دل قوي دار كه دردانه غمت چاره كند

لحن آواز خوشت، رنج و غم آواره كند

پند و اندرز مگو، مست چو ديوانه برقص

بند بگشاي كه زنجير، به صد پاره كند

ناله از دوري ساغر سببش جام تهي است

مست جاويد تو را ساقي اين‌كاره كند

زلف دلدار پريشان و لبش لعل و نگين

چون سليمان كه صبا خاتم انگاره كند

چشم دل باز كن و ديده ظاهر مپسند

جلوه، دلدار نكوخوي چو مه‌پاره كند

دل به دريا فكن و عشق گزين، دين بگذار

بس كه تزوير و ريا زاهد ميخواره كند

پند درويش نيوش و سخن از عشق بگو

كفر و طامات چو دين، شيخ ستمكاره كند

هم به درمان و همي درد مرا بود اميد

چون كه عارف به غزل درد نهان چاره كند

شهاب افضل 99/9/1

فرسته اي از سوي دوست گرامي و بزرگوارم جناب آقاي شهاب افضل بر پايه غزل "چاره" در فرسته پيشين