منشور سیاستی سازمان
آشنايي كوتاه با سياست و سياستهاي شهرداري
مفهومشناسي سياست
سیاست به معنای دانشی است که از شهر (مدینه) و مناسبات شهروندی (مدنی) بحث میکند. سیاست از لحاظ لغوی معادل politics در زبان انگلیسی است. این واژه از کلمه یونانی polis به معنای شهر مشتق شده كه آن هم صرفاً به معنای محیط فیزیکی شهر نیست و معنای وسیعتري دارد. در واقع، سياست در معني يوناني علم حکومت بر شهر بود. از اين رو در تفکر غرب، سياست با مفهوم شهر پيوند خورده است. در زبانهاي اسلامي، نگاه به سياست بيشتر تربيتي است و با جهتدهي به خير و فضيلت همراه بوده است. بنابراين، در تفکر اسلامي بر خلاف محوريت شهر و مدينه در ريشه غربي سياست، اين واژه با تربيت و زمينهسازي رشد و ترقي قرين شده است و دليل آن اين است كه ريشه سياست در زبان عربي به معناي تربيت و مديريت ميباشد.
|
سیاست: · نام علمی است مربوط به قدرت و بررسی روابط حکومت و مردم. · در معنای لغوی به معنای مواخذه و تنبیه است. · از نظر لغوی به معنای تیزبینی و تعامل با دیگران است. |
ابونصر فارابي، فيلسوف برجسته مسلمان و بنيانگذار فلسفه سياسي اسلامي، در آثار خود غايت و هدف رابطه سياسي يا فرماندهي و فرمانبري را آن ميداند که در پرتو آن بتوان به سعادت حقيقي رسيد. چنين سياستي، سياست مدينه فاضله خواهد بود. اما اگر غايت سياست، سعادت حقيقي نباشد، چنين جامعهاي جاهله خواهد بود. ابوعلي سينا هم در کتاب السياسته به مباحث پيرامون سياست مدني و کشورداري ميپردازد و هدف نهايي يک جامعه مدني و سياسي را رسيدن به سعادت ميداند.
سیاست را فرهنگنامههای انگلیسی زبان در تعابیری مانند برنامه، شیوه عمل، اصول و قواعدی اساسی، اصول راهنما و ... نیز بکار بردهاند. در این متن، سیاست «برنامه و یا دستورالعملِ در حال اجرا و یا تجویزشده از سوی مراجع صاحب صلاحیت» دانسته میشود. سیاستهای عمومی نیز «اصولی هستند که بهوسیله مراجع ذیصلاح وضع شدهاند و بهعنوان یک الگو و راهنما، اقدامات و فعالیتهای لازم در جامعه را راهبری میکنند». سیاستگذاری نیز فرآیند تعامل گروهها و مراجع ذیصلاح و ذینفع در تصمیمگیری برای مواجهه با مسائلی است که دامنه اثر مستقیم یا غیرمستقیم بالایی برای این گروهها و مراجع دارد.
سیاستهای کلان به آن دسته از سیاستهای عمومی اطلاق میشود که 1) از نظر موضوعی بسیار فراگیر، فرابخشی یا حساس باشند، 2) جنبهتعیینکننده بالایی برای سایر سیاستهای عمومی داشته و نقش راهنمای جدیای برای آنها داشته باشند، 3) موضوعاتی باشند که تغییر موضع یا رویکرد حسابشدهای نسبت به آنها در سطح مدیریت مد نظر قرار گرفته است، 4) برای اهداف راهبردی مشخصی مانند اهدافی در سطح چشمانداز و در چارچوب طرحهای کلان و جدید كه نیازمند بازنگری، بازآرایی و یا تصریحات مشخص و تکلیفی خاصی باشند، در نظر گرفته شده باشند. به این ترتیب سیاستهای کلان با توجه به دلیل و نوع تحلیل خود دارای مشخصههایی از جمله موارد زیرند:
· دارا بودن هدفهای کلی و فراگیر
· تعیینکننده حد و مرز سیاستهای عمومی
· تعیینکننده اولویت زمانی سیاستهای عمومی
· تعیینکننده میزان ریسکپذیری و دامنه مداخلات قابل اتکا در سیاستهای عمومی
· تعیینکننده میزان عمق و گستره مطلوب سیاستهای عمومی
· تعیینکننده جهش یا تعادلی بودن سیاستهای عمومی
· تعیینکننده پیشفرضها، بنیادهای نظری و شیوهها و ابزارهای مورد نیازِ سیاستهای عمومی
سیاست در علوم سیاسی دارای معانی دیگری نیز هست. همچنین سیاستهای مرتبط با یک حوزه، مجموعهای از رویکردهای شناختهشده و انتخابشدنیای را در مورد آن نمایندگی میکنند.
مبنا و غايت سياستهاي شهرداري
برای جامعه و هدایت مردم، دو نگرش غالب وجود دارد:
· اول: اداره جامعه.
· دوم: هدایت جامعه.
این دو نگرش گرچه در وهله نخست شبیه به هم است، اما دو بینش متناقضاند. یا باید اصل بهزیستی و آسایش مردم را انتخاب کرد (اداره جامعه) یا اصل ترقی و پیشرفت هرچه بیشتر و سریعتر جامعه را (هدايت جامعه). هدف از نگرش اول بنا شدن حکومتی است که افراد در آن به هر شکل که بخواهند و بپسندند، احساس آسایش و آزادی داشته باشند و زندگی کنند. همچون زماني كه کودکي را به «باغ کودک» تحويل میدهیم تا چند ساعتی او را به بهترین شکل نگاه دارند، و هدف خوش بودن کودک است نه تغییر او. در اینجا مسأله ارتقاء کودک مطرح نیست. هدف از نگرش دوم، «پیشرفت سریع جامعه» است. چنانکه کودک را به ”کودکستان“ میسپاريم تا به هر شکل که بهترین شکل میدانند، عوضش کنند و ارتقائش بدهند، و طرز فکر و بینش و عقیدهاش را تکامل بخشند.
از نگاه اول، سياستهاي شهرداري تنها در جهت اداره شهری به بهترین وضع ممكن است. يعني شهرداری هرگز متعهد نیست كه از لحاظ بینش مردم را اصلاح كند، كه نسل جوان خوبتر فكر كند، نسل گذشته بهتر بچهها را تربیت كند، طرز تفكر مذهبیشان را عالی كند، و اخلاقشان را عوض كند و ... اینها در قلمرو مسئولیت شهرداری نیست، زیرا شهرداری فقط تعهد خوش گذشتن و اداره آزاد و راحت زندگی جمعی مردم شهر و نظام شهر را بر دوش دارد.
|
نهاد عبارت است از نظام سازمان یافتهای از روابط اجتماعی که در برگیرنده برخی از ارزشها و فرآیندهای مشترک است و برای پاسخگوئی به برخی از نیازهای اساسی جامعه به وجود آمده است.
|
در مقایسه بین این دو بینش، بیشك میتوان قضاوت كرد كه فلسفهای كه بر «سیاست هدايت جامعه» استوار است مترقیتر از فلسفهای است كه بر «سياست اداره جامعه» استوار است.
حوزه اصلي: مديريت روابط عمومي
حوزه عملياتي: همه بخشهاي شهرداري و سازمانهاي وابسته
تناوب بازنگري: ساليانه
شماره بازنگري: 01/0 تاريخ بازنگري: 01/02/1391
نام پرونده سند: منشور سياستهاي شفافيت و مسئوليتپذيري كد سند: MUN-00X-024
مالك: شهردار مخاطب: شهروندان، نهادها و دستگاهها، ...
دستهبندي سند: R عادي £محرمانه
|
پيشينه بازنگريها | ||||
|
رديف |
تاريخ |
شماره بازنگري |
توضيحات |
نويسنده(ها) |
|
1 |
|
|
|
|
|
2 |
|
|
|
|
|
3 |
|
|
|
|
|
تصويب سند | |||
|
سمت |
نام و نام خانوادگي |
امضاء |
تاريخ |
|
رئيس شوراي اسلامي شهر |
|
|
|
|
شهردار |
|
|
|
|
معاون برنامهريزي |
|
|
|
|
معاون هماهنگي |
|
|
|
|
مدير روابط عمومي |
|
|
|
|
تاريخ مؤثر: 01/01/1391 | |||
حضرت علی(ع) : کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته
سياستهاي شفافيت و مسئوليتپذيري
در شهرداري
ديباچه
شهرداري در راستاي دستيابي به چشمانداز شهر و تحقق يكي از آرمانهاي خود، به اصول بنيادين مسئوليتپذيري و شفافيت به عنوان مؤلفههاي حكمراني خوب شهري پايبند است. همچنين، از آنجا كه يكي از نقشهاي شوراي محترم اسلامي شهر نظارت بر مسئوليتپذيري و شفافيت در همه سطوح شهرداري به ويژه در لايههاي مديريت ارشد آن است، ستاد مركزي شهرداري، شهرداريهاي مناطق و سازمانهاي وابسته به آن، سياستي را اتخاذ ميكنند كه به واسطه آن به عموم مردم اطمينان دهند مسئوليت همه اقدامات خود را پذيرفته و همه اقدامات خود را در چارچوب قانون، سياستهاي شوراي اسلامي شهر و اصول اخلاقي براي شهروندان، شفاف خواهند كرد.
|
شهرداري همچون گذشته، همه فعاليتهاي خود را آشكارا و بيپرده، در سايه ديانت و امانتداري، و با رعايت اصول اخلاقي، همراه با همدلي و همكاري همهجانبه شهروندان گرانقدر انجام خواهد داد.
|
تعريف مسئوليتپذيري و شفافيت
به منظور اجراي اين سياست، شهرداري تعاريف زير را برگزيده است:
مسئوليتپذيري: رابطهاي است مبني بر التزام به اثبات و پذيرش مسئوليت در قبال عملكرد، متناسب با انتظارات معين.
شفافیت: فرآيندي است در رابطه مسئوليتپذيري كه دسترسي به اطلاعات روشن و قابلفهم، فارغ از هرگونه فريب و تظاهر كه موجب بهبود نتايج حاصل از خدمات و فعاليتهاي شهرداري شده و اعتماد عمومي را افزايش ميدهد.
مؤلفههاي مسئوليتپذيري
الف. نقشها، مسئوليتها و روابط ميان همه كساني كه در اين سياست دخيل هستند، بايد به وضوح تعريف شود.
لازم است همه ذينفعان اين سياست درك و شناخت درستي از نقشها و مسئوليتهاي اشخاص درگير در روابط مسئوليتپذيري داشته باشند.
1) ذينفعان اين سياست عبارتند از مشاغل و كسب و كارها و شهروندان، كاركنان شهرداري و شوراي اسلامي شهر، ديگر نهادها و دستگاههاي درون شهر، و هر كس و هر موجوديتي كه تحت تأثير فعاليتها، و فعل و انفعالات شهرداري قرار ميگيرد.
2) نقشها و مسئوليتهاي شهرداري بايد به روشني تعريف شود، يعني مشخص شود مجموعه شهرداري مسئول ارائه چه خدماتي به چه كساني است.
3) تبيين رابطهي بين شهرداري به عنوان خدمترسان و ذينفعان به عنوان خدمتگيرنده (كارسپار) مستلزم شناخت انتظارات هر دو طرف ميباشد. نقش و مسئوليتهاي ذينفعاني كه از خدمات شهرداري بهرهمند ميشوند، بايد به روشني تعريف شود تا از خدماترساني به شيوهاي منصفانه، مناسب، و بهموقع و تحقق پيامدهاي مدنظر اطمينان حاصل شود.
ب. اقدامات شهرداري با انتظارات بهخوبي شناختهشده، سازگار خواهد بود.
مسئوليتپذيري نيازمند آن است كه انتظارات متقابل شناسايي شده و مورد توافق قرار گيرد. اين امر مستلزم توافق بر سر آنچه ذينفعان انتظار دارند، و آنچه بايد پيامدهاي مطلوب باشد، خواهد بود. به عبارتي سادهتر، هر نوع خدمتي كه شهرداري ارائه ميكند بايد بهروشني توضيح داده شده و اذعان شود دربرگيرنده انتظارات خدمتگيرنده بوده و تشريح شود كه خدمتگيرنده چه انتظاراتي ميتواند از شهرداري داشته باشد.
در جريان تعيين انتظارات و دستيابي به توافق، شايد انتظارات صريح و شايد ضمني و تلويحي باشند. در بيشتر موارد، با توجه به عرف و شيوههاي مرسوم، انتظار معقولي وجود دارد و در ديگر موارد لازم است پيامد و انتظارات به طور ويژه، مشخص و تصديق شود. توافق بر سر پيامدهاي مورد انتظار بين شهرداري و يك فرد انجام نخواهد شد، بلكه ميان جمعي از ذينفعان و شهرداري صورت خواهد گرفت.
در صورت امكان، پيامدهاي پيشبينيشده هر خدمتي كه شهرداري ارائه ميدهد به طور صريح مشخص خواهد شد تا اين كه آنچه شهروندان ميتوانند انتظار داشته باشند، روشن گردد. اين امر با فرآيند سنجش و ارزيابي عملكرد شهرداري صورت ميپذيرد كه در آن بسياري از وظايف شهرداري همراه با فرآيندي سنجش و پيامدهاي مورد انتظار آن مشخص ميگردد.
ج. بايد تعادل و توازني ميان انتظارات و ظرفيتها برقرار باشد.
بدون ايجاد پيوند ميان ميزان انتظارات و منابع در دسترس براي برآورده ساختن آنها، مسئوليتپذيري آسيبپذير خواهد بود. انتظارات ذينفعان در هر زماني دستخوش تغيير ميشود، اما همه انتظارات بايد با اختيارات شهرداري، توانمنديهاي موجود و منابع مورد نياز براي دستيابي به پيامد دلخواه، متناسب باشد.
د. بايد گزارشدهي شفاف و بهموقعي درباره اقدامات وجود داشته باشد.
مسئوليتپذيري نيازمند پيادهسازي فرآيند گزارشدهي درباره اقدامات صورتپذيرفته و انجامنشده است. گزارش به ذينفعان بايد معتبر، موثق، دقيق، بهموقع و حاوي اطلاعات مفيد باشد. گزارش اقدامات شهرداري فراتر از انتشار صورتهاي مالي ساليانه بوده و شامل دستاوردهاي راهبردي و نتايج حاصل از فرآيند ارزيابي عملكرد خواهد بود. همه گزارشها روشن، ساده و براي همه ذينفعان در دسترس خواهد بود.
هـ. بازنگري و اصلاح مسئوليتها
گزارشها هم انتظارات برآوردهشده و هم حوزههايي را كه در آنها انتظارات برآورده نشده است، برجسته و پررنگ خواهد كرد. شايسته است نتايج نيز با توجه به شرايط و مقتضياتي كه وجود داشته، سنجيده و ارزيابي شوند. در اين راستا، دستاوردها را بايد به خوبي شناخت. هرگاه انتظارات بهروشني و بهخوبي برآورده نشده باشد، تعديل و اقدامات اصلاحي انجام شده و آموزههاي حاصل از آن براي آيندگان مستند شده و به يادگار گذاشته ميشود. مسئوليتپذيري بدون پيگيري، كامل نبوده و احتمالاً اثربخش نخواهد بود.
مؤلفههاي شفافيت
الف. اطلاعات شهرداري بايد در چارچوب قانون و اخلاق به طور كامل در دسترس باشد.
شفافيت اصولاً در راستاي توانمندسازي و اعتمادسازي است. فراهم ساختن اطلاعاتي كه ذينفعان به ويژه شهروندان براي پايش و اظهار نظر درياره خدمات و فعاليتهاي شهرداري نياز دارند، آنها را در جهت تأثيرگذاري بر رفتارهاي شهرداري و نيز آغاز تغييرات در شهر و شهرداري توانمند ميسازد. در عوض، شهرداري اعتمادي ايجاد خواهد كرد كه آن را به خدماترساني كارامدتر و اثربخشتر قادر خواهد ساخت.
به منظور ايجاد توانايي در ذينفعان براي مشاركت در روابط مسئوليتپذيري، اطلاعاتي كه توسط شهرداري فراهم ميشود بايد در دسترس، قابل فهم، و معنادار باشد. از اين رو، شهرداري تلاش خواهد كرد اطلاعات معنادار خود را در مؤثرترين، مناسبترين و دردسترسترين رسانهها ارائه دهد.
شهرداري بايد بين الزام به ارائه اطلاعات و ديگر الزامات قانوني، حقوقي و اخلاقي، توازن و تعادلي برقرار نمايد. بنابراين، شهرداري خود را موظف و ملزم به رعايت قوانين و مقررات دانسته و از اطلاعات مشخصي محافظت و نگهداري نموده و از انتشار آنها پرهيز مينمايد. پس، ذاتاً شفافيت عبارت است از دسترسي به اطلاعات معنادار، و با عبارت «ارائه همه اطلاعات در هر آن» برابر نيست. بنابراين هرگاه بنا به دلايل بااهميتي از نشر اطلاعاتي خودداري گرديد، توضيحاتي درباره علت و چرايي آن ارائه خواهد شد.
ب. همه اطلاعات شهرداري به زباني ساده، گويا و رسا ارائه ميشود.
همه اطلاعاتي كه شهرداري براي عموم منتشر خواهد كرد بايد به زباني ساده، روشن، گويا و رسا باشد. هرگاه ارائه اطلاعات براي برآورده ساختن الزامات قانوني و حقوقي بايد به شيوهاي خاص صورت پذيرد، لازم است توضيحاتي به زبان ساده و قابل فهم نيز فراهم شود.
ج. اطلاعات مورد علاقه عموم به طور منظم، مستمر و در حد امكان به صورت فعالانه (پيشاقدامانه) بروزآوري ميشود.
در دسترس گذاشتن اطلاعات، نخستين گام شفافتر شدن است، اما براي حفظ دقت، مناسبت و مرتبط بودن اطلاعات بايستي آنها را به شيوهاي منظم و سازگار بروزرساني نمود. بنابراين در شهرداري فرآيندهايي براي تضمين بروز بودن اطلاعات و نيز فرآيندهايي براي بررسي و فرابيني شفافيت استقرار پيدا خواهند كرد.
شهرداري خود را متعهد به ايجاد فرهنگ سازماني مطلوبي ميداند كه در آن، اطلاعات معنادار براي همه ذينفعان به گونهاي فعالانه فراهم شود، نه به صورت انفعالي و براساس درخواستهاي اشخاص.
پيادهسازي سياست شفافسازي
به پيوست اين سند، برنامه زمانبندي اجراي اين سياست آمده است. اين برنامه يك دوره زماني يكساله را پوشش ميدهد و نيازمند بازنگري و بروزآوري آن به منظور اطمينان يافتن از پايش مستمر فرآيندهاي مربوط و ايجاد اصلاحات و بهبودهاي لازم ميباشد. گامهاي اصلي و اقداماتي كه بايد تا پايان سال 1391 انجام پذيرند عبارتند از:
· شفافسازي نقشها و مسئوليتها
· شفافسازي طرحها و برنامههاي راهبردي
· گزارشدهي و شفافسازي عملكرد
· شفافسازي مالي
سياستهاي مشاركت اجتماعي
در شهرداري
ديباچه
شهرداري با عنايت به بيانيه مأموريتش و در راستاي دستيابي به چشمانداز شهر و تحقق محورهاي آن، خود را به اصول بنيادين مشاركت اجتماعي به عنوان مؤلفههاي حكمراني خوب شهري پايبند ميداند. از اين رو، شهرداري با اتخاذ اين سياست، خود را ملزم و متعهد به استقرار سازوكارها، فرآيندها و روالهاي مناسبي مينمايد تا هم زمينههاي مشاركت جامعه در امور و مديريت شهر فراهم شده و هم اينكه نقشها و مسئوليتهاي همه ذينفعان و علاقمندان روشن شود.
|
|
شهرداري متعهد به ايجاد فرهنگي است كه در آن همه كاركنان از اصول مشاركت اجتماعي كه در اين سند سياستي تشريح شده است، آگاه شده و آن را درك كنند، و در نتيجه در نهادينهسازي معنا و مفهوم اين سياست مشاركت جسته و از آن پشتيباني نمايند. بديهي است شوراي اسلامي شهر و مديريت ارشد شهرداري با تصويب اين سند سياستي، خواستار انجام و پايبندي به آن در سرتاسر مجموعه بزرگ شهرداري خواهند بود. از اين رو، شهرداري محيط امني را فراهم نموده است تا در آن، همه ذينفعان و ذيمدخلان اين سياست بتوانند بدون هيچگونه ترس و هراسي از دعاوي حقوقي، آزادانه آن را به اجرا درآورند.
تعريف مشاركت اجتماعي
به منظور اجراي اين سياست، شهرداري تعريف زير را برگزيده است:
مشاركت اجتماعي: هر فرآيندي كه در آن حضور و شركت اعضاي جامعه براي كمك به اتخاذ تصميمات آگاهانهتر تسهيل شده و ارزشمند تلقي شود. مشارکت اجتماعی بر آن دسته از فعالیتهای داوطلبانه دلالت دارد که از طریق آنها اعضای جامعه در امور محله، منطقه، و شهر خود شرکت نموده و مستقیم یا غیرمستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت نمايند. اين مشاركت جايگزين، فرآيندهاي رسمي تصميمگيري و مسئوليتپذيري شهرداري نيست، بلكه آنها را بهبود داده و ارتقاء ميبخشد.
اصول و مباني
چون تلفيق و تركيب ديدگاههاي گوناگون هرگز كار سادهاي نيست، از اين رو، پيادهسازي و بهرهمندي از اين سياست در چارچوب اصول و مباني زير صورت خواهد پذيرفت:
1. شفافیت؛ مشاركت موفقيتآميز بستگي به اعتماد، احترام و ارتباط متقابل ميان جامعه و شهرداري دارد و اين فضا با شفافيت ايجاد خواهد شد.
2. مسئوليتپذيري؛ اطمينان بخشيدن به اعضاي جامعه كه به محض دريافت آنچه به شهرداري ارائه ميكنند، به دقت بررسي شده و به آگاهي مسئولين ذيربط رسانيده شود.
3. پاسخگويي؛ منظور از مشاركت اجتماعي به دست آوردن حمايت و پشتيباني يا دفاع جامعه از تصميمات از پيشگرفتهشده شهرداري نيست و تصمیمگيران در بخشهاي مختلف شهرداري علاوه بر نهادها، خود را در برابر عموم مردم پاسخگو ميدانند. این پاسخگویی بسته به سازمان و اینکه تصمیم نسبت به سازمان، داخلی است یا خارجی، متفاوت میباشد.
4. دسترسپذيري؛ تضمين آنكه براي همه بخشهاي جامعه، امكانات و فرصتهاي برابر جهت مشاركت فراهم گردد.
5. اطلاعرساني و آموزش؛ كمك به جامعه براي آشنايي با زمينهها و درخواستهاي مشاركت و تأثيرگذاريهايي كه ميتوانند بر تصميمها داشته باشند.
اهداف مشاركت اجتماعي
با در پيش گرفتن اين سياست، شهرداري در نظر دارد:
· با بهرهمندي از آنچه از سوي جامعه دريافت ميكند، تصميمهاي بهتر و پايدارتري اتخاذ نمايد.
· ماهيت تصميماتي كه اجراي آنها مستلزم مشاركت اجتماعي است، روشنتر شود.
· اعضا و گروههاي جامعه را از تواناييها و محدوديتهايشان در تأثيرگذاري بر تصميمگيريهاي مديريت شهري آگاه نمايد.
· اطلاعات مورد نياز اعضا و گروههاي درون جامعه را براي مشاركت اجتماعي، بهشيوهاي معنادار فراهم نمايد.
· طراحي و ساختاردهي دقيق به فرآيندهاي مشاركت اجتماعي براي تسهيل كسب اطلاعات توسط عموم و ارائه بازخورد.
· بهرهمندي از تخصصها و ديدگاههاي گوناگون درون جامعه.
· گردآوري، گوش دادن، و پاسخ گفتن به ديدگاهها، خواستهها و دغدغههاي اجتماع.
· ايجاد روابط سازنده ميان شهرداري و همه بخشهاي درون جامعه.
· همراهي و همكاري براي رسيدن به اجماع و همرايي (در صورت امكان).
زمينههاي مشاركت اجتماعي
شهرداري از همه اقشار در زمينههاي زير دعوت به مشاركت مي نمايد:
· كمك به شناسايي نيازهاي اجتماعي و جامعه؛
· رعايت وظايف و الزامات قانوني در شرايط لازم؛
· اظهار نظر در زمان لازم جهت بهبود تصميمگيريها.
چارچوب مشاركت اجتماعي
روشها و شيوههاي بسياري براي مشاركت اجتماعي وجود دارد. از سويي، شهرداري منابع و زمان محدودي براي انجام اين امر در اختيار دارد. بنابراين، اختصاص و صرف منابعي معتنابه براي ايجاد مشاركت در زمينههايي كه اثرات بسيار اندك و ناچيزي در پي دارد و همچنين در زماني كه تصميمات، ساده و بسيار كماهميت هستند، نابخردانه خواهد بود. از سوي ديگر، عدم تخصيص منابع كافي براي مشاركت اجتماعي در تصميمگيريهاي بسيار مهم و پيچيده، نشانگر محروميت شهرداري از همكاريها و كمكهاي بالقوه ارزشمند جامعه در راستاي توسعه و پيشرفت شهر خواهد بود.
به منظور كمك به شهرداري در نحوه بهرهمندي از مشاركتهاي اجتماعي در موضوعات مشخص، شهرداري چارچوب زير را به كار بسته و به واسطه آن مناسبترين سطح مشاركت را برخواهد گزيد.
|
سطح |
هدف |
تعهدات شهرداري |
از طريق (نمونه) |
|
آگاهسازي |
ارائه اطلاعات متعادل و معقول براي درك مسائل، راهحلهاي جايگزين و تصميمات شهرداري |
اطلاعرساني از سوي شهرداري |
روزنامههاي شهري پرتال شهرداري |
|
رايزني |
دريافت بازخورد از سوي اعضاي جامعه درباره مسائل، تحليلها، راهحلهاي جايگزين و تصميمات شهرداري |
اطلاعرساني و نيز شنيدن و ارج نهادن به خواستها، دغدغهها و مسائل جامعه و ارائه بازخورد درباره نحوه تأثيرگذاري آنها بر تصميات شهرداري |
فرآيند برنامهريزي برگزاري نمايشگاه |
|
همراهي |
همكاري مستقيم با اقشار مختلف در سرتاسر فرآيند مشاركت براي تضمين آنكه دغدغههاي آنها كاملاًدرك شده و بررسي ميشود. |
همكاري مستقيم تا اينكه خواستهها، مسائل و دغدغههاي جامعه مستقيماً در راهحلهاي جايگزين تأثيرگذاشته و ارائه بازخورد درباره نحوه تأثيرگذاري آنها. |
مطالعات طرح تفصيلي |
|
تشريك مساعي |
مشاركت در همه جوانب تصميمسازي از جمله توسعه راهحلهاي جايگزين و شناسايي راهحل برتر. |
رايزني مستقيم با جامعه و بهرهمندي از نوآوريهاي آنها در صورتبندي مسائل، راهكارها، راهحلهاي جايگزين، و لحاظ نمودن پيشنهادها و نظرات آنها در تصميمگيريها در حد امكان. |
برگزاري كارگاه پروژهها |
|
نمايندگي |
واگذاري وظايف مشخصي به نمايندگان جامعه |
توانمندسازي نمايندگان جهت اجراي وظايف واگذارشده طبق توافقهاي بهعملآمده. |
كميتههاي مديريتي |
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید