آشنایی با گردشگری خلاق
گردشگري خلاق
گردشگري خلاق، نسل جديدي از گردشگري است. گردشگري خلاق نسبت به گردشگري ساحلي و فرهنگي از تعاملات بيشتري برخوردار است كه در آن گردشگر با مكان و محيط، فرهنگ رايج آنجا و مردمي كه در آن زندگي ميكنند، يك تعامل آموزشي، عاطفي، اجتماعي و مشاركتي دارد. گردشگران احساسي نظير احساس شهروندي پيدا خواهند كرد. بنابراين، اين نسل از گردشگري نيازمند آن است كه مديران درها را بر روي خلاقيت باز كرده و آن را به عنوان منبع عظيمي كه ميتواند فرصتهاي تازهاي براي تأمين نيازهاي رو به رشد گردشگري فراهم كند، به رسميت بشناسند.
تعريف عملياتي گردشگري خلاق عبارت است از سفر به سوي تجربهاي سفارشي و مورد اعتماد براي يادگيري عملي در حوزههاي هنر، ميراث يا شخصيت ويژه يك مكان و فراهمكننده ارتباط با كساني كه در آنجا زندگي ميكنند و اين فرهنگ زندگي را خلق كردهاند.
ريچاردز و ريموند (2000) نخستين كساني بودند كه اين اصطلاح را بدين شرح ابداع كردند: «آن نوع گردشگري كه فرصتي به بازديدكنندگان براي توسعه ظرفيت خلاقانه آنها از طريق مشاركت فعال در دورهها و تجربههاي يادگيري كه ويژگي مقاصد مذهبي هستند، فراهم ميكند» (ص. 18). تعريف دومي كه توسط شبكه شهرهاي خلاق يونسكو در نخستين كنفرانس بينالمللي درباره گردشگري خلاق در سانتافه در 2006 ارائه شد، اظهار ميكند «گردشگري خلاق، سفري هدفمند به سوي تجربهاي درگير و معتبر با يادگيري مشاركتي در هنر، ميراث فرهنگي، يا شخصيت ويژهاي از يك مكان است كه ارتباطی را بین گردشگر و جامعه میزبان و فرهنگ زندگیشان فراهم میکند» (Wurzburger et al., 2010, p. 106).
چهار مولفه مشترك در هر دو تعريف وجود دارد: اول، تجربه محتواي فرهنگي؛ دوم، مشاركت در محتواي فرهنگي؛ سوم، يادگيري درباره محتواي فرهنگي؛ و چهارم، اين محتواي فرهنگي ويژگي و مشخصهاي معتبر از مقصد باشد.
در مجموع، گردشگري خلاق در ارتباط با «تجاربي عملي[1] است كه از لحاظ فرهنگي، معتبر باشد» (Wurzburger et al., 2010, p.18) و به گردشگر اجازه ميدهد تا ظرفيتها و مهارتهاي خلاق خود را توسعه دهد. اين مولفهها نشان ميدهد كه به تبديلهاي درون مصرف و توليد پاسخ داده ميشود (شكل 1).
شكل 1. انتقال از گردشگري فرهنگي به خلاق (Wurzburger et al., 2010)
گردشگري خلاق و خلاقيت
بسياري از نمونههاي مرسوم گردشگري خلاق نشانگر آن است كه گردشگران با توليد آثار هنري و صنايع دستي در طول يك كارگاه يا يك رويداد، خلاقيت نشان ميدهند. حال اگر گردشگر يك محصول نهايي خلق نكند، آيا هنوز ميتوان گفت خلاقيت به شيوهاي متفاوت وجود دارد.
گونههاي متعددي از گردشگري خلاق وجود دارد. آثار هنري، صنايع دستي و رويدادها همگي از نمونههاي مرسومي هستند كه در ادبيات گردشگري خلاق حكمفرما هستند.
گردشگري صنفي ارائهدهنده كارگاههاي پيشهوري نظير كندهكاري بر چوب و استخوان، جواهرسازي، شاعري و بافندگي است. طبق نظر ريچاردز (1999) مفهوم گردشگري خلاق از پروژه صنفي يوروتكس متبلور شد كه طي آن مشخص شد هر چقدر مصرفكنندگان درباره كارهاي مرتبط با توليد صنايع دستي، بيشتر بدانند، «احساسات نهفته» را بهتر درك كرده، ارزش بيشتري براي محصولات دستساز قائل شده و تمايل بيشتري براي پرداخت وجه آن پيدا ميكنند. مشخص شده است كه گردشگران علاقه زيادي به فرهنگ اصيل محلي و نيز تجارب يادگيري فعال نشان دادهاند. تعريف ريچاردز و ريموند از گردشگري خلاق، بلافاصله بعد از اين يافتهها مطرح شد.
گردشگري خلاق نيوزلند به عنوان توسعهيافتهترين شبكه گردشگري خلاق (ريچاردز، 2010) را ميتوان به عنوان نمونه خوبي از گردشگري خلاق قلمداد كرد. اين شبكه از كسب و كارهاي خلاق ارائهدهنده كارگاههاي تعاملي غيررسمي در زمينه هنر، فرهنگ مائوري، طعمشناسي و طبيعت هستند كه تجارب يادگيري دستاول و مستقيمي را فراهم ميكنند. وبسايت آنها تجاربي كه گردشگران ميتوانند داشته باشند را تصريح و تكرار ميكند:
«خودتان بر روي استخوان كندهكاري كنيد، كاشيكاري هنري، سفالگري، يا خراطي كنيد و يادگاري بسازيد؛ ياد بگيريد كه جواهرات نقرهاي يا زمردي، چاقوهاي دستساز، و آثار هنري كاغذي كيويانا بسازيد؛ بستههاي مختلف پشمهاي چيدهشده را لمس و احساس كنيد؛ كساني را كه نوشيدني درست ميكنند ملاقات كنيد؛ خودتان پنير، معجون روغن زيتون يا پاولوفاي خوشمزه درست كنيد؛ يك روز را صرف يادگيري درباره بوتههاي نيوزيندي به شيوهاي تعاملي يا بافندگي يك سبد حصيري سنتي كنيد؛ از گياهان و جانوران نيوزلند براي خلق آثار نقاشي يا سفرنامه منحصر بفرد خود الهام بگيريد ...» (گردشگري خلاق نيوزلند، 2010).
اوريدسكا و ايوانف (2010) نمونههاي مشابهي از گردشگري خلاق ارائه ميكنند: در آرژانتين براي يادگيري رقص تانگو، در روسيه براي نقاشي صورتكها و شمايلها، فرانسه براي پخت ظروف سنتي پروانس، در استراليا براي يادگيري نحوه نواختن ساز ديدگريدو.
گردشگري خلاق بارسلونا نمونه ديگري از توسعه گردشگري خلاق اما با رويكردي متفاوت از نيوزلند است (ريچاردز، 2010). اين گردشگري، برنامهاي است كه از گردشگران خلاقي كه ميخواهند خلاقيتهاي خودشان را به نماش بگذارند حمايت ميكند. براي مثال، با سازماندهي فعالتي هنري و خلاق نظير يك اجرا يا يك نمايشگاه (ورزبرگر و همكاران، 2010). در اينجا ميتوان روابط ميان گردشگران و هنرمندان محلي را از طريق فعاليتها و تبادلات آموزشي تقويت نمود. نمونههاي چنين پروژههاي آموزشي عبارت است از دورههاي ترسيم زندگي، نقاشي سنتي كاتالان، كارگاههاي سراميك و سفالسازي، و كارگاههاي شيشهسازي.
رويدادها فرهنگي و خلاق نيز شامل فضاي گردشگري خلاق ميشوند. براي نمونه، طي جشنواره محلي Festesde Grácia در بارسلونا، مردم با استفاده از مواد بازيافتي و از روي كارداني و تدبير به تزيين خيابانها اقدام ميكنند (ريچاردز، 2010). همچنين Zinneke Parade در بروسلز و Fringe Festival در ادينبورگ نمونههاي ديگري از اجراي تبدلات هنري، فرهنگي و خلاقانه هستند. اين گونه جشنوارههاي هنري همراه با موسيقي زنده، رقص، تئاتر و پذيرايي، تجارب احساسي خوبي فراهم ميكنند: چشيدن، شنيدن، ديدن، بوييدن و لمس كردن.
تشابه ميان آثار هنري و رويدادها در اين است كه گردشگران نه تنها ميبينند يك «كار» چگونه انجام ميپذيرد، بلكه خودشان آن را انجام ميدهند و همزمان درباره مردمي محلي و فرهنگشان چيز ياد ميگيرند. يك مثل قديمي چيني از كنفوسيوس اين ايده را بدين صورت خلاصه ميكند: «گوش ميكنم و فراموش ميكنم، ميبينم و به ياد ميآورم؛ انجامش ميدهم و دركش ميكنم» (كارراويلا و اوليويرا، 2004). به عبارت ديگر، هر چه حواس بيشتري درگير كار شود، يادگيري شما بيشتر است. پيام اين مثل چيني در گردشگري خلاق انعكاس يافته است.
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید