مقایسه تطبیقی برنامه‌های راهبردی شهرها در جهان

(بخش دوم: ساختار شکست برنامه راهبردی و هدف‌گذاری)

بهروز نصرآزادانی و احسان مالکی‌پور

آبان 1394

 

در هر سازمانی که می‌خواهد پیشرفت کند ناگزیر باید مجموعه روشنی از اهداف و انتظارات وجود داشته باشد. در حکومت‌های محلی نیز متناسب با شتاب پیدایش مسائل و موضوعات و برون‌رفت آنها از جامعه، لازم است مجموعه اهدافی تعریف شده و با گذر زمان تغییر کند. افزون بر این، با توجه به ماهیت انتخابات شورای اسلامی و شهردار، در هر دوره هم موضوعات و هم بازیگران اصلی تغییر یافته و تعیین اهداف در سازمان حاکمیت محلی برای تبیین شفاف نحوه صرف وقت و پول مردم بسیار بااهمیت‌تر می‌گردد.

در فرآیند برنامه‌ریزی شهری، هر هدفی نشانگر تصویری از وضعیت آینده شهر بوده و شیوه و چگونگی دستیابی به آن وضعیت را بیان می‌کند. اهداف، نخستین پیامدهایی را که شهر برای دستیابی به چشم‌انداز خود نیاز دارد، نشان می‌دهند. بنابراین هدف‌گذاری یکی از ضروری‌ترین گام‌های فرآیند برنامه‌ریزی شهری به شمار می‌رود. معمولاً اهداف در برنامه‌ریزی شهری دارای سلسله مراتب کارکردی و ساختاری هستند. این سلسله مراتب در برگیرنده اهداف سطح اول یا «ایده‌آل‌ها[1]»، اهداف سطح دوم یا «آرمان‌ها یا اهداف کلان[2]» و اهداف سطح سوم یا «اهداف عملیاتی[3]» می‌شود.

اهداف کلان، گزاره‌هایی کلی و دارای ماهیتی کلی هستند. آنها بیانگر نتایج مورد انتظار و نقاطی کلی هستند که فعالیت‌های برنامه‌ریزی و البته فعالیت‌های جامعه به سوی آنها جریان پیدا می‌کند. اهداف کلان، دامنه کاربرد گسترده‌ای دارند؛ به بیان بهتر، همه فعالان و بخش‌های مجموعه شهرداری باید بتوانند در راستای آن حرکت کنند. این اهداف باید در اندازه‌ای الهام‌بخش و بلندپروازانه باشند که تعهدآوری و امکان‌پذیری را القاء نمایند، و نیز تا حدی راهبردی باشند که اهداف عملیاتی و راهبردها را مهار کنند. به عبارتی بین این دو حد بایستی تعادل و توازن برقرار شود. اهداف کلان باید عمل‌گرایانه (معمولاً با یک فعل آغاز شوند)، مشخص، دقیق و کوتاه باشند. ولی معمولاً اهداف کلان به طور مستقیم مورد ارزیابی و سنجش قرار نمی‌گیرند.

اهداف عملیاتی زیرمجموعه اهداف کلان هستند که طبقه‌های گسترده‌ای از اقدامات را انعکاس می‌دهند.  آنها به این پرسش پاسخ می‌دهند که چه چیزی برای تحقق اهداف کلان باید انجام گیرد و در نهایت چشم‌انداز را محقق نماید. اهداف عملیاتی در شرایط ایده‌آل باید هوشمند (SMART) باشند.

فرآیند هدف‌گذاری به رهبران، سیاست‌گزاران و مدیران شهری کمک می‌کند تا پیرامون مسائل و فرصت‌های پیش روی جامعه بحث کنند، کانون‌های تمرکز آتی شهر را تعیین نموده، جهت‌گیری‌های راهبردی را تبیین و اولویت‌های شهر را مشخص نمایند. اهداف کلان هر شهری این پیام را به دیگران می‌رساند که شورای شهر و شهرداری در دوره برنامه‌ریزی چه نیات و آرمان‌هایی را می‌خواهند عملی سازند. بی‌شک اهداف کلان، جهت‌گیری ارزشمندی را برای بودجه‌ریزی سالانه، تهیه و تنظیم برنامه‌های بهبود، تخصیص منابع و توسعه کارکردهای مهم شهر فراهم می‌سازد.

بررسي لغوي و مفهومي هر هدف حاكي از توجه به يك يا چند مؤلفه هدف است. بنابراين با در نظر گرفتن مكان، زمان، وسيله، عامل، منبع، روش، الگو، كميت و كيفيت به عنوان مؤلفه‌هاي هدف مي‌توان منظور از هدف را در عبارات زير بيان كرد؛ بديهي است تحقق يك يا همگي موارد وابسته به انجام فعاليت‌هاي گوناگون سخت و دشوار با اعمال مديريت مشخص خواهد بود:

  • · استفاده از مناسب‌ترين مكان
  • · دستيابي به كميت‌هاي بهینه در شهر
  • · استفاده از كوتاه‌ترين زمان در اختيار
  • · بهره‌گيري از عوامل مؤثر بر شهر
  • · دستيابي به بالاترين كيفيت ممكن در شهر
  • · استفاده مناسب از وسايل در اختيار و قابل حصول
  • · دستيابي به مناسب‌ترين روش برقراري رابطه بين مؤلفه‌هاي شهر
  • · پيدا كردن مناسب‌ترين الگوي شهر
  • · استفاده از منابع موجود در بالاترين حد كفايت

از آنجا که توجه به تجربه سایر شهرهای دنیا می‌تواند در بهبود برنامه‌ریزی شهرداری‌ها موثر باشد، در ادامه مقایسه تطبیقی برنامه‌های راهبردی شهرهای جهان، این گزارش به بررسی اهداف کلان یا آرمان‌های تعیین‌شده در این برنامه‌ها خواهد پرداخت.

 

شهر استانبول

در برنامه راهبردی استانبول، 17 هدف کلان، 88 هدف خرد یا عملیاتی، 356 فعالیت یا کنش راهبردی همراه با 674 شاخص شناسایی شده است. اهداف کلان مطابق با چشم‌انداز آن در ذیل سه عنوان اصلی گروه‌بندی شده‌اند که این گروه‌ها عبارتند از 1) تعهد خدمات‌گرایی، 2) سرآمدی عملیاتی، و 3) مدیریت مؤثر منابع. هفده هدف کلان استانبول عبارتند از:

  • · مشارکت در خلق شهری سرزنده از طریق توسعه اقتصادی، اجتماعی و کالبدی با پاسداشت میراث طبیعی، تاریخی و فرهنگی شهر.
  • · فراهم‌سازی خدمات حمل و نقل اقتصادی، ایمن، سریع و راحت.
  • · توسعه و گسترش خدمات حمایتی متناسب با نیازهای اجتماعی شهروندان.
  • · مشارکت در توسعه پایدار کیفیت زندگی در حوزه خدمات بهداشتی.
  • · ایجاد محیط زیست سالم پایدار.
  • · مشارکت در حفاظت و ترفیع میراث فرهنگی شهر و غنی‌سازی زندگی فرهنگی شهروندان.
  • · مشارکت در بهبود و توسعه نظم اجتماعی شهر.
  • · توسعه ظرفیت پاسخگویی به حوادث و بهبود مبتنی بر مدیریت ریسک کارآمد.
  • · مدیریت تدارک و آماده‌سازی پروژه‌ها و اجرای کارآمد و اثربخش فرآیندها در حوزه‌های خدماتی اصلی.
  • · مدیریت منابع و دارایی‌های مالی بر پایه رهیافت خدمات پایدار.
  • · تضمین دسترسی سریع به اطلاعات صحیح پیرامون حوزه‌های خدماتی ما.
  • · مدیریت کارآمد و اثربخش فرآیند تأمین.
  • · ارائه خدمات راه‌حل‌مدار توسط کارمندان ماهر.
  • · تقویت ارتباطات با ذی‌نفعان.
  • · تقویت هماهنگی با شرکت‌های وابسته.
  • · تقویت همکاری با ذی‌نفعان.
  • · توسعه ساختار سازمانی و روش‌های کسب و کار با رویکرد توسعه مستمر.

جایگاه این اهداف با در نظر داشتن مضامین (تم‌های) راهبردی[4]، در تمام لایه‌های راهبردی برنامه شهرداری استانبول تعیین و مشخص شده است. شایان ذکر است در گام بعدی، اهداف کلان استانبول به اهداف خرد و عملیاتی ترجمه شده است.

 

شهر جده

در برنامه راهبردی شهر جدّه، ابتدا 13 بخش کلیدی تعیین و ذیل آنها 64 هدف خرد یا عملیاتی شناسایی شده است. فهرست بخش‌های اولویت‌دار در برنامه جده همراه با تعداد اهداف خردی که ذیل هر یک تعریف شده است به شرح زیر می‌باشد:

  • · قلمرو شهری و الگوهای سکونت (5)
  • · اقتصاد محلی (7)
  • · محیط زیست (8)
  • · خدمات اجتماعی (3)
  • · فرهنگ و میراث  (4)
  • · گردشگری (5)
  • · حمل و نقل  (7)
  • · زیرساخت (4)
  • · مدیریت سواحل (3)
  • · فضاهای باز و تفریح (4)
  • · مسکن (5)
  • · سکونت‌گاه‌های بی‌برنامه (4)
  • · مدیریت (5)

هر یک از این بخش‌های سیزده‌گانه تنها بر روی یک حوزه تمرکز دارد که در آن حوزه، شهرداری نقش حکمرانی بر عهده داشته و راهبردهایی را برای آن در نظر گرفته است. نکته مهم در برنامه جده آن است که در بخش پایانی برنامه، یعنی بخش اجرا و پیاده‌سازی، نحوه مشارکت و همکاری شهرداری با دیگر شرکای آن برای تحقق پیامدهای مد نظر در برنامه راهبردی مشخص شده است. به بیان بهتر، نقش‌های متقابلی که این شرکا در توسعه آتی جده بر عهده خواهند داشت و نیز اولویت‌های اجرایی آنها تعیین شده است. در زیر نمونه‌هایی از اهداف جده را می‌بینید:

  • · تقویت نوآوری
  • · فراهم‌سازی زیرساخت‌های کسب و کار
  • · آموزش زیست‌محیطی
  • · موقعیت‌یابی جده برای دیدارهای بین‌المللی جهان اسلام
  • · خلق جذابیت‌های گردشگری
  • · بیشینه‌سازی استفاده و منافع فضاهای باز

شهر دبی

آینده شهر دبی از دیدگاه‌هایی کل‌نگر و فراگیر ترسیم شده و برنامه راهبردی این شهر به کمک چنین دیدگاه‌هایی تدوین شده است. این دیدگاه‌ها در ذیل 6 مضمون که هر یک گروهی از نیات و مقاصد راهبردی و توسعه‌ای را برجسته می‌سازند، دسته‌بندی شده‌اند. در زیر این شش مضمون همراه با فهرست مقاصد هر یک ارائه شده است:

1. مردم (شهری شاد، خلاق و با مردمانی توانمند):

  • · افراد فرهیخته، تحصیل‌کرده و سالم.
  • · مردمی بهره‌ور و نوآور در زمینه‌های گوناگون.
  • · مردمی شاد که به فرهنگ خود می‌بالند.
  • · مردمی که بنیان توسعه دبی در همه زمینه‌ها هستند.

2. جامعه (جامعه‌ای فراگیر و منسجم):

  • · جامعه‌ای پرنشاط، پایدار و چندفرهنگی.
  • · جامعه‌ای تاب‌آور و فراگیر و پایبند به ارزش‌های مدنی دبی.
  • · خانواده‌ها و اجتماعاتی منسجم که سازنده بنیان جامعه‌اند.

3. تجربه (مکان برتر برای زندگی، کار و بازدید):

  • · شهری با بهترین امکانات تحصیلی، درمانی و سکونت که نیازهای همه افراد را برآورده می‌کند.
  • · ایمن‌ترین مکان.
  • · پرنشاط، فعال و فراهم‌ساز تجربه‌های فرهنگی غنی و با تفریحاتی متمایز در دنیا.

4. مکان (شهری هوشمند و پایدار):

  • · شهری هوشمند، یکپارچه و به‌هم‌متصل (همبند).
  • · شهری پایدار از نظر منابع.
  • · شهری با عناصر طبیعی پاک، سالم و پایدار
  • · شهری با محیط کالبدی ایمن و پایدار.

5. اقتصاد (یک هاب یا واسط ترانزیتی مؤثر در اقتصاد جهانی):

  • · بهترین شهر دوستدار کسب وکار و مقصد دلخواه سرمایه‌گذاری.
  • · یکی از مراکز پیشرو در زمینه کسب وکار.
  • · شهری برخوردار از رشد اقتصادی پایدار.

6. حکومت (حکومت پیشتاز و سرآمد):

  • · حکومتی شفاف و قابل اعتماد.
  • · حکومتی فعال و خلاق در زمینه برآورده‌ساختن نیازهای افراد و کل جامعه.
  • · حکومتی با پایداری و نوآوری در مدیریت منابع.

مقاصد راهبردی تعیین‌شده در ذیل هر مضمون، همان اهداف کلان شهر به شمار می‌رود. در میان این مضامین، انتخاب سه مضمون مردم، جامعه و مکان در کنار یکدیگر، دیدگاه برنامه‌ریزان را اندکی متمایز می‌سازد.

شهر لندن

برنامه شهر لندن بر مبنای پنج مضمون راهبردی که پشتیبان تحقق چشم‌‌انداز آن است، تهیه شده است. این پنج مضمون با هدف بیشینه‌سازی همکاری‌های متقابل بین ذینفعان از طریق افزایش دستورکارهای مشترک برای رویارویی با موضوعات شهر انتخاب شده‌اند. مضامین راهبردی لندن عبارتند از:

1. شهر رقابت‌پذیر و فرصت‌زا (5)

2. حامی جوامع و اجتماعات (6)

3. محافظ و اعتلادهنده محیط زیست (7)

4. پرنشاط و سرشار از غنای فرهنگی (4)

5. ایمن‌تر و قوی‌تر (4)

در سطح بعدی برنامه شهر لندن، 26 هدف کلان در ذیل این مضامین شناسایی و تعریف شده است؛ شمار اهداف کلان در مقابل مضامین فوق آورده شده است. در زیر به نمونه‌هایی از اهداف کلان لندن اشاره می‌شود:

  • تسهیل فرصت‌هایی برای طراحی‌های پایدار، فراگیر، نوآورانه و ستودنی جهت اعتلای شخصیت متمایز شهر.
  • فراهم‌سازی سیستم حمل و نقل عمومی پیشرفته‌ای که هم پایدار است هم نیازهای روزافزون همه کاربران به ویژه افراد توانخواه را برآورده می‌سازد.
  • گسترش خدمات ویژه افراد سالمند جهت توانمندسازی آنها برای برخورداری از استقلال بیشتر و سلامت بهتر تا حد امکان.
  • گسترش خدمات و پیامدهای ویژه کودکان و جوانان از جمله پشتیبانی از فعالیت‌های داوطلبانه کودکان و خانواده‌های آنها.
  • حفاظت و گسترش تنوع زیستی
  • تضمین اعمال بهترین استانداردهای انرژی و کارایی منابع در طراحی و اجرای محیط کالبدی و ارائه مشوق برای کاهش نشر کربن در همه بخش‌ها.
  • پشتیبانی و ترفیع شهر به عنوان یک دارایی فرهنگی و ترویج نشاط و تنوع در فعالیت‌های فرهنگی و فراغتی.
  • بهبود نشاط شهری و افزایش خرده‌فروشی‌ها در موقعیت‌های مناسب.
  • حمایت از انسجام اجتماعی به گونه‌ای که هر کسی احساس کند می‌تواند مشارکت داشته باشد.
  • کمینه‌سازی جوانب زیان‌بار اقتصاد شبانه و تداوم حمایت از محیط‌های پرنشاط و سرشار از غنای فرهنگی.

مجموعه مضامین راهبردی و اهداف کلان لندن شکل‌دهنده خط‌مشی‌ها، خدمات و بودجه‌های شهر هستند که پیوند محکمی با فعالیت‌های برنامه‌ریزی در بخش‌های عمومی، خصوصی و بخش سوم دارد. نکته حانز اهمیت آن است که استراتژی لندن به وسیله «برنامه‌ای اجرایی» حمایت می‌شود که پیامدهای کلیدی ناشی از اهداف و نیز اولویت‌های دوره اول برنامه‌ریزی را به تفصیل بیان کرده است.

 

شهر دوبلین

برنامه توسعه دوبلین با رویکردی میتنی بر اصول پایداری و یکپارچگی مضمونی[5]  تهیه و تدوین شده است. این رویکرد و فلسفه در سرتاسر برنامه همچون چشم‌انداز، راهبردهای اصلی، خط‌مشی‌ها، اهداف خرد، پهنه‌بندی و اجرا نفوذ کرده است. شورای شهر دوبلین شش مضمون گسترده برگزیده است که دربرگیرنده عناصر ضروری و بهم‌مرتبطی از یک رویکرد پایدار به توسعه آتی شهر است. این شش مضمون عبارتند از:

1. اقتصادی: توسعه شهر به عنوان قلب منطقه دوبلین و موتور اقتصاد ایرلند با شبکه‌ای از رسته‌های بخشی و فضایی رو به رونق، تمرکز بر استعدادهای خلاق و دارایی‌های خلاق.

2. اجتماعی: توسعه شهر به مثابه شهر فشرده با شبکه‌ای از همسایگی‌های پایدار و برخوردار از امکانات و انتخاب‌های متنوع مسکن، که مروج انسجام اجتماعی و یکپارچگی تمام جوامع قومی یا نژادی است.

3. فرهنگی: فراهم‌سازی امکانات فرهنگی سرتاسر شهر و افزایش آگاهی از میراث فرهنگی و گسترش ایمنی و خیابان‌های فعال از طریق طراحی ساختمان‌ها و نواحی عمومی.

4. فرم شهر و فضا: ایجاد شهری همبند و خوانا متکی بر خیابان‌های فعال و فضاهای عمومی باکیفیت و دارای حس مکان متمایز.

5. حرکت: کمک به ایجاد شبکه حمل و نقلی یکپارچه و فراهم‌سازی انتخاب‌های بیشتری در حمل و نقل. افزایش فرصت‌هایی برای زندگی و کار نزدیک به هاب‌ها و کریدورهای حمل و نقلی.

6. محیط زیست: فراهم‌سازی چارچوبی کلی شامل اصول، راهبردها و اهداف خرد کلیدی برای هدایت چشم‌انداز «دوبلین پایدار» در طول 25 تا 30 سال آینده، تضمین این که ساختمان‌ها می‌توانند با نیازهای متغیر سازگار شده و مروج راهبردهای مدیریت بهتر پسماندها شوند.

در دوره این برنامه توسعه، چشم‌انداز به سه راهبرد اصلی که سه رشته در هم‌تنیده قدرتمند را شکل داده‌اند، ترجمه شده است؛ که عبارتند از:

  • یک شهر فشرده، باکیفیت، سبز و همبند و فراهم‌ساز محیط پویایی با کاربری‌های مختلط برای زندگی، کار و تعاملات اجتماعی و فرهنگی.
  • یک شهر هوشمند که آفریننده بازیابی اقتصادی بلندمدت واقعی است.
  • شهری با همسایگی‌های پایدار و جوامع منسجم از نظر اجتماعی است.

در گام بعدی، برای هر یک از این رشته راهبردها تعدادی اولویت تعیین شده است. افزون بر این، در این برنامه 10 «پهنه کلیدی در حال توسعه» و نیز 9 «مرکز منطقه کلیدی» شناسایی و انتخاب شده است تا رسته‌هایی اقتصادی، تجاری و مسکونی نزدیک به کریدورهای حمل و نقل عمومی ایجاد نموده و هر کدام طبق راهبردهای اصلی و در چارچوب دوبلین پایدار توسعه پیدا کنند.

 

شهر توکیو

برنامه‌ریزی شهری در توکیو با تبیین سیاست‌های پایه برای پیاده‌سازی راهبردی «برنامه‌ریزی شهری سیاست‌محور» آغاز شده است. در این برنامه چشم‌انداز به عنوان مفهوم اصلی نه تنها برای تقویت رقابت‌پذیری بین‌المللی و بهبود ایمنی و امنیت شهر بلکه برای اهمیت بخشیدن به محیط زیست، فضای سبز و شکل شهر انتخاب شده است. سپس برای دستیابی به چشم‌انداز شش هدف کلان تعیین شده و جهت‌گیری‌های سیاستی که برای تحقق این اهداف کلان باید اتخاذ شود در قالب هفت راهبرد بیان شده است. شش هدف کلان توکیو عبارتند از:

1. حفظ و توسعه پویایی‌های رقابتی و قدرت تحرک شهر در سطح بین‌المللی

2. همزیستی با محیط زیست جهانی که جهت دستیابی به پایداری حیاتی است

3. احیای فضاهای زیبای شهری با پوشش فضای سبز غنی و آب

4. خلق، هدایت و ترویج فرهنگ منحصر به فرد توکیو

5. ایجاد شهری برای زندگی آسوده، ایمن و آرام شهروندان

6. جذب و هماهنگی مشارکت ذی‌نفعان گوناگون به ویژه شهروندان، شهرداری‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌های خصوصی

هفت راهبرد برنامه توکیو عبارت است از:

  • بهبود زیرساخت حمل و نقل منطقه‌ای
  • ایجاد مراکزی برای افزایش سرزندگی اقتصادی
  • ایجاد یک دوره گذار تا رسیدن به شهر کم‌کربن
  • شکل‌دهی به شبکه‌های آب و فضای سبز
  • خلق فضاهای شهری جذاب
  • دستیابی به محیط زندگی بهبودیافته
  • خلق یک شهر بسیار ایمن و مقام در برابر حوادث

نکته بارز این که مدیریت کلان‌شهری توکیو چهار منشور سیاستی برای برنامه‌های راهبردی منتشرکرده است که هر یک از برنامه‌های راهبردی ویژه پهنه‌های برنامه‌ریزی باید وفق این سیاست‌ها تنظیم شوند. عناوین این چهار سیاست عبارتند از 1) برنامه جامع پهنه‌های برنامه‌ریزی شهری، 2) سیاست توسعه مجدد شهری، 3) سیاست توسعه و بهبود مناطق مسکونی، و 4) سیاست توسعه بلوک‌های مقاوم در برابر حوادث.

 

شهر کوالالامپور

در برنامه 2020 کوالالامپور مجموعه‌ای از جهت‌گیری‌های راهبردی برای دستیابی به چشم‌انداز اتخاذ شده که بر پنج هدف کلان زیر متمرکز است:

هدف 1: ارتقای نقش کوالالامپور به عنوان یک مرکز تجاری و مالی در سطح بین‌المللی

هدف 2: ایجاد یک ساختار شهری متوازن و کارامد

هدف 3: ارتقای محیط زندگی شهری

هدف 4: خلق یک هویت و تصویر ذهنی متمایز از شهر

هدف 5: دستیابی به حکمروایی کارامد و اثربخش

در برنامه 2020، چشم‌انداز در قالب‌ها و اشکال گوناگونی از سازوکارهای اجرایی و پیاده‌سازی ترجمه شده است که برخی از آنها عبارتند از 1) سازوکار مدیریت، 2) سازوکار کنترل برنامه‌ریزی، 3) سازوکار بازاریابی و 4) سازوکار مشارکت. بدین ترتیب، چارچوب برنامه‌ریزی یکپارچه‌ای برای تضمین این که برنامه‌های پیشنهادی بر پایه همه خط‌مشی‌ها و راهبردهای شناسایی‌شده تعریف و توسعه یافته، فراهم شده است. این چارچوب یکپارچه دربرگیرنده برنامه‌های زیر است:

  • · برنامه ساختاری 2020 کوالالامپور
  • · برنامه محلی 2020 شهر کوالالامپور
  • · برنامه جامع شهرداری کوالالامپور
  • · برنامه و بودجه سالانه شهرداری کوالالامپور

هر یک از این برنامه‌ها دارای خط‌مشی‌ها و سیاست‌هایی است که در برنامه‌های فرودست ترجمه شده‌اند. این خط‌مشی‌ها متکی به مجموعه‌ای از پیشرانه‌ها[6] هستند که شکل‌دهنده راهبردهای برنامه‌ها خواهند بود. نمونه این پیشرانه‌ها عبارت است از:

  • · توسعه شهری پایدار و کارآمد
  • · توسعه اقتصاد شهری به گونه قوی، پویا و رقابتی
  • · سیستم حمل و نقل عمومی یکپارچه و کارآمد
  • · ارایه خدمات شهری، زیرساخت‌ها و امکانات با کیفیت
  • · ایجاد محیط زندگی شهری سرزنده و با هویت
  • · حکمرانی شهری مطلوب

به هر ترتیب، در ساختار برنامه‌ریزی شهر کوالالامپور پس از اهداف کلان، مجموعه‌ای از اهداف خرد و ذیل هر کدام، فهرستی از موضوعات مهم و خط‌مشی‌ها و راهبردهایی تعریف شده است.

 

شهر سیدنی

چارچوب برنامه‌ریزی یکپارچه شهر سیدنی دربرگیرنده سه برنامه با افق‌های مختلف است؛ 1) برنامه راهبردی اجتماع با افق ده ساله، 2) برنامه تحویل با افق چهار ساله و 3) برنامه عملیاتی یک ساله. همه این برنامه‌ها بر سه مفهوم شهر سبز، شهر جهانی و شهر همبند که چشم‌انداز سیدنی است، متمرکز هستند.

برنامه راهبردی اجتماعی سیدنی شامل چشم‌انداز، ده جهت‌گیری راهبردی، اهداف خرد، اقدامات و اهداف کمّی است. برنامه تحویل نیز در برگیرنده پروژه‌های اصلی، طرح‌ها و خدمات، شاخص‌های جمعی و منابع مالی چهار ساله می‌باشد. در برنامه عملیاتی سیدنی، پروژه‌های سالانه، شاخص‌های کلیدی عملکرد خدمات، بودجه سالیانه و جزییات درآمدهای شهر کگنجانده شده است.

اما ده جهت‌گیری راهبردی برای دستیابی به سیدنی پایدار در برنامه اجتماعی شهر عبارت است از:

1. شهری نوآور و رقابت‌پذیر در سطح جهانی

2. پیشتاز در عرصه زیست‌محیطی

3. حمل و نقل یکپارچه برای یک شهر همبند

4. شهری برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری

5. یک مرکز شهر دل‌پسند و بانشاط

6. جوامع و اقتصاد محلی پرطراوت

7. شهری خلاق و فرهنگی

8. مسکن برای جمعیت متنوع

9. توسعه، نوسازی و طراحی پایدار

  1. اجرا از طریق حکمرانی و مشارکت اثربخش

در ادامه برنامه سیدنی، هر یک از این جهت‌گیری‌های راهبردی به تعدادی هدف خرد شکسته شده و ذیل هر هدف مجموعه‌ای از کنش‌های راهبردی شناسایی شده است. برای نمونه، چند هدف خرد که در ذیل جهت‌گیری راهبردی 7 (شهر خلاق و فرهنگی) تعیین شده، آورده می‌شود:

  • · فراهم‌سازی رهبری فرهنگی و تقویت مشارکت‌های فرهنگی برای تقویت موقعیت سیدنی به عنوان یک شهر جهانی
  • · حمایت از فعالیت‌ها، مشارکت‌ها و تعاملات فرهنگی
  • · پشتیبانی از توسعه و رشد اقتصاد خلاق
  • · ترویج پذیرش و نوسعه میراث فرهنگی بومیان و تجلی معاصر آنها

 

شهر ریو دژانیرو

برنامه راهبردی شهر ریو با تبیین ده خط اصلی آغاز شده است. این خطوط اصلی در واقع همان آرمان‌های برنامه (معادل اهداف کلان) به شمار می‌روند که عبارتند از:

  • · بهبود کیفیت و دسترسی به خدمات عمومی شهرداری
  • · دگرگون‌سازی شهر با افزودن امکانات و تجهیزاتی که تناسب دقیقی با نیازها و رشد جمعیت دارد.
  • · پذیرش و تضمین بهره‌گیری پایدار از محیط زیست، و نیز مناظر و میراث طبیعی، فرهنگی و تاریخی شهر ضمن پیشرفت
  • · تضمین فرصت‌های برابر برای جوانان و کودکان ریو
  • · مشارکت در ایجاد محیط‌های کسب وکاری بسیار رقابتی و رشد اقتصادی پایدار
  • · تقویت توسعه بخش‌های راهبردی در اقتصاد ریو
  • · تبدیل ریو به شهری یکپارچه‌تر از جوانب فرهنگی و برنامه‌ریزی شهری
  • · کاهش شاخص‌های فقر سرتاسر شهر
  • · موقعیت‌یابی ریو به عنوان میانجی (هاب) اصلی سیاسی و فرهنگی در سطح بین‌المللی

سپس برنامه راهبردی به طور موضوعی در ده بخش سلامت، تحصیلات، حمل و نقل، مسکن و شهرسازی، نظم عمومی و حفاظت، مدیریت و اقتصاد عمومی، محیط زیست و پایداری، توسعه اقتصادی، فرهنگ، و توسعه اجتماعی بخش‌بندی شده است. در هر بخش نیز اهداف کلان ویژه همان بخش تعیین و تعریف شده است که در مجموع 56 هدف را شامل می‌شود. البته نوع نگارش این اهداف در سبک و سیاق اهداف عملیاتی است. برای تحقق این خطوط و اهداف نیز 58 ابتکار راهبردی[7] شناسایی شده است.

 

شهر نیویورک

برنامه راهبردی نیویو‌رک از ابتدا با تدوین چهار چشم‌انداز مختلف براساس اصول چهار مفهوم رشد، برابری، پایداری و تاب‌آوری شکل یافته است. سپس در ذیل هر چشم‌انداز، اهداف کلان به دو صورت گزاره‌های کوتاه و بلند شناسایی و تعریف شده‌اند که در مجموع 24 هدف کلان را تشکیل می‌‌دهند (به تمایز عنوان برخی از اهداف نظیر 80*50 دقت نمایید). این چشم‌اندازها و اهداف به شرح زیر می‌باشد:

چشم‌انداز 1: نیویورک برخوردار از پویاترین اقتصاد شهری دنیا که در آن خانواده‌ها، کسب و کارها و همسایگی‌ها کامیاب‌اند.

  • گسترش صنایع و کشاورزی
  • توسعه نیروی کار
  • مسکن
  • رونق همسایگی‌ها
  • فرهنگ
  • حمل و نقل
  • برنامه‌ریزی زیرساخت‌ها
  • پهنای باند

چشم‌انداز 2: نیویورک برخوردار از اقتصادی فراگیر و متعادل است که در آن مشاغلی با درآمد کافی و فرصت‌هایی برای شهروندان وجود دارد تا با امنیت و نجابت زندگی کنند.

  • · کودکی زودهنگام
  • · حکومت یکپارچه و خدمات اجتماعی
  • · همسایگی‌های سالم، زندگی فعال
  • · دسترسی به خدمات بهداشتی
  • · اصلاح عدالت قضایی
  • · چشم‌انداز صفر

 چشم‌انداز 3: پایدارترین شهر بزرگ دنیا و رهبر جهان در مقابله با تغییرات اقلیمی

  • · 80 در 50
  • · زباله صفر
  • · کیفیت هوا
  • · زمین‌های بازیافتی[8]
  • · مدیریت آب
  • · پارک‌ها و منابع طبیعی

چشم‌انداز 4: همسایگی‌ها، اقتصاد و خدمات عمومی به گونه‌ای فراهم شده تا برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی و دیگر تهدیدات قرن 21 آمادگی بیشتری وجود داشته باشد.

  • · همسایگی‌ها
  • · ساختمان‌ها
  • · زیرساخت‌ها
  • · دفاع از سواحل

چنانچه اشاره شد هر یک از اهداف کلان که در بالا به صورت کوتاه شناسایی شده‌اند در ادامه با گزاره‌های بلندتری تعریف شده‌اند، برای نمونه:

3فرهنگ: تسهیل دسترسی نیویورکی‌ها به منابع و فعالیت‌های فرهنگی

3توسعه نیروی انسانی: برخورداری از نیروی انسانی ماهر و توانمند مورد نیاز برای مشارکت در اقتصاد قرن 21

3کودکی زودهنگام: همه کودکان نیویورکی پروش یافته، محافظت شده و کامیاب خواهند بود.

سپس برای هر یک از اهداف کلان، ابتکارات راهبردی متعددی تعیین شده است. این ابتکارات راهبردی نزدیک به سطوح عملیاتی و کاملاً مشخص عنوان شده‌اند برای مثال، بهبود اثربخشی انرژی در ساختمان‌های تاریخی، تسهیل‌گری برای استفاده از وسائط نقلیه الکتریکی، افزایش مصرف مجدد از مواد، و انگیزش برای دوچرخه‌سواری.

شهر میسیساگا

چشم‌انداز شهر میسیساگا بر پنج ستون (مضمون) راهبردی استوار شده و به وسیله آنها پشتیبانی می‌شود که عبارتند از:

  • · حرکت: توسعه حمل و نقل‌محور شهر
  • · تعلق: تضمین کامیابی جوانان، سالمندان و مهاجران جدید
  • · اتصال: تکمیل همسایگی‌ها
  • · رونق: ترویج کسب و کارهای خلاق و نوآور
  • · سبز: گسترش زندگی سبز

سپس در ذیل هز یک از این مضامین، یک جهت‌گیری (در قالب بیانیه چشم‌انداز) و یک اصل و چندین هدف کلان (به دو صورت گزاره‌های کوتاه و بلند) تعریف شده است. فهرست اهداف شهر میسیساگا به شرح زیر است:

مضمون 1: توسعه حمل و نقل‌محور شهر

  • توسعه مسئولیت پذیری در قبال محیط زیست
  • ایجاد سامانه‌ای قابل اعتماد و راحت
  • افزایش ظرفیت حمل و نقل
  • رشد مستقیم
  • اتصال و پیوند شهر

مضمون 2: تضمین کامیابی جوانان، سالمندان و مهاجران جدید

  • تضمین استطاعت و دسترسی شهروندان
  • جذب و حفظ جوانان
  • پرورش فرهنگ‌های گوناگون
  • پشتیبانی از سالمندان در محل
  • جذب موسسات آموزش عالی
  • یکپارچه‌سازی فضاها و انجمن‌های مذهبی

مضمون 3: تکمیل همسایگی‌ها

  • توسعه همسایگی‌های پیاده‌مدار همبند (به‌هم‌متصل)
  • توسعه فضاهای عمومی عالی
  • ساخت و نگهداری زیرساخت‌ها
  • افتخار به جامعه
  • بهبود «دهکده‌ها»
  • حفظ ایمنی در شهر
  • ایجاد جامعه‌ای پرنشاط
  • فراهم‌سازی گزینه‌های حمل و نقلی
  • ایجاد مرکز شهری پرنشاط

مضمون 4: ترویج کسب وکارهای خلاق و نوآور

  • توسعه استعدادها
  • برآوردن نیازهای شغلی
  • ترویج مشارکت برای نوآوری
  • جذب کسب وکارهای نوآور
  • تقویت هنرها و فرهنگ

مضمون 5: گسترش زندگی سبز

  • هدایت و ترغیب مسئولیت‌پذیری‌های محیط زیستی
  • محافظت، اعتلا و پیوند محیط‌های طبیعی
  • ترویج فرهنگ سبز

چنانچه گفته شد هر یک از اهداف کلان شهر که در بالا به صورت کوتاه شناسایی شده‌اند در ادامه با گزاره‌های بلندتری تعریف شده‌اند، برای نمونه:

3بهبود دهکده‌ها: ارتقای خیابان‌های اصلی دهکده‌ها به عنوان یک مقصد نه صرفاً محل‌هایی برای عبور

3جذب و حفظ جوانان: ایجاد فرصت‌هایی برای تشکیل بنگاه‌هایی به عنوان مقاصد فرهنگی و هنری و عرضه آنها

3تضمین استطاعت و دسترسی: فراهم‌سازی دامنه‌ای از گزینه‌های سکونت، حمل و نقل، و خدمات دردسترس و در حد استطاعت شهروندان

 

شهر تورنتو

چشم‌انداز شهر تورنتو نیز بر چهار ستون (مضمون) راهبردی استوار شده و به وسیله آنها پشتیبانی می‌شود که عبارتند از:

  • · رودها و سواحل سالم
  • · فضاهای سبز و تنوع زیستی
  • · جوامع پایدار
  • · سرآمدی کسب و کار

پس از آن، 12 راهبرد در دوسته «راهبردهای رهبری» و «راهبردهای توانمندساز» شناسایی و تعریف شده که عبارتند از:

راهبردهای رهبری

  • گسترش اقتصاد سبز در منطقه تورنتو
  • مدیریت منابع آب منطقه‌ای برای نسل‌های فعلی و آینده
  • بازنگری فضاهای سبز برای بیشینه‌سازی ارزش آن
  • ایجاد جوامع کاملی محیط طبیعی و مصنوع را یکپارچه کرده
  • ترویج شهروندی پایدار
  • بازگویی داستان منطقه تورنتو

راهبردهای توانمندساز

  • ایحاد مشارکت‌ها و مدل‌های کسب و کاری جدید
  • گردآوری و به اشتراک‌گذاری بهترین دانش پایداری شهری
  • ارزیابی عملکرد
  • شتاب‌بخشی به نوآوری
  • سرمایه‌گذاری بر کارکنان
  • تسهیل یک رویکرد منطقه‌شمول به پایداری

در این برنامه برای هر راهبرد، چندین هدف عملیاتی و تعدادی کنش راهبردی تعریف شده است که تعداد آنها در جدول زیر نشان داده شده است. چنانچه از جدول پیداست 40 هدف خرد و 68 کنش راهبردی در این برنامه لحاظ شده است.

 

شماره راهبرد

# هدف خرد

# کنش راهبردی

1

3

5

2

4

6

3

3

7

4

4

4

5

3

5

6

4

5

7

3

7

8

4

6

9

3

6

10

3

5

11

3

7

12

3

5

مجموع

40

68

       

 

نتیجه‌گیری

اهداف کلان یا آرمان‌های هر برنامه راهبردی، مقاصد بلندمدتی هستند که در نظر است به دست آمده و به انجام برسند. در مقابل، اهداف خرد یا عملیاتی، پیشرفت‌ها و نتایج عینی و محسوسی هستند که می‌توانند با برداشتن چندین گام مشخص به دست آیند. مفهوم آرمان‌ها و اهداف اغلب بجای یکدیگر بکار برده می‌شوند، اما تفاوت اصلی میان آنها در سطح عینیت (مشخص بودن) و صراحت آنهاست. اهداف خرد بسیار واضح هستند، در حالی که اهداف کلان یا آرمان‌ها کمتر ساخت‌یافته‌اند.

اهداف کلان همیشه پیشروی در یک جهت خاص را نشان می‌دهند و اغلب درون یک قلمرو ناشناخته قرار می‌گیرند و از همین رو نمی‌توان آگاه شد که پایان آنها کجاست. در اهداف خرد، «موضوع» به چشم می‌خورد و محسوس و عینی هستند. آنها چیزی هستند که می‌توان آن را با حواس خود درک کرد. به همین دلیل، اهداف خرد را می‌توان به‌روشنی در چارچوب زمان، بودجه و نیازهای افراد مطرح نمود. معمولاً، کمتر راهی برای سنجش تحقق اهداف کلان وجود دارد یعنی اندکی مبهم هستند و نمی‌توان قطعاً گفت که به آنها دست یافته‌ایم. در حالی که توفیق در دستیابی به اهداف را به‌سادگی می‌توان سنجید.

در این مطالعه و گزارش تلاش شد تا با نگاهی گذرا بر ساختار شکست برنامه‌های راهبردی شهرهای برگزیده، اهداف سطح اول برنامه‌ها بررسی و تحلیل گردد. کوتاه‌سخن آنکه فرآیند هدف‌گذاری در این شهرها با در نظر گرفتن موارد زیر انجام پذیرفته است:

  • · بازنگری و بازبینی مهمترین دستاوردهای جاری در شهر
  • · شناسایی و بحث پیرامون مسائل، دغدغه‌ها، روندها و فرصت‌هایی که شاید خدمات، برنامه‌ها، خط‌مشی‌ها، منابع مالی و عملیات آتی در شهر را تحت تأثیر قرار دهند.
  • · شناسایی اولویت‌های موجود شهر
  • · شناسایی و بحث پیرامون برنامه‌ها، خط‌مشی‌ها، پروژه‌ها و طرح‌هایی که باید در سال‌های پیش رو در شهر مد نظر قرار گیرد.
  • · انتخاب اولویت‌های یک تا دو سال آینده توسط شورا و مقامات شهر

 

شهر

مضمون

هدف کلان

راهبرد

هدف خرد

استانبول

-

17

-

88

جده

13

-

-

64

دبی

6

20

-

-

لندن

5

26

-

-

دوبلین

6

-

3

220

توکیو

-

6

7

-

کوالالامپور

-

5

-

-

سیدنی

-

-

10

-

ریو

-

10

-

56

نیویورک

-

24

-

-

میسیساگا

5

28

-

-

تورنتو

4

-

12

40

 

اما دیگر بررسی‌ها نشان می‌دهد:

1.فرآیند هدف‌گذاری در برنامه‌ریزی دارای گستره بسیار بازی است، به‌گونه‌ای که وحدت رویه و روش همسانی برای آن وجود ندارد. مبانی نظري نیز به اندازة كافي توانمند نيست تا يكباره مسير‌هاي (گام‌هاي متوالي) نظري يكپارچه براي دستيابي به اهداف را ارايه نماید.

2.برای ایجاد تمرکز و دستیابی به نتیجه الزاماً نباید تمام سطوح یک برنامه راهبردی به ویژه اهداف کلان را شناسایی و تعریف نمود. چنانچه در برخی از شهرها، اهداف کلان تعیین نشده است.

3.گاهی بجای اهداف کلان پس از چشم‌انداز، مضامین یا ارکان راهبردی برنامه در سطح اول تعیین می‌شوند تا جهت و مسیر حرکت را مشخص نمایند. البته گاهی نیز از هر دو یعنی هم از مضامین راهبردی و هم از اهداف کلان بهره گرفته شده است.

4.در بیشتر برنامه‌ها اهداف کلان به‌گونه‌ای خلاصه و کوتاه عنوان می‌شوند تا به‌یادسپاری آنها ساده گردد. چنانچه در چند شهر برای بیان اهداف کلان از یک یا دو اصطلاح استفاده شده و بلافاصله در زیر هر اصطلاح، گزاره‌ای بلند در جهت تبیین هدف ارائه شده است.

5.برای پرهیز از برداشت‌های گوناگون از گزاره هدف، در اسناد برنامه اقدام به تفسیر و توضیح اهداف و افزودن شناسه‌های متعددی به گزاره‌های اهداف شده و برای بیان و انتقال آنها از همه این شناسه‌ها استفاده می‌شود.

6.هیچ قاعده مرجحی برای تعیین تعداد اهداف برنامه وجود ندارد. همان‌گونه که آمار جدول زیر نشان می‌دهد برخی از شهرها هیچ هدف کلانی را شناسایی ننموده و در شهری همچون لندن 26 هدف کلان تعریف شده است.

7.سرمنشأ اهداف شهرها ترکیبی از دو دیدگاه مشکل‌سو و هدف‌سو است. به بیان بهتر، مطالعه اسناد راهبردی شهرها دلالت بر این دارد که برخی از اهداف برگرفته از مشکلات اصلی شهر و برخی دیگر برگرفته از آینده‌ای است که چشم‌انداز شهر تجویز می‌نماید.

8.مهمترین نکته در بررسی ساختار برنامه‌ها این است که یک برنامه راهبردی چارچوبی است که باید با برنامه‌های دیگری پشتیبانی شود همانند برنامه سیاستی شهر، برنامه‌های ویژه، برنامه سالانه، برنامه ارزیابی و حتی بودجه. در هیچ یک از برنامه‌های راهبردی تمام این نیازها در یک سند راهبردی پاسخ داده نشده است.

9.با توجه به بند فوق، برای پرهیز از تعارض میان برنامه‌ها و اهداف هر یک لازم است از روش‌شناسی‌های تفكيك، تسری و هماهنگي اهداف و اندركنش آنها براي رفع كاستي‌ها بهره‌گيري نمود.

10. در بیشتر اسناد بررسی‌شده، خواست مدیران و برنامه‌ریزان شهر از شهروندان آن بوده است که مجموعه اهداف و پیامدهای ناشی از تحقق آنها را شناخته و با مشارکت همگانی در جهت دستیابی به آنها گام‌های مؤثری بردارند.



[1] Ideals

[2] Goals

[3] Objectives

[4] Strategic Themes

[5] Thematic Integration

[6] Thrust

[7] Strategic Initiative

[8] Brownfields