آیههای تحولآفريني: بازآرايي نيازمنديها و توانمنديهاي رهبري تحولگرا
آیههای تحولآفريني: بازآرايي نيازمنديها و توانمنديهاي رهبري تحولگرا
بهروز نصرآزاداني. سميه كياني.
چكيده
تحول سازماني گونهاي از دگرش برنامهريزيشده است كه در بافت سازمانها رخ ميدهد. مقاله حاضر جستاري است كلي درباره شايستگيهاي رهبران تحولگرا كه در برگيرنده بررسي ويژگيها، روشهاي عملي و ارزشهاي آنها ميباشد. رهبران تحولگرا بايد از توانمنديهايي همچون ژرفنگري، آرمانآفريني، انگيزش و پشتيباني كاركنان براي افزايش اثربخشي فردي و سازماني برخوردار و بهرهمند باشند. در اين جستار تلاش شده است به كمك صنعت سجع و جناس يا همان زيباييهاي ادبي براساس شكل ظاهري و آهنگ واژهها، اين ويژگيها و توانمنديها به گونهاي بازگو و بازآرايي شوند كه يادسپاري و يادآوري آنها به سادگي صورت پذيرفته و رهبران طرحهاي تحول بدون نياز به منابع گوناگون بتوانند نقش خود را باز شناخته و آن را در راستاي ايجاد زمينههاي لازم براي تحول و موفقيت سازمان ايفا نمايند.
مقدمه
اكنون، شتاب فزاينده پوياييهاي محيطي و دگرگوني سازمانها چنان آهنگ شتابندهاي به خود گرفته است كه فرصت يادگيري با روندهاي بلندمدت براي سازگاري با اين تغييرات را از سازمانها گرفته و آنها را واميدارد تا به سازمانهاي زوديادگيرنده تبديل شوند. چالش این عصر برنامهریزی برای تغییر نیست، بلکه فراگیری آن است که انسانها و سازمانها چگونه میتوانند با تغییرات پرشتاب امروزين به زندگی خود ادامه دهند (کوچی[1]،2006). امروزه سازمانهايي در درياي آشوبزاي تحولات اقتصادي، اجتماعي، فناورانه و غيره كامياب خواهند بود كه از رهبراني با ويژگيهايي برجسته به ويژه توانايي يادگيري سريع برخوردار باشند. رهبراني كه افزون بر شناسايي زودهنگام تحولات پيرامون بتوانند مسير تغييرات آينده را نيز پيشبيني نموده و همه سرمايهها، نيروها و توانمنديها را براي پديد آوردن آينده دلخواه، راهبري كنند. از اين رو، مدیران براي افزایش کارایی و اثربخشی سازمانها بايد تواناییهاي مدیریت و رهبري تحولگرا را در خود ایجاد نمايند (کردتاییج و همکاران ، 1389). در چنین شرایطی مدیریت موثر تغییرات، قابلیت بسیار مهم و مورد نیاز سازمانهاست (کردتاییج و همکاران، 1389).
شماري از تواناييهاي رهبري تحولگرا عبارتند از شناساندن چشماندازي روشن، گزينش راهبردهايي كارساز، الهام بخشيدن و برانگیختن پیروان، ایجاد بصیرت و بینش در كاركنان، ایجاد تعهد نسبت به آرمانها و ارزشهاي سازمانی، توانمندسازي پیروان براي دستيابي به آرمانها، شناسایی منابع و سرمایهها و بهرهگیری بهینه از آنها، و هماهنگي و همافزايي ميان نيروها. افزون بر اين تواناييها، از ديدگاه مكاتب مختلف رهبري، رهبران تحولآفرين بايد داراي شايستگيها و توانمنديهاي ديگري نيز باشند كه گاهي فراخواني و يادآوري آنها به منظور گردآوري اطلاعات، شناخت موقعيت و شناسايي بهترين راه و واكنش براي پيشبرد تغيير، دشوار مينمايد.
بنا بر آنچه گفته شد، همسانی و همانندي واژهها در یک چارچوب مفهومی ساده برای شناخت و تشریح عوامل كليدي موفقيت براي تحول سازمان، به گونهاي که توان پاسخگویی به نیازها و ادراکات مدیران را داشته باشد، كمك شاياني به مدیران تحول خواهد نمود. در ادبيات و منابع لاتين، گهگاه براي سادگی، شیوایی، و زیبایی در يادآوري مفاهيم و واژهها، از یک فرآیند اختصار، فشردهسازی، و تلخیص در یک چارچوب مفهومی بهره ميگيرند و از اين طریق مبنايي براي شناسائی و استخراج جزييات فراهم ميكنند. نشانههاي اختصاري و مفاهيمي همچون 5M، 5S، 5W و غيره از اين دست هستند كه براي نمونه، هر يك يادآور موضوعات زيرند:
- حوزههاي ارزیابی صلاحیت فرآیند پروژه (5M): بررسی فرآيند از ديدگاه نیروی انسانی (Man)، دستگاهها (Machine)، روشها، و سیستمها (Method)، مواد و مصالح (Material) و منابع مالی و بودجه (Money).
- پنج اصل دستیابی به کیفیت و آراستگي محیط کار (5S): ساماندهی (Seiri)، نظم و ترتیب (Seition)، پاکیزهسازی (Seiso)، استانداردسازی (Seiketsu)، و انضباط (Shitsuke).
- تعریف محیطهاي سازمانی (5W): در روششناسي مهندسی سازمان، نخستين گام تعریف محیط سازمان است که به پاسخ پنج پرسش چه کسی (Who)، چه چیزی(What)، کی (When)، کجا(Where) ، و چرا (Why) بستگي دارد.
بهرهگيري از چنين شيوههايي، فرآيند گردآوري دادهها و اطلاعات و يادگيري فردي و سازماني را كارآمد و اثربخش خواهد كرد. بديهي است در زبان انگليسي، بهرهمندي از يكساني حروف نخست واژهها و كاربرد سرنامها براي همگونسازي آنها بيشتر بوده است. ليكن، در زبان و ادبيات فارسي، يكساني واژهها از نظر واجهاي پاياني، بيشتر مد نظر است. به همين دليل، در اين مقاله از آرايههاي سجع و جناس براي همگونسازي، هماهنگي، و نزديك ساختن هر چه بيشتر واژهها از نظر لفظي استفاده شده است.
بنابراين، با توجه به اين كه رهبران سازمانها ناگزير از رصد محيط سازماني خود از جنبههای گوناگون برای تحولاند، در این مقاله تلاش گردیده به كمك صنعت سجع و جناس با رواني واژهها و آراستگی و هماهنگی ظاهری کلمات با كمك از واج «آيه»، ابعاد مختلف نقش رهبران تحول با عنوان «آيههاي تحولآفريني» بيان گردد و شايستگيها و توانمنديهاي رهبران تحول به گونهاي بازنگری و بازآرايي شود كه ملموستر و عینیتر شده، درك و يادسپاري آنها به سادگي صورت پذيرد و رهبران طرحهاي تحول بدون نياز به منابع گوناگون بتوانند نقش خود را باز شناخته و آن را در راستاي ايجاد زمينههاي لازم براي تحول و موفقيت سازمان ايفا نمايند.
رهبري تحولآفرين
رهبری تحولآفرین، فرآیندي پیچیده و پویاست که در آن رهبران، ارزشها، باورها و اهداف پیروان را تحت تأثیر قرار میدهند. مفهوم اولیه رهبران تحولآفرین توسط برنز و در نتیجه تحقیقات توصیفی او پیرامون رهبران سیاسی ارائه شد. برنز رهبری تحولآفرین را به عنوان فرآیندی که در آن رهبران و پیروان همدیگر را به سطح بالاتری از اخلاق و انگیزه ارتقاء میدهند، تعریف کرد. این رهبران تلاش میکنند خصوصیات اخلاقی و ایدهآلهای متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت را پیرامون خود متجلی سازند و نه خصوصیات پستی مانند ترس، حرص، حسادت، و تنفر (آغاز، 87).
یک رهبر تحولآفرین، به دنبال انگیزههای بالقوه در پیروان و برآورده ساختن نیازهای سطح بالاتر آنهاست. رهبران تحولآفرین، رابطه انگیزشی متقابلی را برقرار میکنند که پیروان را به رهبران تبدیل میکند، بنابراین رهبری تحولآفرین، تعاملی و دوسویه است Duckett & Macfarlane)، 2003). رهبری تحولآفرین در جستجوی اتصال میان علایق فردی و جمعی است تا از این طریق به زیردستان اجازه دهد برای اهداف متعالی تلاش کنند. این گونه رهبران از توانايي متحد ساختن پیروان خود با توجه به تواناییشان در تغییر اهداف و اعتقادات آنها برخوردارند. آنها ارزشها و نگرشهای جاری سازمانها را ایستا نمیدانند، بلکه در جستجوی تغییر و تحول در راستای اهداف و ماموریت سازمان و متناسب با شرایط محیطی هستند (حسینی،1389).
رهبري تحولگرا، يك توانايي شخصي براي پيشبيني، ساخت آينده، انعطافپذيري، تفكر راهبردي و كار با ديگران است كه فرصتهاي متغيري را براي ايجاد آيندهاي دستيافتني براي سازمانها شناسايي ميكند. تعيين هدف يا رسالت شركت، بهرهبرداري و حفظ شايستگيهاي اساسي، توسعه سرمايه انساني، پشتيباني و حفظ يك فرهنگ اثربخش سازماني و ايجاد كنترلهاي متوازن سازماني، كاركردهاي رهبري تحولگرا هستند (انصاري و تيموري).
رهبری تحولآفرین دارای چهار مولفه است: (زندی وهمکاران، 1390)
- ·تاثیرگذاری آرمانی (کاریزما): رهبران دارای این ویژگی قابل احترام و جذب کنندهاند، مهمترین ارزشهایشان را عرضه میدارند، و وفاداری و اشتیاق افراد را بر میانگیزند.
- ·انگیزش الهامبخشانه: رهبرانی که چشماندازی برجسته از آینده ترسیم میکنند، ترغیبکننده و تشویقگرند.
- ·تحريک عقلانی: رهبران دارای این ویژگی، مفروضههای قدیمی، سنتها و باورها را زیر سوال میبرند و ابراز عقاید و استدلال را تشویق میکنند.
- ·ملاحظه فردی: این رهبران پیروان را تکتک مورد توجه قرار میدهند و با تمام وجود به آنها گوش میدهند.
براساس نظریه رهبری تحولآفرین، یک رهبر، نیازمند استفاده از بازیگران داخلی جهت انجام وظایف لازم برای سازمان است تا به اهداف دلخواهش دست یابد. در این راستا، هدف رهبری تحولآفرین آن است که اطمینان یابد مسیر رسیدن به هدف، به روشني از سوی بازیگران داخلی درک شده است، موانع نهفتة سيستم را برطرف میکند و بازیگران را در رسیدن به اهداف از پیشتعیینشده ترغیب مینماید (یعقوبی و همکاران، 1389).
سبک رهبری
نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ خود را سبک رهبری میگویند که با عنایت به نوع و ماهیت تئوریهای ارایهشده سبکهای متعدد و متفاوتی در رهبری به وجود آمده است، مهمترین آنها عبارتند از: سبک مشارکتی، سبک دستوری، سبک تفویضکننده اختیار، سبک حمایتی، سبک وظیفهگرا، سبک توفیقگرا، سبک معنوی، سبک خدمتگزار، و سبک تحولآفرین.
از میان مدلهای گفتهشده، سبک رهبری تحولآفرین در محیطهای پویا و ناپایدار به خوبی از عهده حل مسائل سازمان برآمده و به همین دلیل حرکت در مسیر تربیت رهبران تحولآفرین و توجه بیشتر به سبک رهبری تحولآفرین جزء نیازهای ضروری و اجتنابناپذیر سازمانها میباشد.
براساس نظر پاوارا و ایستمن اثربخشی یک رهبر تحولآفرین نتیجه سه عامل است: موقعیت نسبی سازمان در پیوستار پذیرش سازمانی (پذیرش تغییر)، درجه تطبیق فرآیند تحولآفرینی لازم برای موفقیت سازمان و فرآیند رهبری تحولآفرینی که در سازمان در حال اجراست و قابلیتهای رهبران تحولآفرین برای اجرای فرآیند مناسب تحولآفرینی (مطلبی اصل، 1386). یکی از روشهای بالا بردن قابلیتهای رهبران تحولآفرین، فصاحت و بلاغت مفاهیم تئوریهای پایه برای بهرهبرداری بیشتر از پتانسیلها و ظرفیتهای نهفته سازمان است.
اجزاي چارچوب مفهومي «آيههاي تحول»
در اين گفتار، براساس شناختي كه از نقش و وظايف رهبران تحولآفرين به دست آمد و همچنین برای تأکید بر قابلیتهای رهبران تحولآفرین سعي ميشود اين وظايف و نقشها با كمك كليد واژههايي كه انتهاي هر يك واج «آيه» قرار ميگيرد، شناسايي و كنار يكديگر قرار داده شوند تا هدف مد نظر اين مقاله برآورده شود.
پيش از هر چيز، معنا و مفهوم واژه آيه مورد توجه است. آيه، به معناى علامت است، زيرا هر آيه از قرآن نشانهاى بر درستى سخن حق تعالى است، يا آن كه هر آيه مشتمل بر حكمى از احكام شرع يا حكمت و پندى است كه بر آنها دلالت دارد[2]. همچنين هر آیهای در قرآن، نشانه صدق و راستی آورنده آن، و علامت عجز و ناتوانی مخالفان و حاکی از انقطاع و جدایی آن از ما قبل و ما بعد آن است.
نظريههاي رهبري بيشتر پس از پرداختن به شخصيت انسانها مطرح شد. در اين نظريهها رهبري خود به دو نوع تقسيم شده است. اولي رهبري سازماندهنده كه به دنبال تحقق اهداف سازمان و راههاي رسيدن به اين اهداف است و ديگري رهبري روحيهبخش كه هماهنگي و حسننيت در گروه ايجاد ميكند و روحيه پيروان را بالا نگه ميدارد. (اشرفي، 1387)
در مجموع، توانمندیهای برگزیده برای رهبری تحولآفرین با توجه به مطالبی که تاکنون مطرح شد عبارت خواهند بود از: آیه، پایه، مایه، آرایه، سرمایه، درایه، پیرایه، سایه
آیه رهبري
چنانچه اشاره شد، رهبران تحولآفرين در صدد متجلي ساختن خصوصياتي همچون آزادگي، برابري و انسانيت هستند. بيشك قرار دادن افراد در مسير محقق ساختن اين خصوصيات بدون داشتن حكمت و يا نشانههاي صدق و راستي از سوي رهبر سازمان ممكن نخواهد بود. رهبر تحولآفرين بدون ارائه نشانههايي مبني بر درستي سخنشان در برابر مخالفان تحول، نميتوانند افراد را به سوي خود جذب كرده و آنها را به ايجاد تغيير در محيطشان ترغيب نمايند. بنابراين، رهبران تحولآفرين براي رسيدن به اهداف خود ناگزير از ارائه آيههاي محكم و استوار هستند.
از سوي ديگر، تعيين جهتگيري سازمان بر عهدة رهبران سازمان است. توانايي تدوين يك چشمانداز روشن و رسالتي قابل فهم، ارزشهاي سازماني به عنوان آیههايي براي تحول، مهمترين شايستگي قابلتوجه از بين مهارتهاي حساس يا حياتي براي رهبران سازمانهاست كه بتوانند آينده را از آن خود كنند. رسالت (مأموريت)، تسهيل كننده پيشرفت سازماني است. يك هدف روشن به سازمان اجازه تلاشهاي يادگيرنده را براي افزايش مزيت رقابتي ميدهد.
پایه رهبري
پایه در لغت به معنی هر یک از طبقات چیزی است که بر آن طبقات بالا رفته یا فرود آیند. همچنين از ديگر معاني پايه عبارت است از قدر، رتبه، مرتبه، منصب، منزلت، جایگاه و پايگاه.[3] چنانچه در نظریههای رهبری مطرح شد، رهبر نقش سازماندهنده برای رسیدن به اهداف را ایفا میکند. بدين منظور، رهبران تحولآفرين بايد جايگاه و پايگاه درخور و شايستهاي به دست آورند تا افراد از آنها پيروي كنند كه بيگمان براساس ادبيات رهبري، بدون برخورداري از اختیار، قدرت، انگیزش و روابط انسانی چنين پايگاهي براي رهبر به دست نخواهد آمد.
از سوی دیگر میتوان گفت پايه و اساس رهبري اعتماد است. یک رهبر تحولآفرین باید بین خوشبيني و واقعبيني، درك شهودي و برنامهريزي تعادل برقرار کند. رهبران باید با تصميمگيريهاي منطقي و ارجح دانستن اهداف کارکنان و سازمان بر مسائل شخصي خويش اعتماد کارکنان را کسب نمایند.
طبعاً مردم به رهبراني اعتماد مي كنند كه از خودشان قويتر هستند. رهبر باید قادر باشد كه مسائل را به طور همهجانبه براي آنهايي كه در اطراف او هستند روشن كند. اعتماد کارکنان به رهبران زمانی به ودجود میآید که يك رهبر تغيير اساسي در سازمان به وجود آورد .در نتیجه اعتماد، رهبران میتوانند به نفوذ قابل ملاحظهای در بین کارکنان دست یابند و آنها را در جهت نیل به اهداف مد نظر هدایت کنند.
به بیانی دیگر رهبران تحولآفرين بايد اختيار يا حق دستور دادن، تصميمگيري، تشويق و تنبيه افراد، و کنترل یا تغییر را داشته و نيز توانایی واداشتن پیروان را به کارهایی که احتمالاً در غیر این صورت انجام نمیدادند، داشته باشند. اين مهم گاهي بر اثر ارتقاء در سلسلهمراتب سازمانی رخ ميدهد؛ به عبارتي، رهبر بايستي در طبقهاي از سلسلهمراتب سازماني قرار گيرد كه پايه شايسته و بايستهاي را براي وي فراهم آورد. پس، رهبران تحولآفرين براي رسيدن به اهداف خود ناگزير از داشتن پايهاي محكم و استوار هستند.
مایه رهبري
بنیاد، اصل و مادة هر چیزي را مايه ميگویند. همچنين مصدر، ریشه و جوهر(ه) آن چيز را مايه مينامند. مراد از جوهر انسان[4]، فطرت اوست، و مراد مردم از فطرت، که با جوهر از آن تعبیر میکنند، همان ماهیت انسان است که به موجب آن انسان، انسان بالفعل ميشود.[5]
برخي از نظريهپردازان، صفات و تواناييهاي رهبري را ذاتي دانسته و تقدير الهي ميدانند. ويژگيهايي مانند سلامت جسمي، شهامت، تحمل، صبر، تواضع، ايثار، عفو، شجاعت، هوش بالا، فرهي، قوت اراده، اعتمادبهنفس، مصمم بودن و امانتداري را عامل رهبري در افراد ميدانند. هر چند بسياري از صفات رهبري اكتسابي بوده و رهبري صرفاً ذاتي نيست و به اعتقادي، ذاتي بودن ويژگيهاي رهبري از قطعيت افتاده است، لذا هر كسي نميتواند بدون داشتن زمينهها، استعدادها و برخي از اين قابليتها به رهبري بپردازد.[6] ما اين زمينهها و استعدادها را مايه يا همان جوهره رهبري ناميده و معتقديم داشتن استعداد يادگيري، شناخت و تطبيق با محيط ميتواند عاملي براي كاميابي رهبران تحولآفرين به شمار آيد.
جوهره رهبري را علم و نظام بينشي و دانشي او نيز دانستهاند. يعني رهبران لایق باید از خود درکی قوی داشته باشند که باعث شود رهبر از دل اوضاع آشفته و درهم، معانی و مفاهیم روشنی را کشف کند.
سایه رهبري
سايه به معنی حمایت هم آمده است، چنان که ميگویند «در سایة تو» یعنی در حمایت تو، یا قصد از محافظت کامل است. بيگمان براي اين كه بتوان كاركنان توانمند سازمان را به طرحها و برنامههاي تحول اختصاص داد و آنها وقت كافي صرف كارها و فعاليتهاي مرتبط كنند، حمايت و پشتيباني رهبري سازمان ضروري و حائز اهميت است. تعريف و ارائه مشوقها و انگیزههای کافی برای انگيزش کارکنان و پيشبرد تغيير نيز به حمايت رهبر تحولآفرين نياز دارد.
وجود دست حمايتي يا همان سايه رهبري بر سر كاركنان كه با توجه نشان دادن به سلامت، رفاه و نيازهاي زيردستان مشخص ميشود، آنقدر حائز اهميت است كه رابرت هاووس در تعريف چهار شيوه يا سبک رهبري، يك گونه آن را رهبري حمايتي ذكر ميکند (سرمد، ص111)
در شيوه رهبري حمايتي، رهبر با زيردستان دوستانه برخورد ميکند، ميتوان به او نزديک شد و بسيار طرفدار زيردستان است. حمايت از زيردستان هم به دو صورت معنوي و مادي صورت ميپذيرد. ديگر شيوهها يا سبكهاي رهبري از نظر هاووس عبارتند از رهبري ارشادي، رهبري مشورتي، و رهبري توفيقمدار (کردتاییج و همکاران ، 1389). مدیریت عملکرد در صورتی که در سایه حمایت رهبری سازمان به اجرا درآید، در تحقق نتایج سازمانی مفید واقع خواهد شد. اغلب سازمانهایی که دارای سیستم مدیریت عملکرد اثربخش هستند، در برابر سازمانهایی که اثربخشی مستقیم مدیریت عملکرد در آنها پایینتر ارزیابی شده است، اینگونه نظر دادهاند که به خوبی از حمایت مدیران ارشد بهرهمند بودهاند. (زندی و همکاران، 1390)
آرایه رهبری
آرایه از مصدر آراستن و به معناي تناسب بخشیدن است. همچنين آرايه، چيدمان نظاممند اشياء است؛ به عبارتي، گروهي از عناصر همنوع كه به طور منظم در مكاني چيده ميشوند. چنانچه گفته شد حفظ و توسعه شایستگیهای اساسی از کارکردهای رهبری تحولآفرین است که در این مسیر توانایی طراحی بهترین آرایه بین امکانات، منابع و اهداف برای بهرهبرداري و توسعه شايستگيهاي اساسي ارتباط نزديكي با موفقيت سازمان دارد.
بدون ترديد، رشد و كاميابي هر سازماني در گرو استقرار افراد باكفايت، قابل اعتماد و نوآور در جايگاه مناسب توسط رهبران آن سازمان است به گونهاي كه پيشرفت و دستيابي به اهداف سازمان و آرمانهاي مشتريان از طريق اين ساختار رهبري هموار گردد. همچنين، آرايش منظم محصولات و خدمات و تعيين استانداردهاي مطلوب براي هر يك، سرعت دستيابي به اهداف مد نظر را تقويت خواهد نمود. به طور كلي، به وجود آوردن و نيز بهبود آرايههاي گوناگوني از مفاهيم و نظريهها، تخصصها و تجربهها، پاداشها و فرصتها و غيره در سطوح و بخشهاي مختلف سازمان از وظايف اصلي رهبران تحولآفرين به شمار ميرود. بدون ايجاد چنين آرايههايي، همسويي و يكپارچگي راهبردي در سازمان به وجود نخواهد آمد و كاركنان نميتوانند در راستاي آرمانهاي رهبر تحولآفرين، تفكر، تصميمگيري و عمل كنند.
سرمایه
سرمایه انسانی یکی از سرمایههای اصلی هر سازمان به حساب میآید. جایگاه سرمایه انسانی در هر سازمان متأثر از نقشی است که در فرآیند فعالیتها ایفاء مینماید. ، همانطور که در مطالب پیشین اشاره گردید یک رهبر، نیازمند استفاده از بازیگران داخلی جهت انجام وظایف لازم برای سازمان است تا به اهداف دلخواهش دست یابد. رهبران تحول آفرین باید توانایی توسعه سرمایه انسانی موجود در سازمان را داشته باشند. سرمايه انساني ظرفیت بالقوه سازمان محسوب میگردد. که رهبران تحول آفرین باید ظرفیت بالقوه را بالفعل تبدیل کنند. بهرهمندی از ظرفیتهای بالقوه نیروی انسانی، سازمان را به سازمانی پیشتاز در عرصه رقابت تبدیل خواهد نمود. به این دلیل امروزه توفیق سازمانها را نمیتوان تنها در انباشت ثروت مادی و تجهیز به آخرین امکانات و فناوریها ارزیابی کرد، زیرا سرمایه مالی و فیزیکی بدون بهرهگیری موثر از سرمایه انسانی پاسخگوی نیازهای ما نخواهد بود. به همین دلیل مدیریت سرمایههای انسانی عامل مهم کسب مزیت رقابتی محسوب میگردد و این، بخاطر آن است که کارکنان توان تبدیل دانش را به محصول و خدمات مورد نیاز مشتری دارند. سازمانها بایستی در جهت بهینه کردن بازده سرمایههای انسانی گام بردارند با تعیین سطح بلوغ و اثربخشی نظامهای مربوط به سرمایههای انسانی میتوان عملکرد کارکنان را پیشبینی و در جهت بهبود آن گام برداشت. [7] در عصر حاضر يكی از چالش بزرگ رهبران تحولآفرین، يافتن راههايي براي تشويق هر يك از كاركنان براي به فعل درآوردن پتانسيلهاي نهفته آنهاست. همچنین سرمايه انساني اغلب به عنوان سرمايه فکري تلقي ميگردد و به نوعي شامل مهارتها، تواناييها و دانش و تجاربي است که يک شخص با خود به سازماني ميآورد.
همچنین توسعه سرمایه انسانی و عهد و وجدان کاری زمانی به بار خواهد نشست که سازمان به افراد به عنوان سرمایههـای ارزشمند نگاه کند، به آنها مسـئولیت دهد و در تصمیمگیریهای کلان، کارکنانش را مشارکت دهد. با توجه به اين تعاريف رهبران موفق رهبرانی هستند که در جذب، به کارگيري، توسعه و نگهداري بهترين کارکنان موفق باشند و از اين رو يک سرمایه انساني قوي شکل دهند از آنجائی که انسانهای درون هر سازمان ارزشهای آن را ایجاد، پرورش و توسعه میدهند، لذا ارزش آفرینان سازمان هستند.
درایه
درایه در لغت به معنای علم و اطلاع است.[8] درایت آگاهی بهیک چیز یا محرک، آگاهی از خود و از محیط، آگاهی و ادراک محض یک چیز یا فکر است.[9] همانطور که بیان گردیده رهبری سازمان نقش تعیین کننده در هدایت و کنترل و بهرهبرداری از منابع دارد. رهبران تحولآفرین برای هدایت و کنترل منابع میبایست، از پتانسیلها و ظرفیتهای نهفته سازمان، حداکثر بهرهبرداری را نمایند. توسعه تلاشهاي رهبري تحول گرا بايد با تمركز بر روي محيط دروني و آگاهي از محيط بيروني انجام پذيرد. تقاضاهاي كسب و كار جديد نياز به تغيير را اجبار ميكنند، ولي ملاكي براي نحوه ايجاد تغيير ارائه نميكنند. ايجاد فرايندي جهت پايهريزي مهارتها، تواناييها و فنون رهبري كه سازمانها را به بررسي محيط درون و برون براي پاسخ وادار ميكند،الزامی است. به این دلیل اطلاع رهبران از تحولات و جریانهای درونی سازمان به منظور هدایت سازمان بهترین مسیر الزامی میباشد،
رهبران تحولآفرين میبایست، با آگاهی از جریانهای درونی سازمان تصمیمات به هنگام اتخاذ نمایند. رهبران تحولآفرین باید درایت و کیاست و هوشیاری داشته باشند تا بدانند، سازمانها چطور رهبري شوند كه بتوانند با اطلاع از جریانهای درونی سازمان، با تدابیر آگاهانه، مسیر سازمان را همسو با تحولات بیرونی در جهت پیشبرد اهداف سازمان هدایت نمایند. یکی از چالشهای رهبران، تعادل بین جریانهای داخلی و خارجی سازمان است. مسلما در صورت همسو نبودن مسیر داخلی سازمان با مسیر بیرونی، سازمان به اهداف تعیین شده، نخواهد رسید. بنابراین می توان بیان کرد: رهبران تحول آفرین، ضمن اطلاع از جریانهای درونی سازمان باید بهترین مسیر سازمانی را انتخاب کنند.
پیرایه
پیرایه زینت دادن بکاستن زیوری که بوسیله نقصان حاصل شود همچو بریدن شاخههای زیادی درخت[10]
یکی از موضوعات مهم برای همسوسازی اهداف و حرکت سازمان روبههای اخلاقی است. رویههای اخلاقي، ارزشهاي اخلاقي مهمي است كه با اخلاق کسب و کار مرتبط ميباشد. رويههاي اخلاقي، به عنوان فيلترهاي اخلاقي هستند. بنابراین رهبران میبایست با پیراستگی از لغزشهای رویههای اخلاقی، خطمشيهاي عملي بالقوه را ارزشيابي کنند. در هزاره سوم، تصميمات رهبران تحولگرا بايد از روي صداقت، اعتماد و درستي باشد، رهبران تحولگرا بايد قابليت برانگيختن كاركنان و توسعة و حفظ يك فرهنگ سازماني كه رويههاي اخلاقي در آن يك هنجار رفتاري تلقي شود، برای همسوسازی با اهداف سازمان، را دارا باشند. بنابراين چالش پيش روي رهبران تحولگرا اين است كه چطور هنجارهاي ارزشي را براي هدايت فعاليتهاي شركت و رفتار افراد تلقين كنند.
يك رهبرتحولگراي متعهد، به دنبال پیراستگی قانوني، اخلاقي و اجتماعي است كه هر دو بعد اخلاقي و كارايي اقتصادي را در نظر بگيرد. يك رهبر تحولگراي متعهد، خواستههاي مشروع ذينفعان را در ايجاد و تداوم يك فرهنگ اخلاقي سازماني به كار ميگيرد.
نتایج پژوهش:
در پژوهش انجام شده یکی از توانمندیهای رهبران تحول آفرین در هدایت سازمان بیان گردید. رهبران تحول آفرین در معنی دادن به محیط و شکل دادن اهداف راهبردی که توجه و منافع پیروان را به خود جلب میکند تواناترند. به این دلیل انتظار می رود که رهبران تحول آفرین منجر به خلق شرایط بهتری برای فهم چشم اندازهای راهبری، رسالت ها، اهداف و پذیرش آن ها توسط پیروان شوند. همانطور که در پژوهش حاضر گفته شد یکی از راههای موفقیت رهبر تحول آفرین، در گرو سهولت یادگیری و یادآوری و ادراک اجزای رهبران تحول است. در اینجا مجموع، توانمندیهای برگزیده برای رهبری تحولآفرین آیه، پایه، مایه، آرایه، سرمایه، درایه، پیرایه، سایه بیان گردید که به دلیل واج آرایی و هماهنگی موجود در کلمات یادآوری و یادسپاری و ادراک معانی آنها به آسانی امکان پذیر است. در اینجا ما نشان دادیم با نشانههای اختصاری در تئوریهای مدیریت تحول در زبان فارسی همانند نشانههای اختصاری در منابع میتوان درک بهتر و بهرهبرداری بیشتر از تکنیکها داشته باشیم.
منابع:
- کرد تاییج ، اسدا... و همکاران،ماهیت هولوگرافیکی تحول در سازمانهای عصر اطلاعات، مدیریت فرهنگ سازمانی،شماره 21، سال هشتم، بهار و تابستان 89.
- انصاري، محمداسماعيل و تيموري، هادي. مقاله مدير در نقش رهبر تحول گرا. ماهنامه تدبیر. سال هیجدهم. شماره 189
- آغاز، عسل. رهبران تحول آفرین( بانیان ایجاد تغییر و تحول در سازمانها).. موسسه مطالعات بهره وری و منابع انسانی. تابستان 87، شماره 207،206،205.
- اشرفي، اكبر، مباني رهبري سياسي امام خميني (ره)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1387.
- حسینی، فرشید. رایج، حمزه، استیری، مهرداد و شریفی، سید مهدی، بررسی ارتباط میان فرهنگ سازمانی و سبک های رهبری تحول آفرین و مبادله رهبر- پیرو، نشریه مدیریت دولتی، دوره2، شماره4، بهار و تابستان 1389
- دکتر رضائیان، علی ؛ مبانی مدیریت رفتار سازمانی، سمت، چاپ هفتم. 1385
- زندی، علیرضا. قربانی، نیما و علوی، سیدبابک. ارتباط پنج عامل شخصیت و رهبری تحول گرا براساس دگر ارزیابی زیردستان و فرادستان، پژوهشهای روان شناختی، 1390. دوره 14. شماره 2
- فرهی بوزنجانی، برزو (1385). معرفی چارچوبی برای اندازه گیری فرهنگ سازمانی، فصل نامه مصباح، سال پانزدهم، شماره 63
- مطلبی اصل، صمد، " رهبری تحول آفرین در سازمانها: یک مدل موثر از محیط، تدبیر، شماره 181، خرداد 1386
- یعقوبی، دکتر نور محمد، مقدمی، محمد و کیخا، عالمه. بررسی رابطه بین رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان. پژوهش نامه مدیریت تحول، سال دوم، شماره 4، نیمه دوم 1389
- Kuchi, T. (2006), " Constant change and the strategic role of communication a selective annotated bibliography", Library management,
- Godarzi, S.&Gaminian, V.(2002). Principles, basics and theories of organizational climate, Esfahan: JahadDaneshgahi( in Persian)
[1]kuchi
[2] http://www.hawzah.net/Per/Q/do.asp?a=QBG4.HTM
[3] http://www.vajehyab.com/moein/
[4] از دیدگاه اسلام و آئینهای دیگر الهی، جوهره انسان را روح مجرد وی تشکیل میدهد که از آن به «نفس» نیز تعبیر میشود و بعد از فنای بدن، باقی میماند و به حیات خود ادامه میدهد (منبع: ويكيفقه).
[5] http://www.wikifeqh.ir/
[6] research.isfedu.org/Portals/0/نعمت%20اله%20زمانی-10.doc
[8] http://www.andisheqom.com/Files/hadith.php?idVeiw=29546&level=4&subid=29546
[9]http://www.aftabir.com/dictionaries/word/147256/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA-Awareness
[10] http://farsilookup.com/p2p/seek.jsp?lang=fa&word=%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید