خوش تراش
خشكم زد از تو خوش كه شبي روشنم كني
باد آتشي ز ناز و نوا بر تنم كني
مي خواهم آنچنان كه دلت مي كشد، كمي
درگير آب و سنگ و دم و آهنم كني
در زير تيغ ناز تو، تن در دهم به عشق
گر جان تازه در تن ِ چون هاونم كني
اي خوش تراش مست، به چرخي كه ميزنم
كي دست و دل به كار تراشيدنم كني؟
از رشته ي نگاه تو برّنده تر كجاست؟
كاين چاك دل بدوزي و در سوزنم كني
شد هفت بند اين دل پابست من ز مهر
زنجيري ِ تو تا همه در شيونم كني
در كارگاه چشم اميدم نساختند
جز دستي از خدا كه تو بر گردنم كني
چشم از چراغ ياد لبت سرخ كرده ايم
بس نان آرزوست كه در روغنم كني
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 0:26 توسط بهروز نصرآزادانی
|
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید