آواز پر جبرییل
پیک خورشید زبانی تو به پهنای دلم
که غزل تشنه شد از شور تو هر جای دلم
آبگیری که پر از بیم جدایی است مرا
پیش یاسش زدهام تخت نکیسای دلم
چهجهانیست درین شصتهزار آیت مهر
که به هر دورنمایی نرود پای دلم
بزن از شیشهی خونگرم چراغم بیرون
تا فلک بشنود آواز پریسای دلم
داغ هر واژه که بر سینه کشید از پر ِ تو
راه ِ جان میزند از ما شب ِ یلدای دلم
مانده از من به چهل روز تهی دامن دشت
تا که چشمان تو گشت آتش ِ سینای دلم
روسپید از در ِ آنند اگر آتش و ماه
پرتو نوشان ِ میاند از ته ِ مینای دلم
آسمان از چه ندانست پیام ِ من و تو
که شکار است جهان از دم ِ گیرای دلم
میکنی آینهداری به خودآرایی ِ عشق
در خودآگاهی ِ فرزند ِ کلیسای ِ دلم
جامه بر یوسف ِ پندار من امشب بدرند
گر نبندد رخ ِ تو ، دست زلیخای دلم
اریبهشت 1401
این وبلاگ با این هدف ایجاد شد تا آغازی باشد برای معرفی و در دسترس قرار دادن آثاری که میتوان خارج از چارچوبهای دست و پاگیر به دست مخاطب آن رسانید. ابتدا با به اشتراک گذاشتن آثار خود شروع کردم اگر شما هم یاری کنید وبلاگ به سایتی جامع تبدیل خواهد شد. اگر مطالب برایتان مفید بود خواهش میکنم با پرداخت هزینه ای اندک ما را در نشر آثار دیگر کمک کنید