راهپور مهرباني
چو گلي و آفتابي به جهان مهرباني
خنك آن تني كه گيرد ز تو جان مهرباني
نه من از تو در شگفتم ز نوازشي كه ديدم
كه به هر دري هميني و همان مهرباني
به نگارخانهي دل هنري نمانده در كس
كه تو را به رخ كشيدم به نشان مهرباني
به سياهبوم بختم، همه آب زندگاني است
چه در ابر تيره باشد چه روانه! مهرباني
ز فرشتگان شنيدم كه در آسمان بخوانند
سخني كه از تو دارم به زبان مهرباني
به از اين چه جاي پندم به ستمسراي خاكي
نبرد زمانه سودي به زيان مهرباني
دل راهپور* ما را چو به زير پر گرفتي
كند از دهان تنگت گذران مهرباني
تو گشودهاي به شادي همه دست نيك شاهي
منم آن گداي راهي سر خوان مهرباني
دل و چشمت اي كبوتر به خداست در تپيدن
به بهارخواب هستي، نگران مهرباني
به فراخناي چشمت نرسد اگر بر آيد
پر و بال مرع بينش به كران مهرباني
* راه پور: ابن سبيل، در راه مانده ؛ جسارت بنده در واژه سازي بجاي ابن سبيل
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید