فصل 2

ماهيت منحصر بفرد تيم‌هاي نوآور

 

اگر قواعد كار شما متغير است، مي‌توانيد شرط ببنديد كه تيم شما نوآور خواهد بود.

ام. لانگ، مشاور.

 

همچون خود نوآوري، تيم‌هاي نوآور نيز داراي ماهيت منحصر بفردي هستند، از اين حيث كه گروهي از افراد ماهر و خلاق‌اند كه بايستي يك فعاليت غيرقطعي را قطعي و موفقيت‌آميز كنند- چالش چالش‌ها. در اين فصل اين كه چرا تيم‌هاي نوآور براي كاهش اين عدم قطعيت ذاتي مورد نيازند و همچنين نحوه فعاليت آنها مطرح مي‌گردد كه موجب فراگيري سريع‌تر و در نتيجه ايجاد نوآوري موفيت‌آميز خواهد شد.

تفاوت بين تيم‌هاي نوآور و تيم‌هاي پايا

سوال: در زير فهرستي از تيم‌هاي مختلفي (از همه نوع) كه در زندگي روزمره مشاهده مي‌شوند، آورده شده است. هدف از سوال تعيين اين است كه كدام‌يك از تيم‌ها نوآور بوده و كدام‌يك پايا هستند. در مقابل هر گروه، نظر خود را (نوآور يا پايا) مشخص كنيد.

 

 

تيم نوآور

تيم پايا

تيم فوتبال

( )

( )

جراحي دندان

( )

( )

تيم توليد

( )

( )

گروه تحقيقات مهندسي

( )

( )

كابينه وزراي جنگ

( )

( )

تيم توسعه تبليغات

( )

( )

 

     اين سوال كمي بي‌جاست. چون تا وقتي كه آن دسته از عوامل كليدي كه بين تيم‌هاي نوآور و تيم‌هاي پايا تفاوت مي‌گذارد را ندانيد، تعيين اين‌كه كدام تيم از چه نوعي است دشوار خواهد بود. اما نكته سوال همين جاست، به عبارتي شما بايد درباره اين‌كه كدام تيم از چه نوعي است، فكر كنيد، زيرا دانستن تفاوت كليدي بين تيم‌هاي نوآور و تيم‌هاي پايا وقتي بحث نوآوري مطرح مي‌شود، بسيار اهميت پيدا مي‌كند.

     پس براي بر طرف ساختن نگراني شما مي‌گوييم كه تفاوت كليدي بين تيم نوآور و تيم پايا، قواعد كاري است كه هر نوع تيم با آن مواجه است.

     تيم‌هاي پايا طبق قواعد، مقررات و دستورالعمل‌هاي مشخصي كار مي‌كنند-يعني در يك محيط پايا. برنامه زماني، بازي يا قالب كارهاي روز بعد آنها اكثراً مثل روز گذشته است. به طور مثال، تيم فوتبال ممكن است هنگام بازي فوق‌العاده خلاق عمل كند، اما موضوع اين نيست. بازي فوتبال داراي قواعد ثابتي است. بنابراين تيم فوتبال يك تيم پاياست كه قواعد بازي را تغيير نمي‌دهد. در جراحي دندان، مشكلات دندان ممكن است به طور چشم‌گيري متفاوت باشد اما جراحي دندان عمدتاً طبق يك رويه دقيق انجام مي‌گيرد. بنابراين باز هم قواعد كار ثابت است. يك تيم توليدي نيز يك تيم پايا مي‌باشد. حتي در عمليات خدماتي انعطاف‌پذير عصر جديد كه در آن بهبود مستمر ضروري است، تغيير در امور روزمره، به طور تدريجي و تكاملي صورت مي‌پذيرد. در واقع، سه گروه اول در اين سوال، تيم‌هاي پايا هستند.

     اما در مقابل، براي هر تيم نوآور مشخصي، قواعد كار قرار است كه نوشته يا بازنويسي شود، چون طبق تعريف، تيم در حال نوآوري و ابداع روش‌ها و وسايل جديدي است. به طور مثال، گروه‌هاي تحقيقات مهندسي حوزه‌هاي جديدي از دانش را بررسي مي‌كنند تا بر كاربردهاي واقعي آنها اشراف پيدا كنند. همين‌طور، طبق تعريف، قواعد كار آنها ممكن است در هر زماني تغيير كند. چه روش‌هاي تحقيق باشد چه دستاوردها و نتايج نهايي، تغيير در آنها در طي زمان مي‌تواند چشم‌گير باشد. معروف است كه وزراي كابينه جنگ، سناريوها و راهبردهاي سنجيده‌‌اي كه توسط متخصصين فن لشكركشي و تدابير جنگي طراحي شده را دنبال مي‌كنند. اما هر جنگ مدرني مي‌تواند به طور باورنكردني، بلادرنگ تغيير كند. همين‌طور، تيم‌هاي تبليغاتي دانش وسيعي درباره روان‌شناسي خريداران و از اين قبيل دارند، اما آنها اين دانش را به غايت خلاقانه به كار مي‌برند و منجر به تغيير در قواعد كار آنها مي‌گردد. بنابراين سه گروه آخر در سوال، تيم‌هاي نوآور هستند.

     شايد تصور امور عادي براي يك تيم واقعاً نوآور، بي‌معني و احمقانه باشد. تيم‌هاي نوآور با وضعيت‌هاي منحصر بفرد سر و كار دارند. آنها بايستي مسايلي را حل كنند كه قبلاً وجود نداشته است و به معناي واقعي كلمه، خلق چيزي از "هيچ‌چيز" تنها كاري است كه براي تيم‌هاي نوآور يك امر عادي محسوب مي‌شود.

     نوآوري، مصرف انبوهي از اطلاعات يا پيروي از يك مجموعه خطي از قواعد مشخصي كه برخي از مقامات بالاتر تعيين كرده‌اند، نيست. نوآوري يك فرآيند پوياست كه با يادگيري تدريجي، سازگاري، موفقيت و پيشرفت (تازه) همراه است. به اختلاف بين اين دو محيط كاري توجه كنيد:

 

محيط پايا

محيط نوآور

قطعيت

عدم قطعيت

عادي

تازه و نو

با تدبّر

ناگهاني

مرتب

بي‌نظم

برنامه‌ريزي

يادگيري

روش

استقرا

تجربه

بي‌تجربگي

بهترين

متفاوت

پيوسته

ناپيوسته

كارا

خلاق

 

از روي اين اطلاعات، ما مي‌توانيم قاعده سرانگشتي ديگري براي نوآوري پيدا كنيم. هر چه قواعد ثابت بيشتري وجود داشته باشد، قطعيت و اطمينان بيشتر خواهد بود، محيط پاياتر مي‌شود، تيم ممكن است پايايي بيشتري پيدا كرده و يادگيري تيم كمتر مي‌شود. بنابراين قدر مسلم، تفاوت زيادي بين پويايي‌هاي تيم پايا و تيم نوآور وجود دارد، چون تيم‌هاي نوآور در حوزة ناشناخته‌اي كار مي‌كنند و از اين‌رو اغلب مجبورند ضمن بازي، قواعد جديدي براي بازي تعيين كنند. در ادامه، اين حقيقت براي شما روشن‌تر خواهد شد.

تغيير چندبعدي و اثر آن بر روي نوآوري

سبك روزگار قديم كه از قوانين و دستورالعمل‌هاي يكنواخت حمايت مي‌نمود، جاي خود را به فضاي جديدي از تغييرات سريع داده است. در واقع، تغيير در دنياي شركت‌ها و راهبردهاي خدمات عمومي به چنان موضوعي تبديل شده است كه "تغيير"، خود به يك صنعت مبدل شده است. امروزه تغيير يك حرفه است. با اين حال تغيير نه يك چالش ساده است و نه به راحتي درك مي‌شود. تغيير يك پديده چندبعدي است كه به صور گوناگوني رخ مي‌دهد.

     اساسي‌ترين نوع تغيير، تغيير متوالي است كه در آن موضوعات در يك مسير مستقيم صرفاً از يك مرحله به مرحلة بعد حركت مي‌كنند. نمونه‌هاي تغيير متوالي عبارت است از: هرگاه نرخ بهره بالا برود، قدرت خرج كردن مردم كمتر مي‌شود؛ يا قانون دوم نيوتن درباره حركت كه مي‌گويد "هر عملي داراي عكس‌العملي مساوي ولي در جهت مخالف آن مي‌باشد". اين نوع تغييرات متوالي بسيار منطقي هستند، ارتباطات آنها ساده بوده و در آنها علت و معلول قابل تميز است.

     امروزه، ويژگي اصلي تغيير، آهنگ تغيير[1] مي‌باشد. من اولين بار 20 سال پيش وقتي كتاب شوك آينده آلوين تافلر را مي‌خواندم با اين ويژگي برخورد كردم. يكي از پيام‌هاي اصلي كتاب اين بود كه تغيير نه تنها بسيار سريع اتفاق افتاده، بلكه سريع‌تر از هميشه هم رخ داده است. تافلر اظهار مي‌كند كه "آهنگ تغييري در آهنگ تغيير" وجود دارد.  پس از اين من فهميدم كه اين موضوع چقدر جالب است. ولي امروز، من آن را ناراحت‌كننده مي‌بينم، چون تافلر از صفحات بي‌جان يك كتاب به واقعيت ثابت و مسلمي پرش كرده است. در حقيقت تافلر تا آنجا پيش رفته كه مي‌گويد نبست به 50 سال گذشته، تغييرات بيشتري در اين دهه رخ خواهد داد. پس دارد اتفاقي مي‌افتد.

     فراگيرترين نگاه به تغيير، تغيير سيستمي است- يعني تغيير به مثابه يك سيستم. از اين نگاه، وقتي چيزي در يك موضع تغيير مي‌كند، در نهايت چيزي در جاي ديگري از سيستم تغيير خواهد كرد. ولي، در تغيير سيستمي چون تعاملات بسيار پيچيده‌اند، علت و معلول شروع به تجزيه شدن مي‌كنند. در نتيجه، اگر غيرممكن نباشد غالباً پيگيري علت وقوع تغيير در محل اول دشوار مي‌شود. به طور مثال، چرا شركت انرون ورشكسته شد؟ ريسك زياد؟ تندروي بيش از حد؟ مديريت نالايق؟ حرص و طمع؟ انتظارات بسيار زياد؟ چه بود؟ واقعاً‌ چه كسي مي‌داند، چون هر يك از اين عوامل در شبكه پيچيده‌اي از علت‌ها گره خورده‌اند. تغيير سيستمي كلاً نامعين و نامشخص است.

     در نتيجة تغيير متوالي، تغيير شتابنده و تغيير سيستمي متزلزل‌ترين نوع تبديل مي‌باشد-كه به تغيير غيرخطي يا ناپيوسته موسوم است. اين نوع تغيير و تحول مي‌تواند كاملاً و اغلب به شيوه‌اي باورنكردني جايگزين وضعيت فعلي گردد. به طور مثال، پيشرفت جديدي در فناوري مي‌تواند واقعاً فناوري متداول را در مدت زمان كوتاهي منسوخ نمايد. خودرو جايگزين درشكه‌هاي اسبي شد، تلفن جايگزين تلگراف گرديد، و ريزتراشه‌ها جايگزين لامپ‌ها شدند. نوآوري ناپيوسته مي‌تواند به طور چشم‌گيري زمينه رقابتي درون بازار را نيز تغيير دهد. پس مسلماً در جهاني از ارتباطات متقابل روزافزون بين فرهنگ‌ها، اقتصادها و فناوري، تغيير ناپيوستة افسارگسيخته به يك هنجار تبديل مي‌شود.

     گري همل[2]، استاد مدعو راهبردها و تجارت بين‌الملل در مدرسه بازرگاني لندن، پيشتر رفته و مي‌گويد: "ما به انتهاي تكامل‌گرايي رسيده‌ايم و تنها آن شركت‌هايي در اقتصاد جديد، موفق و كامياب خواهند شد كه قادر به خلق انقلاب‌هاي صنعتي باشند". در تاييد اين مطلب، گزارشي در مجله فورچون (12 ژوئن 2000) ادعا نمود كه فقط نوآوري غيرخطي غيرتكاملي، ارزش پايدار ايجاد خواهد كرد. يعني، نوآوري سيستم‌هاي پيشرفته بنيادي (Q4) كه اغلب با مجموعه مهارت‌ها، دانش و تخصص موجود ناسازگار باشد، ديگر وظيفه‌اي كه انجام آن خوب باشد نيست، بلكه يك مسئله راهبردي ضروري است كه حتماً بايد انجام گيرد. اين نوع تغييرات ناپيوسته اكنون به طور مداوم راهبردهاي دقيق تجاري و خدمات عمومي را از پاي در مي‌آورد.

     شايد بتوانيم ببينيم چرا نوآوري و راهبرد (استراتژي) در جايي‌كه غيرقابل تشخيص‌اند، مترادف شده‌اند. چون همان‌طور كه آهنگ تغيير شتاب گرفته، و نيروهاي غيرخطي، راهبردهاي خوب آماده‌شده را از پاي در آورده‌اند نوآوري سيستم‌هاي پيچيده، محور اصلي ايجاد ارزش پايدار شده است.

     چنين نوآوري‌هاي غيرخطي از تنوع (پيچيدگي) گسترده‌اي از فناوري‌ها و فرآيندهاي اصلي (نو) گسسته تشكيل شده‌اند كه لازم است به يك "كلّ" عملياتي توسعه داده شده و يكپارچه گردند. در عوض، اين نوآوري‌هاي پيچيده اغلب در بازارهايي وارد مي‌شوند كه يا در حال تكوين بوده يا در واقع از نو ايجاد مي‌گردند- بالاترين سطوح عدم قطعيت و ريسك كه يك سازمان مي‌تواند با آن مواجه شود.

نمونه‌هايي از نوآوري سيستم‌هاي پيچيده (Q4)

به منظور بينش پيدا كردن نسبت به پيچيدگي و تازگي‌اي كه در اينجا با آن مواجه مي‌شويد، بگذاريد از حد غايي آن شروع كنيم. پيچيده‌ترين سيستم (نوآوري) جامعي كه من مي‌شناسم زيردريايي جنگي Seawolf نيروي دريايي ايالات متحده است. اين زيردريايي از 10 ميليون قطعه كه با هم 6000 زيرسيستم را از طريق 32000 كيلومتر سيم الكتريكي تشكيل مي‌دهند ساخته شده است! نرم‌افزار رايانه رزمي اين زيردريايي يكي از پيشرفته‌ترين و خبره‌ترين سيستم‌هايي است كه دنيا به خود ديده و تقريباً شامل 40 ميليون خط كد مي‌باشد. پيچيدگي اين نرم‌افزار از مقياس خارق‌العاده‌اي برخوردار است.

     در ارتباط با منظومه شمسي، دكتر ناگاياما كونياكي محقق ژاپني، پيشگام رشته مونتاژ مولكولي[3] است. آخرين محصولات وي شامل ملكول‌هاي تركيبي و مواد مهندسي جديد در مقياس نانو است. معناي آن، سطح جديدي از پيچيدگي تكنولوژيك مي‌باشد. محصولاتي همچون نيمه‌هادي‌ها، وسايل ميكروالكترومكانيكي و مواد مولكولي در حال تكثير و توسعه‌اند. در واقع، كوين كلي، نويسنده مقالة خارج از كنترل، گفته است كه ما در حال ورود به عصري هستيم كه در آن فناوري آنقدر پيچيده است كه مي‌توان آن را با بيولوژي حيات طبيعي مقايسه نمود.

     اين سطح جديد از پيچيدگي شبيه به بيولوژي، برنامه (رژيم غذايي) ثابتي براي صنايعي همچون هوا-فضا، دفاع و صنايع شيميايي تجويز كرده است. شركت‌هايي نظير شركت هوا-فضاي انگلستان، لاكهيد-مارتين و دوپونت به خوبي با چنين پيچيدگي ژرفي كه نوآوري‌هاي آنها را فراگرفته، خو گرفته‌اند. مسلماً اكثر سازمان‌ها در نوآوري‌هاي خود حتي به اين پيچيدگي نزديك هم نمي‌شوند. ولي به دليل چنين تغييرات ناپيوستة چشم‌گيري كه شاهد آن هستيم، هر روز به خاطر اين كه نوآوري سيستم‌هاي طبقه‌شكن[4] مهمتر مي‌شوند، سازمان‌هاي بيشتري از نردبان پيچيدگي بالا مي‌روند.

     مثال ديگري كه اين سطح از پيچيدگي را نشان مي‌دهد صنعت رو به رشد سرگرمي‌هاي حين پرواز است كه با رقابتي فوق‌العاده و افسارگسيخته مواجه شده است. يكي از رقبا در اين عرصه، شركت معروف راكول-كولينز است كه سيستم پيشرفته سرگرمي‌هاي جامع (eTES)[5] خود را وارد بازار كرده است. eTES نوآوري يك سيستم پيچيده (Q4) واقعاً طبقه‌شكن است. اين سيستم در خطوط هوايي آمريكا، كانتاس و مانند آنها، تركيبات مختلفي از ويدئوي سقفي، دستگاه‌هاي صوتي-تصويري كه در صندلي كار گذاشته مي‌شوند (AVOD)، بازي‌هاي تعاملي، تلفن و اينترنت كه از فاصله 10500 متري در آسمان قابل دسترسي است، ارائه مي‌دهد. يك رايانه سرويس‌دهنده ديجيتال تا 80 فيلم كامل كه تمام مسافرين مي‌توانند به طور تصادفي در هر زماني و با زبان‌هاي گوناگون به آنها دسترسي داشته باشند، ذخيره مي‌كند.

     باز هم به فن‌آوري‌ها و فرآيندهاي بديع بنياديني كه بايد طراحي شده، توسعه يافته و يكپارچه گردند تا چنين ابرپايگاهي ايجاد گردد، فكر كنيد. به طور مثال، دستگاه (فرستنده و گيرنده) كنترل مسافر كه امكان تعامل با eTES را فراهم مي‌سازد در نظر بگيريد. اين دستگاه از خواص كاركردي تلفن، قرائت‌گر كارت اعتباري، نمايشگر كريستال مايع (LCD) براي مخابره پيام و بازي‌هاي شبيه نينتندو تشكيل شده است. اين دستگاه كنترل از 17 تكنولوژي محوري مختلف تشكيل شده است كه به 14 رشته مهندسي مختلف براي توسعه و يكپارچگي آن نياز مي‌باشد- همگي در يك دستگاه بسيار كوچك! ولي كار به اينجا ختم نمي‌شود. هر يك از سيستم‌هايي كه eTES را مي‌سازند بايد با توجه به قابليت اطمينان، قابليت دوام، ايمني و قابليت نگهداري و تعمير آن طراحي گردند. سپس بايد كيفيت eTES مطابق با بالاترين استانداردهاي تجهيزات هوابرد مشخص شده و تاييد گردد. پس از موفقيت‌آميز بودن اين مرحله، eTES بايد با سيستم كابين هواپيما يكپارچه شده و آزمايش كامل عملكرد و پذيرش آن انجام گيرد.

     البته اگر شك داريد و با خود مي‌گوييد كه "خوب، نوآوري‌هاي ما كه حتي نزديك اين سطح از پيچيدگي كه در اين كتاب مطرح شده نيست"، درباره اين موضوع فكر كنيد. درباره منافعي كه سازمان شما از طريق بسيج توانايي‌هاي خود كه من آنها را در اينجا ذكر كردم، به دست خواهد آورد، فكر كنيد. الآن كه ديگر ساخت يك ملخ جديد بال‌گرد يا اتاقك عكس‌برداري فوري، چنان كار وحشتناكي كه به نظر مي‌رسيد، نيست.

مشكلات همراه با نوآوري سيستم‌هاي پيچيده

مشكلات متعددي با نوآوري و ابداع سيستم‌هاي پيچيده (Q4) همراه است كه مي‌تواند انجام موفقيت‌آميز نوآوري را تحت تأثير قرار دهد.

     اولاً و مسلماً، نوآوري و ابداع سيستم دربرگيرنده دامنه وسيعي از موضوعات از جمله فن‌آوري، فرآيندها، بازار و تقاضاي مشتريان، و مسايل قانوني و سياسي است- هر آنچه براي كسب يك نتيجه موفقيت‌آميز مورد نياز مي‌باشد. در نتيجه، مقياس كلي پروژه مي‌تواند مأيوس‌كننده و طاقت‌فرسا باشد. سر در گمي در خصوص اين كه چه عملكرد فنّي و بازاري لازم مي‌باشد كلاً در تمام اين نوع پروژه‌ها متداول است.

     دوم، چون نوآوري و ابداع سيستم مي‌تواند پيچيده باشد اغلب به رفتارها و نتايج دور از انتظار منتهي مي‌گردد. در حقيقت، زيست‌شناسان به ما مي‌گويند كه ما نمي‌توانيم به طور كامل يك سيستم واقعاً پيچيده را درك كنيم. ولي همين امر است كه موجب تداوم ساخت وسايل عجيب و غريب و سيستم‌ها توسط انسان مي‌گردد. با اين حال، مشكل ديگر اين است كه كنترل تمام ابعاد چنين سيستم‌هايي غيرممكن مي‌باشد. اين مهم، باز هم مستلزم دستيابي به عملكرد مطلوب در رابطه با قابليت اطمينان سيستم‌ها، تعيين زمان معرفي، و مسايل مربوط به هزينه و كيفيت آنها خواهد بود. اين مشكلات، برطرف‌نشدني نيستند با اين حال اغلب ذوق و قريحه افراد و تيم را محدود مي‌سازد.

     سوم، بهينه‌سازي سيستم‌هاي پيچيده دشوار مي‌باشد. قانوني در پويايي سيستم‌ها وجود دارد كه مي‌گويد هم بهينه‌سازي كل سيستم امكان‌پذير است، هم هر يك از زيرسيستم‌ها، ولي بهينه‌سازي هر دوي آنها امكان‌پذير نيست! در اين ارتباط، نوآوري و ابداع بهترين سيستم بهينه‌شده اغلب به قيمت بهينه‌سازي ناقص يك زيرسيستم تمام مي‌شود. من مديران بسياري را ديده‌ام كه اين قانون پايه از پويايي‌هاي سيستم را قبول نمي‌كنند و مي‌خواهند كه كل سيستم به طور كامل كار كند. اما دنياي واقعي، امروزه با چنان سرعتي حركت مي‌كند كه هر تلاشي در جهت بهينه‌سازي هر جنبه‌اي از يك سيستم پيچيده، همگام با اين تغييرات نخواهد بود.

لزوم تيم‌هاي نوآور

مسلماً نوآوري و ابداع موفقيت‌آميز چنين سيستم‌هاي غيرخطي پيچيده‌اي (Q4) مستلزم آهنگ سريع يادگيري در ميان كثرت موضوعاتي با عدم قطعيت بالاست. اما يادگيري- جداي از يادگيري سريع- هميشه مشكل عمده سازمان‌هاي سنّتي بوده است. سازمان‌هاي معدودي از نحوه يادگيري، اشراف يافتن و اعمال مؤثر دانش جديد تحت چنين عدم قطعيت پويايي آگاهي دارند. اما هميشه اين‌گونه نيست. نوع خاصي از واحدهاي سازماني وجود دارد كه براي يادگيري سريع آماده مي‌شوند: تيم نوآور. يادگيري در چنين تيم‌هايي، به ويژه سرعت و حتي وسعت داده مي‌شود. به علاوه، شواهد بسياري وجود دارد كه يك تيم واقعاً نوآور داراي پتانسيلي براي يادگيري با نرخ‌هاي تصاعدي (نمايي) است.

     اين بدين خاطر است كه وقتي تعداد ارتباط بيشتري بين افراد وجود داشته باشد (براي ديدن عدد بهينه آن به فصل 9 مراجعه كنيد) فضاي تفكر خلاق به طور چشم‌گيري افزايش مي‌يابد. اين امر نيز به واسطه ساختار شبكه‌مانندي است كه در چنين تيم‌هايي وجود دارد، كه در نهايت توپولوژي يا ساختار عالي‌ترين دستگاه يادگيرنده يعني مغز را به خود مي‌گيرد. تيم‌ها نوع خاصي از شبكه عصبي هستند كه يادگيري را به شيوه‌هاي بسيار مختلفي سرعت بخشيده و تقويت مي‌كنند. در واقع، براي چنين شبكه‌هايي يك اصطلاح فنّي با نام ابرشبكه[6] وجود دارد كه به ارتباطات چندبعدي اطلاق مي‌گردد. در نتيجه، وقتي تعداد افراد در اين شبكه افزايش پيدا كند (تا يك نقطه بحراني)، تعداد ارتباطات متقابل ممكن نيز به طور چشم‌گيري افزايش يافته و از اين‌رو، به دامنة بالقوة تفكر خلاق و حل خلاق مسايل به همان نسبت افزوده مي‌شود. اين ارتباطات چندبعدي، همان رمز و رازي است كه موجب يادگيري سريع در بين مسايل غيرقطعي گوناگون مي‌گردد.

     همان‌طور كه پيشتر ذكر شد، نوآوري‌هاي پيچيده (Q4)، موضوعات بسيار گوناگوني دارند و از مسايلي كه حل آنها دور از دسترس است، برخوردارند. قدر مسلم، روزگار جامع‌الاطراف بودن به سر آمده است، بنابراين تيم‌هايي كه از چندين نفر با پيش‌زمينه‌هاي مختلف و نيز مجموعه دانش، مهارت‌ها و استعدادهاي گوناگوني تشكيل شده‌اند براي پرداختن به نوآوري و ابداع يك سيستم مشخص به شيوه‌اي كل‌نگر، مورد نياز مي‌باشد. در اين راستا، تيم‌هاي نوآور چنين مهارت‌ها و تخصص‌هاي گوناگوني را به شيوه‌اي كه اثرات يكديگر را افزايش دهند، گرد هم مي‌آورند. علاوه بر اين، تيم‌هاي نوآور مي‌توانند به صورت بلادرنگ و به‌موقع، رويكرد خود را اصلاح نموده و موضوعات خود را مطرح سازند. وقتي موضوعات و حقايق جديدي پديدار شد، تيم‌هاي نوآور فوراً به سمت مشكلات هجوم برده و بنابراين بي‌اختيار و خود به خود بدون فرامين و كنترل بالا به پايين، يادگيري خواهند داشت. در واقع، يادگيري سنّتي و هدايت‌شدة بالا به پايين، كندترين نوع يادگيري است. اين نوع يادگيري، نامنظم و واكنشي بوده و تنها مانع از پيشرفت مي‌شود. در نتيجه، مي‌توان ديد كه تيم‌هاي نوآور، بهترين واحد سازماني براي فائق آمدن بر عدم قطعيت‌هاي پيچيده، ريسك و شانس هستند چون آنها به‌راستي بهترين سازمان براي يادگيري سريع و همين‌طور رفتار انطباقي مي‌باشند.

     به عنوان مثال، صنعت نوپاي بيوتكنولوژي مملو از نوآوري‌هاي پيچيده است كه به تيم‌هاي واقعاً نوآور نياز دارد. در اين عرصه، پروژه‌ها شديداً پيچيده و نو هستند كه به مجموعة فوق‌العاده متنوعي از تخصص‌ها نياز دارند- از مهندس شيمي تا زيست‌شناس، مهندسي فرآيندها، مديران تبليغاتي و از اين قبيل.

هفت "خصوصيت" تيم‌هاي نوآور يا ‘7C’

در تجارب بنده، اكثر تيم‌هايي كه مسئوليت نوآوري (بنيادين يا غير آن) بر عهده آنهاست، هر چيزي هستند بجز يك تيم. در حقيقت، چنانچه در فصل 7 مطرح خواهم كرد، آنها شبه‌تيم‌هايي هستند كه هم در پروژه‌هاي نوآوري تجاري و هم در پروژه‌هاي نوآوري در بخش خدمات عمومي پراكنده شده‌اند.

     ولي، با راهبردها و ابزارهاي مناسب، توجه زياد و صرف وقت براي تشكيل تيم‌هاي نوآور، مي‌توان تيم‌هاي كارآمدي تشكيل داد كه با اطمينان نوآوري موفقيت‌آميزي را ارائه كنند. به عنوان شاخصي كه نشان دهد آيا تيمي يك تيم هست يا خير، هفت "خصوصيت" ساختاري يا هفت C وجود دارد كه در ادامه به ذكر آنها خواهيم پرداخت:

1. همكاري[7]: توانايي تفكر و يادگيري به صورت تيمي با محدوديت‌هاي فكري، هم اساس خلق مفهومي نو، و هم اساس حل مشكلات پيچيده و نامعلومي است كه چنين مفاهيم جديدي به وجود مي‌آورد. تصميمات، اجرا و بازخوردها نيز بايد به صورت جمعي انجام گيرند در غير اين صورت موضوعات پيچيده و اغلب واگرا (مختلف) به سرعت تيم را منحل خواهد كرد.

2. همبستگي[8]: اتحاد يا همبستگي عبارت است از يكي شدن ديدگاه‌ها و انتظارات تيم. اتحاد و همبستگي در واقع تمام ديدگاه‌ها و انتظارات را در ارزش‌هايي خلاصه مي‌كند كه تيم به آنها پايبند است. بدون چنين وجه اشتراكاتي افراد به عنوان يك تيم عمل نخواهند كرد. در فصل 7، ما توسعه ارزش‌هاي تيم نوآور را بررسي خواهيم نمود.

3. تعهد[9]: اعضاي تيم هم نسبت به نتيجة نوآوري و هم نسبت به يكديگر متعهد هستند. در فصل 8، ما موضوع تيم‌هاي كارآمد و نوآوري موفقيت‌آميز را به تفصيل بحث خواهيم كرد.

4. صلاحيت[10]: البته بدون داشتن صلاحيت و شايستگي لازم در رابطه با نتايج مد نظر، تيم نمي‌تواند توليد و اجرا را آغاز كند. با اين حال، صلاحيت تيم در رابطه با زمان و تلاش مي‌باشد چون هر نوآوريِ به قدر كافي جديد، زمينه جديدي ايجاد مي‌كند و بنابراين طبق تعريف، صلاحيت‌هاي متناسب با آن وجود نخواهد داشت. پس در اينجا نيز يادگيري تيمي سريع ضرورت پيدا مي‌كند.

5. مكمل[11]: اين خصوصيت عبارت است از توانايي كنار هم آوردن دامنه وسيعي از مهارت‌ها، دانش فني، و استعدادهايي كه در انجام وظايف و دنبال نمودن اهداف، مكمل يكديگر باشند. در فصل 12، ما موضوع انتخاب افرادي كه استعدادهاي يكديگر را به منظور انجام وظايف دم دست تكميل مي‌كنند، بررسي خواهيم نمود.

6. اعتماد به نفس[12]: يك تيم كارآمد داراي نگرش مثبتي است كه مي‌گويد "مي‌توان آن را انجام داد". علاوه بر اين، تيم‌هاي فوق‌العاده كارآمد، سرسختي نامحدودي دارند. نكته‌اي كه روان‌شناسان درباره تيم‌ها (و افراد) در هر رشته‌اي كه به مقداري صلاحيت و شايستگي نياز دارد، مي‌گويند، اين است كه وقتي از اعتماد به نفس كاسته شود، عملكرد نيز به طور چشم‌گيري افت پيدا مي‌كند. اعتماد به نفس نيز محصول زمان و تلاش، به واسطه يادگيري جمعي و حصول نتايج است. رهبري- كه در فصل 10 مطرح مي‌شود- براي افزايش اعتماد به نفس و نيز صلاحيت، وظايف  بسياري دارد كه بايد انجام دهد.

7. همدلي[13]: روحية جمعي نيز همان اهميت ديگر توانايي‌ها را دارد. بدون برادري و همدلي نسبت به يكديگر، حمايت و تعهد متقابل هرگز به وجود نخواهد آمد و در عوض، عملكرد تيم افت پيدا مي‌كند، به ويژه وقتي پروژه با مشكلي دشوار مواجه شود يا انتظارات برآورده نگردد. علاوه بر اين، وقتي ميزان بالايي از تعامل وجود داشته باشد، درنورديدن مرزهاي آنچه ممكن تصور مي‌شد-كه بخشي از نوآوري است- احتمالاً با تكرار بيشتري رخ مي‌دهد. در مقابل، بدون صميميت و همدلي تيمي، ريسك‌پذيري و به دنبال آن، نوآوري به وجود نمي‌آيد.

     البته تمام اين هفت خصوصيت يا هفت C، بدون توانايي تشكيل چنين تيم‌هاي نوآور كارآمدي، واهي و موهومي باقي مي‌مانند. در بخش 2، ما به بررسي پويايي‌هاي تشكيل موفق چنين تيم‌هايي خواهيم پرداخت.

(توجه: نكات مهم اين فصل در تمرين 2 در ضميمة A ارائه شده‌اند).



[1]. Rate of Change

[2]. Gary Hamel

[3]. Self-assembly molecular

[4]. Category-breaking systems

[5]. enhanced Total Entertainment System

[6]. Hypernetwork

[7]. Collaborative

[8]. Consolidated

[9]. Committed

[10]. Competent

[11]. Complementary

[12]. Confident

[13]. Camaraderie