عشق به گرد ماه‌ام آینه بسته بر ما

در دل کهکشانش، عقل ستاره‌پیماست

چشم دگرپذیری شهپر کامیابی است

دست خیال من در دیدن یار، بالاست

نقش نگار ما را پنجه‌ی عشق بندد

این همه ذهن زیبا زآن رخ ماه‌سیماست

تن به کشیدگی ده چون مِه و ابر و بنگر

پرتو یار ما در هر چه به نام، پیداست

گشت و گذار درد از یاد گناه تا کی؟!

بازی دوست باشد واکنشی که از ماست

اوست ز هم‌سرشتی، آب‌رسان جان‌ها

ما همه برگ سبز و او چو درخت تنهاست

فروردین 1401

به بهانه خواندن کتاب روح اسپینوزا

نوشته نیل گراسمن

ترجمه مصطفی ملکیان