گذاشتن قرآن بر روی سینه
گاهی قرآن را بر روی سینهات بچسبان.
شبها پس از قرائت گهگاه قرآن را به سینهام میچسبانم و احساسی عجیب و خوشایند را تجربه میکنم. احساس میکنم زنگار آلودگیهای دلم فرو میریزد و دلم سبک میشود. حس میکنم بسیاری از خواهشها و آرزوها از دلم پرمیکشد. گاهی مثل این است که یک زره محکم پوشیدهام. گهگاه حس میکنم هوای لطیفی مرا احاطه کرده، گاهی اشکها خود به خود سرازیر میشوند و .... و انگار خدا را همان نزدیکیها احساس میکنم.
امروز واژههای «صدر» را در متن عربی و «سینه» را در ترجمه قرآن جستجو کردم که بخشی از نتیجه جستجو را در زیر آوردهام. در یک نگاه گذرا متوجه میشویم که خدا چقدر به سینه اهمیت داده است. این سینه عجب جایی است: جای نفس، جای دل، جای قلب، جای عقل، جای نشانههای خداوندی، جای نور، جای ...
پس خیلی کارها میشود با سینه خود کرد. به نظر من سینه انسان بهترین جا برای نور و نشانههای الهی است (اشاره به سوره عنکبوت آیه 49). اما
نور دل و روشني سينه كو؟ ------------- راحت و آسايش پارينه كو؟
وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم (اعراف، 43) و هر گونه كينهاى را از سينه هايشان مىزداييم.
وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ (حجر، 47) و آنچه كينه [و شائبه هاى نفسانى] در سينه هاى آنان است بركنيم.
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (طه، 25) گفت پروردگارا سينهام را گشاده گردان.
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ (زمر، 22) آيا كسى كه خدا سينه اش را براى اسلام گشاده و برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مىباشد....
وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿حج، 46﴾ ليكن دلهايى كه در سينه هاست كور است
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿یونس، 57﴾ اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ﴿ناس، 5﴾ آن كس كه در سينه هاى مردم وسوسه مىكند.
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ (عنکبوت، 49) بلكه [قرآن] آياتى روشن در سينه هاى كسانى است كه علم يافته اند و جز ستمگران منكر آيات ما نمىشوند
هر چند تا امروز کمتر کسی، حالات و تجربههای معنوی خودش را از این دریچه با دیگران در میان گذاشته، ولی چون خودم به شنیدن و درک تجربههای دیگران از فضای معنوی نیازمندم، حالت فوق را به اختصار بازگو کردم شاید بهانهای باشد تا شما هم از حالات و تجربههای خودتان بگویید. شما چه حالات و احساساتی را با سینه خود تجربه کردهاید؟
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید