحت تاثير قرار دادن سطوح بالاي درك انسان درباره رفتار هر ابداعي (يك وسيله فيزيكي يا خدماتي براي مردم) در محيط كاري خود قبل از عرضه (ارائه) است. اين همة آن چيزي است كه امروزه اهميت دارد، چون بيشتر نوآوريها در برگيرنده " فناوري و فرآيندهاي اصطلاحاً مخربي" هستند كه به خوبي درك نشدهاند. در بسياري از موارد، اين نوع يادگيري پس از عرضة محصول يا خدمت جديد حاصل ميشود. در پروژههاي بزرگ (براي مثال در هوا-فضا، خودروسازي، بانكداري اينترنتي و غيره) اين سبب عدم يادگيري جدّي ميشود و همين امر دليل اصلي مشاهدة عملكرد نسبتاً ضعيف در بسياري از پروژههاي بزرگ ميباشد.
• يادگيري در دنياي واقعي: مطمئن باشيد كه اصول يادشده، يادگيري را با نمونههاي اوليه[3] واقعي، در بازارهاي واقعي و با مشتريان واقعي ارتقا ميبخشد. آزمايش با نمونه اوليه نيز براي مديريت ريسك در هر فرآيند نوآوري، ضروري است چون يادگيري، مؤثرترين روش منفرد براي مقابله با ريسك ميباشد- هر چيزي. به علاوه، نمونهسازي از لحاظ اطلاعات ارزشافزايي كه فراهم ميآورد، مهمترين فعاليت در نوآوري است. بنابراين يادگيري خود را حول مشتريان و تهيهكنندگاني كه محصول/خدمات شما را خريداري، استفاده، سوء استفاده و حمل خواهند كرد، يا خواهند ساخت، ارائه خواهند كرد، يا نگهداري و تعمير آن را بر عهده خواهند داشت متمركز نماييد. بسياري از بنگاهها هنگام آزمايش با نمونههاي اوليه، مشتريان خود را فراموش ميكنند. ولي در نهايت اين مشتري است كه قضاوت ميكند. پس نكته اين است كه امروزه بايد نمونه اوليه را به داخل بازار برد.
• متفاوت از رقبا آزمايش كنيد: براي ايجاد ارزش جديد بايد به روشي نوآوري كنيد كه رقبا از آن برخوردار نيستند يا نميتوانند آن را انجام دهند. براي حفظ وجه تمايز خود از رقبا، پربار كردن ايدههاي بنيادي و آزمايشهاي آموزنده امري ضروري است. كلام آخر اين كه براي رسيدن به نوآوري درست، نه تنها يادگيري شما بايد از رقبا سريعتر و بهتر باشد بلكه نسبت به رقبايتان بايد چيزهاي متفاوتي بياموزيد.
• معيارهاي كمّي عملكرد: بايد عملكرد مطلوب و همچنين آزمونهايي براي سنجش كيفيت آن تعريف كرد. اين شامل معيارهايي نظير عملكرد مشخصات فنّي اجزاء، عملكرد مشخصات فرآيند و عملكرد كنترلهاي انتهاي فرآيند ميباشد. همينطور عملكرد عملياتي و ميداني و معيارهاي آزمايش اكنون از روي تعداد فزاينده استانداردهاي كيفي ايمني و فنّي بينالمللي انتخاب ميشود. اين استانداردها مبنايي براي عملكرد مشخص ميكنند، بدين معني كه حداقل شرايط عملكرد را تعيين ميكنند. در بسياري از موارد، بالا بردن اين استانداردها براي دستيابي به مزيت رقابتي حائز اهميت ميباشد.
• راهبرد بازگشت: بر روي يك ايده خاص پافشاري نكنيد. نوآوري، بازي احتمالات است. شما به بازي با اعداد نياز داريد. بدين منظور بايد حداقل عملكرد فنّي و بازاري كه بايد برآورده سازيد تا نوآوري شما موفقيتآميز باشد، را تعريف كنيد. پس از چند تلاش شكستخورده در جهت رسيدن به عملكرد مطلوب، شما بايد آماده بازگشت و دور شدن از موضوع شويد. به علاوه، همانگونه كه قبلاً ذكر شد، راهحل مقابله با ريسكهاي پروژه، سريع شكست خوردن است. هر چه شما زودتر با شكست مواجه شويد، سريعتر با ريسك مقابله كرده و چيز ياد ميگيريد. همانطور كه جيمز ديسون ميگويد: "اگر جواب بدهد و مخصوصاً اگر همان بار اول جواب دهد، چيزي ياد نميگيريد!" بنابراين شكست تمام نمونههاي اوليه را آزمايشهايي آموزنده تلقي كنيد.
هر نوع نوآوري كه از ميزان قابل توجهي تازگي و/يا پيچيدگي برخوردار باشد، سطوح بالايي از عدم اطمينان خواهد داشت. يادگيري، راهي براي رفع چنين عدم اطميناني و در نتيجه متعادل كردن ريسك و افزايش شانس كسب نتيجه موفقيتآميز است. راهنماييهاي فوق، يادگيري را سرعت بخشيده و مجموعه مهمي از ايدههاي كاربردي است كه هر تيم نوآوري ميتواند براي ايجاد يك نوآوري موفقيتآميز از آنها استفاده كند.
(توجه: نكات اصلي اين فصل در تمرين 1 در ضميمه A در قالب آساني براي تيمسازي ارائه شده است)
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید